« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

اهل بیت از دیدگاه اهل سنت | مقالات 15 خرداد 1389
الحمد لله، نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضل له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، صلَّى اللهُ وسلَّم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه، ومَن سلك سبيلَه، واهتدى بهديه إلى يوم الدِّين،

أمَّا بعد:صحبت از اهل بیت پیامبر صحبت از عشق ودلدادگی است صحبت از صفا وصمیمیت است صحبت از مردان خداست مردانی که فرشته وار درروی زمین زیستن و برای خدا بودند.

بنده در این مقاله بر آنم تا گوشه ای از فضایل آن رادمردان تاریخ را به تصویر بکشانم هر چند می دانم که در این جند سطر نمی توان فضایل آن بزرگان را بازگو نمود.

در ابتدا به عنوان مقدمه عقیده اهل سنت وجماعت را در مورد اهل بیت بیان می نمایم تا روشن شود که اهل سنت تا چه اندازه نسبت به اهل بیت رسول مکرم اسلام احترام قایل هستند وچقدر اهل بیت را دوست دارند.

عقیده اهل سنت در مورد اهل بیت این است که اهل بیت رسول الله محب و دارای ارج واحترام هستند تمام اهل سنت اهل بیت را دوست دارند اهل بیت رسول مکرم اسلام چه آنان که جزو صحابه بودن چه تابعین وچه بعد از آنان دارای احترام وارزش هستند زنان پیامبر جزو اهل بیت پیامبرند ودارای قدر ومنزلت وآنان امهات مومنین محسوب می شوند.

اهل بیت کیست؟

در مورد اینکه اهل بیت به چه کسانی گفته می شود در بین علما اختلاف هست قول صحیح این است که اهل بیت به کسانی گفته می شود که دادن صدقه به آنان حرام است وآنان عبارتند از زنان پیامبر و فرزندانش وهر مسلمانی ازنسل عبدالمطلب که بنی هاشم وبنی عبدمناف را شامل می شود.

ودلیل براین مساله که فرندان عمویش جزو اهل بیت او هستند حدیثی است که امام مسلم در صحیحش آورده است حدیث شماره 1072 : عن عبدالمطلب بن ربيعة بن الحارث بن عبدالمطلب أنَّه ذهب هو والفضل بن عباس إلى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - يطلبان منه أن يُولِّيهما على الصَّدقةِ ليُصيبَا مِن المال ما يتزوَّجان به، فقال لهما - صلى الله عليه وسلم -: إنَّ الصَّدقة لا تنبغي لآل محمد؛ إنَّما هي أوساخُ الناس ثمَّ أمر بتزويجهما وإصداقهما من الخمس.

امام شافعی می فرمایند: که دلیل اینکه صدقه بر بنی مطلب و بنی عبدمناف و بنی هاشم حرام است این است که خمس به آنان تعلق می گیرد دلیل آن هم حدیثی هست که امام بخاری رحمة الله علیه در صحیحش آن را آورده حدیث شماره 3140: عن جُبير بن مُطعم، الذي فيه أنَّ إعطاءَ النَّبِيِّ - صلى الله عليه وسلم - لبَنِي هاشم وبنِي المطلب دون إخوانِهم من بنِي عبد شمس ونوفل؛ لكون بنِي هاشم وبَنِي المطلب شيئاً واحداً.

اما در مورد اینکه زنان پیامبر جزو اهل بیت وی محسوب می شوند اهل سنت استدلال به قرآن می نمایند که خداوند متعال در قرآن می فرماید : (وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِن ءَايَاتِ اللهِ وَالحِكْمَةِ إِنَّ اللهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا)

وقتی به سیاق آیات نگاه کنیم قبل وبعد آیه متوجه میشویم که این آیات دلالت بر این دارند که زنان پیامبر جزو اهل بیت وی محسوب می شوند.

دلیل دیگر که همسران وی جزو اهل بیت وی محسوب می شوند این است که لفظ آل در حدیث (إنَّ الصَّدقةَ لا تَحلُّ لمحمَّدٍ ولا لآل محمَّد))، آمده است. دلیل دیگر روایت ابن أبي شيبة با إسنادٍ صحيح ازابن أبي مُلَيكة: (أنَّ خالد بنَ سعيد بعث إلى عائشةَ ببقرةٍ من الصَّدقةِ فردَّتْها، وقالت: إنَّا آلَ محمَّدٍ - صلى الله عليه وسلم - لا تَحلُّ لنا الصَّدقة).

دلیل دیگری که علما برای این مساله می آورند می گویند که زنان پیامبر بعد از حیات ایشان بر دیگران حرام هستند چون زنان پیامبر هم در حیات وهم در آخرت همسران پیامبر محسوب می شوند.

در بیشتر دعاها پیامبر می فرمود: اللَّهمَّ اجعل رزقَ آل محمَّد قوتاً یا در اضحیه می فرمود: (اللَّهمَّ هذا عن محمد وآل محمد) همینطور حضرت عایشه می فرمایند: ما شبع آلُ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - من خُبز بُرٍّ)، پس لفظ آل دلات بر این دارد که زنان وی هم شامل می شود.

فضیلت ومکانت اهل بیت در قرآن

قال الله عزَّ وجلَّ: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الله وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ الله أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا يَا نِسَآءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيرًا وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ للهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا يَا نِسَآءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَآءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ إنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِن ءَايَاتِ اللهِ وَالحِكْمَةِ إِنَّ اللهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا.

قول خدا بر این مساله که : {إنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا} دلالت بر فضیلت آل بیت پیامبر دارد و آنها کسانی بودند که صدقه برآنان حرام است.

آیه دلالت فضایل دیگری برای همسران حضرت است که آنها دربین اختیار دنیا وپیامبر، پیامبر را انتخاب نمودند.
فضیلت دیگر که در این آیه به چشم می خورد این است که : وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُم آنها توصیف شدند که جزوامهات مومنین بشمار می آیند .

اما فضیلت دیگر درمورد دیگر اهل بیت وی من جمله حضرت مولا علی کرم الله وجهه و فاطمه زهرا (ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا) و غیره .. که خداوند در مورد مولا علی به آن پرداخته است ..

فضیلت اهل بیت در سنت مطهره پیامبر
در صحیح مسلم حدیث شماره (2424) آمده است عن عائشةَ رضي الله عنها قالت: (خرج النَّبِيُّ - صلى الله عليه وسلم - غداةً وعليه مِرْطٌ مُرَحَّل مِن شَعر أسود، فجاء الحسن بن علي فأدخله، ثمَّ جاء الحُسين فدخل معه، ثمَّ جاءت فاطمةُ فأدخلَها، ثمَّ جاء عليٌّ فأدخله، ثمَّ قال: {إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا.

در صحیح مسلم حدیث شماره (2404) از حديث سَعد بن أبي وقَّاص رضي الله عنه آمده است که قال: (لَمَّا نزلت هذه الآيةُ {فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ} دعا رسولُ الله - صلى الله عليه وسلم - عليًّا وفاطمةَ وحَسناً وحُسيناً، فقال: اللَّهمَّ هؤلاء أهل بيتِي.
در صحیح مسلم حدیث شماره (2408) بإسناده عن يزيد بن حيَّان قال: ((انطلقتُ أنا وحُصين بن سَبْرة وعمر بنُ مسلم إلى زيد بنِ أرقم، فلمَّا جلسنا إليه، قال له حُصين: لقد لقيتَ ـ يا زيد! ـ خيراً كثيراً؛ رأيتَ رسولَ الله - صلى الله عليه وسلم -، وسمعتَ حديثَه، وغزوتَ معه، وصلَّيتَ خلفه ً، حدِّثْنا ـ يا زيد! ـ ما سَمعتَ من رسولِ الله - صلى الله عليه وسلم -، قال: يا ابنَ أخي! والله! لقد كَبِرَتْ سِنِّي، وقَدُم عهدِي، ونسيتُ بعضَ الذي كنتُ أعِي من رسول الله - صلى الله عليه وسلم -، فما حدَّثتُكم فاقبلوا، وما لا فلا تُكَلِّفونيه، ثمَّ قال: قام رسولُ الله - صلى الله عليه وسلم - يوماً فينا خطيباً بماءٍ يُدعى خُمًّا، بين مكة والمدينة، فحمِد اللهَ وأثنى عليه، ووعظ وذكَّر، ثم قال: أمَّا بعد، ألا أيُّها الناس! فإنَّما أنا بشرٌ يوشك أن يأتي رسولُ ربِّي فأُجيب، وأنا تاركٌ فيكم ثَقَلَيْن؛ أوَّلُهما كتاب الله، فيه الهُدى والنُّور، فخذوا بكتاب الله، واستمسكوا به، فحثَّ على كتاب الله ورغَّب فيه، ثم قال: وأهلُ بَيتِي، أُذكِّرُكم اللهَ في أهل بيتِي، أُذكِّرُكم اللهَ في أهل بيتِي، أُذكِّرُكم اللهَ في أهل بيتِي، فقال له حُصين: ومَن أهلُ بيتِه يا زيد؟ أليس نساؤه من أهل بيتِه؟ قال: نساؤه مِن أهل بيتِه، ولكن أهلُ بيتِه مَن حُرِم الصَّدقةُ بعده، قال: ومَن هم؟ قال: هم آلُ عليٍّ، وآلُ عَقيل، وآلُ جعفر، وآلُ عبَّاس، قال: كلُّ هؤلاء حُرِم الصَّدقة؟ قال: نعم!)

جایگاه اهل بیت در نزد صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین

أبو بكر الصديق رضي الله عنه:

در صحیح بخاری حدیث شماره (3712) آمده است که ابوبکر صدیق رضی الله عنه به حضرت علی کرم الله وجهه فرمود: قسم به خدایی که جانم در قبضه قدر ت اوست نزدیکان پیامبر وبستگان او از بستگان خودم در نزدم محبوب تر و دوست داشتنی تر است.
و باز در صحیح بخاری حدیث شماره (3713 از ابن عمر آمده که حضرت صدیق فرمودند (ارقُبُوا محمداً - صلى الله عليه وسلم - في أهل بيته)
در صحیح بخاری حدیث شماره 3542 آمده است که روزی ازروزها حضرت ابوبکر صدیق نماز عصر را خواندند واز مسجد بیرون آمدند در مسیر راه حضرت حسن را دیدند که همرا ه بچه ها بازی می کند صدیق اورا بدوش گرفت وگفت: پدر ومادرم فدایش باد بسیار شبیه پیامبر است نه علی در حالیکه حضرت علی می خندید.

عمر بن الخطاب وعثمان بن عفان رضي الله عنهما

در صحیح بخاری می خوانیم که عن أنس رضي الله عنه فرمود : (أنَّ عمر بن الخطاب كان إذا قُحِطوا استسقى بالعباس بن عبدالمطلب، فقال: اللَّهمَّ إنَّا كنَّا نتوسَّل إليك بنبيِّنا - صلى الله عليه وسلم - فتسقينا، وإنَّا نتوسَّلُ إليك بعمِّ نبيِّنا فاسقِنا، قال: فيُسقَوْن). در این جا حضرت عمر متوسل به عموی پیامبر خدا شدند چون قدر ومنزلت در نزد خدا داشت حضرت ابولفضل از نیک مردان تاریخ اسلام بود.

و در تفسیر ابن کثیر آیه شوری آمده است که حضرت عمر به حضرت عباس گفت ((والله لإِسلاَمُك يوم أسلمتَ كان أحبَّ إليَّ من إسلامِ الخطاب لو أسلَمَ؛ لأنَّ إسلامَك كان أحبَّ إلى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - من إسلام الخطاب))، و همچنین ابن سعد در الطبقات خود آورده است زمانی که حضرت عمر دیوان را وضع نمود به اهل بیت رسول خدا بیشتر می رسید.

در حدبثی پیامبر خدا فرمودند : ((كلُّ سبب ونَسبٍ منقطعٌ يوم القيامة إلاَّ سبَبِي ونسبِي))، بر طبق همین حدیث بود که حضرت عمر با ام کلثوم دختر حضرت علی کرم الله وجهه و حضرت فاطمه سیدة نساء العالمین ازدواج نمودند و حتی تمامی خلفای راشدین یا داماد پیامبر بودند مثل سیدنا علی رضی الله عنه و و حضرت عثمان ذی النورین و یا پدر زن رسول خدا محسوب می شدند مثل ابوبکر صدیق و عمر فاروق رضی الله عنهم اجمعین.
و در سير أعلام النبلاء ذهبي وتهذيب التهذيب ابن حجرآمده است که : (( زمانی که حضرت عباس عموی پیامبر رد می شد حضرت عمر و عثمان سواره بودند بخاطر احترام عموی پیامبر ار اسبشان پیاده می شدند.

در:طبقات ابن سعد در مورد عمر بن عبدالعزیزآمده است که وی به فاطمه دختر حضرت علی فرمود: ((يا ابنة علي! والله ما على ظهر الأرض أهلُ بيت أحبُّ إليَّ منكم، ولأَنتم أحبُّ إليَّ مِن أهل بيتِي))

جایگاه اهل بیت در نزد علمای اهل سنت:
حضرت ابوالفضل العباس عموی رسول اکرم
امام ذهبي در سير أعلام النبلاء در مورد ایشان می گوید :
((كان مِن أطولِ الرِّجال، وأحسنِهم صورة، وأبهاهم، وأجهرِهم صوتاً، مع الحِلْمِ الوافر والسُّؤْدد...
2-عموی رسول خدا حمزه رضي الله عنه:
ابن عبدالبردر الاستيعاب در مورد ایشان می فرمایند که ((حمزة بن عبدالمطلب بن هاشم عمُّ النَّبِيِّ عليه الصلاة والسلام، كان يُقال له: أسد الله وأسد رسوله، يكنى أبا عمارة وأبا يعلى أيضاً)).
امام ذهبی در مورد ایشان می گوید :(الإمام البَطل الضِّرغام أسد الله أبو عُمارة وأبو يعلى القرشي الهاشمي المكي ثم المدني البدري الشهيد، عمُّ رسول الله - صلى الله عليه وسلم -، وأخوه من الرَّضاعة)
3-أمير المؤمنين علي بن أبى طالب رضي الله عنه
ابن عبدالبر رحمه الله في الاستيعاب جلد (3/ 47 حاشية الإصابة) در مورد وی می گوید که وسُئل الحسن بن أبي الحسن البصري عن علي بن أبي طالب رضي الله عنه؟ فقال:كان عليٌّ والله! سَهماً صائباً من مرامي الله على عدوِّه، وربَّانيَّ هذه الأمَّة، وذا فضلها وذا سابقتها وذا قرابتِها من رسول الله - صلى الله عليه وسلم -، لَم يكن بالنومة عن أمر الله، و لا بالملومة في دين الله، ولا بالسروقة لمال الله، أعطى القرآن عزائمَه، ففاز منه برياضٍ مونِقة، ذلك عليُّ بن أبي طالب يا لُكَع.
دوم در فتح خیبر پیامبر فرمود فردا این پرجم را به دست کسی خواهم داد که خدا ورسول از وی راضی باشند تمام اصحاب آرزو داشتند که این فضیلت نصیب آنها شود اما پیامبر حضرت علی را صدا زد وپرچم را به او داد .
ابن حجر در مورد فضیلت حضرت علی می فرمایند که سیدنا علی کرم الله وجهه بن عبدالمطلب بن هاشم ابو تراب ابوالحسنین پسر عموی رسول خدا داماد او از سابقین اولین در اسلام است وی جزو عشره مبشره محسوب شده در روی زمین کسی بهتر وبرتراز وی نبوده ونخواهد بود.
مکانت و فضیلت علی بن ابیطالب بسیار زیاد است پیامبر در مورد وی فرمود: ( من احب علیا فقد احبنی و من ابغض علیا فقد ابغضنی علی منی و انا من علی و هو لکل مومن بعدی)
فضیلت بعدی این امام همام این است که وی در تمامی غزوات همراه پیامبر بود مگردرغزوه تبوک که پیامبر اورا جانشین خودش در مکه ساخت.
پیامبر طوری محبت علی داشت که برای دیدن او دعا کرد در حدیثی که ترمذی در مناقب آن را آورده است از ام عطیه روایت است که (بعث رسول الله جیشا فیه علی قالت سمعت رسول الله رافعا یدیه و یقول اللهم لاتمتنی حتی ترینی علیا)
دختر گرامی رسول خدا فاطمه زهرا رضي الله عنها:
فضیلت این بانوی بزرگ بقدری زیاد است که زبان و قلم ازبیان آن عاجز و ناتوان است اما بنده به پاره ای از فضایل ربانی این بانوی بزرگ و این فرشته زمینی اشاره می کنم.
حدیثی از عائشة أمِّ المؤمنين رضي الله عنها هست که ایشان فرمود : ((ما رأيتُ أحدًا أشبهَ سَمْتاً ودَلاًّ وهَدْياً برسولِ الله في قيامها وقعودها من فاطمة بنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم -...)) رواه أبو داود (5217) وترمذي (3872)،
أبو نعيم یکی از بزرگان اهل سنت درالحلية (2/39) می گوید : ((ومن ناسكات الأصفياء، وصفيَّات الأتقياء: فاطمة رضي الله تعالى عنها، السيِّدةُ البَتول، البَضْعَة الشبيهةُ بالرسول، أَلْوَطُ أولاده بقلبه لُصوقاً، وأوَّلهم بعد وفاته به لحوقاً، كانت عن الدنيا ومتعتها عازفة، وبغوامض عيوب الدنيا وآفاتها عارفة)).
ذهبي ـ رحمه الله در السير (2/118 ـ 119) : در مورد حضرت زهرا می گوید ((سيِّدةُ نساء العالمين في زمانها، البَضْعَةُ النَّبويّة والجهة المصطفويّة، أمُّ أبيها، بنتُ سيِّد الخلق رسول الله - صلى الله عليه وسلم - أبي القاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف القرشية الهاشمية، وأمُّ الحسنين))،: ((وقد كان النَّبِيُّ - صلى الله عليه وسلم - يحبُّها ويكرمُها ويُسِرُّ إليها،
ابن كثير ـ رحمه الله در البداية والنهاية (9/485): می گوید که حضرت زهرا ملقب به ام ابیها بود در حالیکه کوچکتر ازهمه دختران پیامبر بود اما پیامبراین لقب را به دادند و این فضیلتی بر فضایل این بانوی بزرگ است
سِبطُ رسول الله - صلى الله عليه وسلم – امام حسنُ بنُ علي بن أبي طالب رضي الله عنهما:
ابن عبدالبر رحمه الله في الاستيعاب جلد (1/369 حاشية الإصابة): در مورد این شخصیت بزرگوار می گویدکه او ریحانتی رسول مکرم اسلام در در دنیابود امام حسن شخصیتی بود بسیار حلیم با ورع وتقوا ذهبی در السير (3/245 ـ 246): در مورد وی می گوید (الإمامُ السيِّد، رَيحانةُ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وسِبطُه، وسيِّد شباب أهل الجَنَّة، أبو محمد القرشي الهاشمي المدني الشهيدوقد كان هذا الإمامُ سيِّداً، وَسيماً، جميلاً، عاقِلاً، رَزيناً، جَوَاداً، مُمَدَّحاً، خيِّراً، دَيِّناً، وَرِعاً، مُحتشِماً، كبيرَ الشأنِ).
سِبطُ رسول الله - صلى الله عليه وسلم –امام حسین بن علي بن أبي طالب رضي الله عنهما:
ابنُ عبدالبر رحمه الله في الاستيعاب (1/377 حاشية الإصابة): در مورد وی این چنین می گوید: ( وكان الحسين فاضلاً ديِّناً كثيرَ الصَّومِ والصلاةِ والحجِّ)
او وبرادرش امام حسن سید شباب اهل جنه و نور چشم اهل سنت هستند.
ذهبيّ ـ رحمه الله ـ در السير (3/280):در مورد وی می گوید:
(الإمام الشريفُ الكاملُ، سِبطُ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - ورَيْحانتُه من الدنيا ومَحبوبُه، أبو عبدالله الحسين بن أمير المؤمنين أبى الحسن علي بن أبي طالب بن عبدالمطلب بن هاشم ابن عبد مَناف بن قُصَي القرشي الهاشمي).
این شخصیت بزرگوار در حادثه کربلابه دست کوردلان تاریخ ناجوانمردانه ومظلومانه به شهادت رسید.
امام شافعی در رثای او شعری سروده است که خالی از لطف نیست آن را محضر دوستان تقدیم نمایم
امام شافعی رحمه الله می فرمایند:
تزلزلت الدنیا لال محمد ..................... و کادت لهم صم الجبال تذوب
فمن مبلغ عنی الحسین رساله ...................... و ان کرهتها انفس و قلوب
قتیل بلاجرم کان قمیصه ..................... صبیغ بما الارجوان خضیب
تصلی علی المختار من آل هاشم ...................... و تغزو بنیه ان ذالعجیب
لئن ذنبی حب آل محمد .................... فذلک دنبی لست عنه اتوب
أمُّ المؤمنين خديجة بنت خويلد رضي الله عنها همسر گرامی پیامبر:
ذهبي در سير (2/109 ـ110): خودش آورده است که حضرت خدیجه أمُّ المؤمنين وسيِّدة نساء العالمين در زمان خودش بود مادر فرزندان رسول خدا بخصوص حضرت زهرا بود به غیر ابراهیم اولین کسی که به او ایمان آورد و حامی ویار ویاور رسول خدا در تمام احوال بود شخصیتی مومن دیندار با تقوا کسی که پیامبر وی را بسیار دوست می داشت وتا وقتی وی در قید حیات بود رسول خدا هیج زنی اختیار نکرد ... حضرت خدیجه کسی بود که خداوند متعال اورا بشارت به قصری در بهشت داد بود وی کسی بود که خداوند متعال توسط جبریل سلام بر او داد چه افتخاری از این بالا تر وبرتر.
عبدالله بن عباس پسر عمِّ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - رضي الله عنهما:
شخصیتی که در علم تفسیر قرآن سر آمد همه بود در صحیح بخاری آمده است که روزی از روزها حضرت عمر به همراه جمعی از صحابه بر عبدالله ابن عباس وارد شد در حالیکه عبدالله سنی نداشت اصحاب گفتند که چرا وی براین کودک داخل شده است در حالیکه ما هم کودکانی داریم حضرت عمر فرمود وی کودکی آگاه هست و در مورد این آیه سوالی مطرح کرد : {إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللهِ وَالفَتْحُ )
بعضی گفتند دلیل بر این است که امر شدیم بر تسبیح پروردگار و اینکه از او طلب آمرزش نمایم حضرت عمر رو به عبدالله ابن عباس کرد و گفت تو چه می گوی همینطوراست که اینها می گویند عبدالله گفت نه یا امیر المومنین بلکه این سوره دلیل بر این است که خداوند به رسولش خبر می داد که مرگت نزدیک است پس حال {فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}، حضرت عمر فرمود بسیار عالی همینطور است که می گویی.
ودرطبقات ابن سعد (2/369) از سَعد بن أبي وقَّاص رضي الله عنه روایت است که وی فرمود : (ما رأيتُ أحضَرَ فهْماً ولا أَلَبَّ لُبًّا ولا أكثرَ علماً ولا أوسَعَ حِلْماً من ابن عباس، ولقد رأيتُ عمر بنَ الخطاب يدعوه للمعضلات)
و از جابر بن عبدالله رضي الله عنهما روایت است که زمانی که موت عبدالله ابن عباس فرا رسید وی دودستش بر هم زد وبسیار نارحت شد و فرمود (مات أعلمُ الناس، وأحلَمُ الناس، ولقد أُصيبَتْ به هذه الأمَّة مُصيبة لا تُرتق
وهمینطورأبي بكر بن محمد بن عمرو بن حزم می فرماید که زمانی که ابن عباس از دنیا رفت رافع بن خديج فرمود مات اليوم مَن كان يَحتاج إليه مَن بين المشرق والمغرب في العِلم
ابن كثير ـ رحمه الله ـ در البداية والنهاية (12/88) آورده است که عمر ابن خطاب عبدالله ابن عباس را در صدر مجلس قرار می داد ووی را در مجلس شیوخ وکبار صحابه می گذاشت و در مورد او می فرمود نِعمَ ترجمان القرآن عبدالله بن عباس،
پسر عمِّ رسول الله - صلى الله عليه وسلم - جعفر بن أبي طالب رضي الله عنه:
در صحيح بخاري حدیث (3708) از حديث أبي هريرة، در مود جعفر آمده است که (وكان أخْيَرَ النَّاس للمساكين جعفر بن أبي طالب، كان ينقلبُ بنا فيُطعِمُنا ما كان في بيتِه، حتى إن كان ليُخرِج إلينا العُكَّة التي ليس فيها شيء فيَشُقُّها، فنلعق ما فيها)
ذهبی در مورد وی می گوید جفعر شخصیت بزرگی بود که ملقب به جفر طیار شد جون دودست خودش را برای حفظ پرچم اسلا م داد و نگذاشت پرچم اسلام به زمین بیفتتد و وقتی شهید شد به همراه ملایکه ها به سوی بهشت پرواز نمود وی برادر علی بود ده سال از حضرت علی بزرگتر بود درزمان شهادتش در غزوه موته پیامبر بسیار نارحت شد دو بار هجرت نمود وی ابو المساکین نام داشت جون همیشه در خدمت مساکین بود ابن عمر زمانی که بر فرزند جعفرسلام می کرد می گفت: السلام عليك يا ابنَ ذي الجناحين)).و پیامبر به عبدالله بن جعفر،فرمود : : (هنيئاً لك؛ أبوك يطير مع الملائكة في السماء
در حدیثی از أبي هريرة وعليّ وابن عباس، آمده است که پیامبر فرمودند : ((إنَّ جعفر يطير مع جبريل وميكائيل، له جناحان؛ عوَّضه اللهُ مِن يديه))، :
امام زین العا بدین رضی الله عنه:
اسم مبارکش علی فرزند امام حسین ع شخصیتی با ورع وتقوا نافع ابن جبیر در کتابش صفوه الصفو ه جلد 1صفحه 299می گوید وی آقا وسرور مردم و از همگان برتر وبهتر بود امام زهری در مورد او می گوید هیج هاشمی برتر وبهتر از علی ابن الحسین مشاهده ننمودم
درزمان هشام بن عبدالملک بن مروان وی به حج بیت الله مشرف شد هشام هم در آنجا بود زمانی که وی آمد برای بوسیدن حجرآمد مردم همه کنار رفتن وراه را باز نمودن هشام گفت او کیست وی را نمی شنا سم در همان جا شاعر معروف فرزدق بود گفت خوب او را می شناسی و در مورد او این اشعار را خواند
هذ الذی خیر عباد الله کلهم ................. هذا التقی النقی الطاهر العلم
هذالذی تعرف البطحا و طاته .................. و البیت یعرفه والحل و الحرم
یکاد یمسکه عرفان راحته ................... رکن الحطیم اذا ما جا یستلم
اذا راته قریش قال قا ئلها .................... الي مكارم هذ ا ینتهی الکرم
هذا ابن فاطمه ان کنت جاهله ...................... بجده انبیا الله قد ختمو ا
ولیس قولک من هذا بضا ئره .................... العرب تعرف من انكرت والعجم
يغضي حيا ء و يغضي مهابته ..................... و لايكلم الا حين يبتسم
سعيد بن مسيب در مورد او می گوید: هیچ کسی با ورع تر وبا تواضع تر و حلیم تر از زین العابدین ندیدم. در مورد حلم او داستانی می آورند که روزی از روزها اعرابی وی را مورد سب وشتم قرار داد اطرافیان امام خواستن اعرابی را بزنند امام فرمود رهایش کنید وبه او نزدیک شد ودر حالیکه تبسمی بر لبانش نقش بسته بود به اعرابی گفت چه کمکی از من بر می آید که برایت انجام دهم و دستور داد یک لباس به همراه1000درهم پول به اعرابی بدهند اعرابی زمانی که امام رفت گفت گواهی می دهم که از اولاد پیامبر است.
داستانی دیگردر مورد حلم اوست، روزی ازروزها شخصی در مسجد زبان به سب حضرتش گشود درحالیکه زین العابدین ساکت بود وبا او هیچ نگفت شب هنگام بدرب منزل آن شخص رفت و در زد مرد در را بروی امام گشود اما م زین العابدین به مردگفت برادرم اگر آنچه را که تو در مورد من گفتی در من هست پس برایم از خدا مغفرت بخواه و اگر در من نیست وتو دروغ می گویی من برایت مغفرت بخواهم و در حالیکه از او خداحافظی نمود او را ترک کرد مرد سراسیمه خود را به امام رساند وگفت نه من دروغ می گفتم تو برایم آمرزش بخواه امام او را در بغل گرفت وگفت باشد برادر و رفت. این اخلاق بزرگان وآن رادمردان تاریخ زمان بود.
در مورد او می گویند وی عابد وزاهد بود بطوری که در شبانه روز 1000رکعت نمارمی گذاشت مستجاب الدعوة بود معروف است می گویند: وقتی وضو می گرفت رویش زرد می شد خانوادش می گفتند چی شد؟ می فرمود: می دانی می خواهم در مقابل کی بایستم چطور می توان؟ وقتی به نماز می ایستاد بدنش می لرزید و زیاد مناجا ت با خدا می نمود.
امام محمد باقر علیه السلام:
وی فرزند زین العابدین علی بن الحسین است از جهت نسب پدری حسینی واز جهت مادر حسنی است
ابن کثیر در البدایه ونهایه جلد 9 صفحه 310درمورد او می گوید او تابعی جلیل القدری است که دارای علم بسیار زیادی است او بسیار زاکر و خاشع و صابر در را ه حق می باشد او از سلاله پیامبران است ودارای نسبی بسیار عالی است وی از خوف خدا همیشه در حال گریه بود از جدل های بیهوده گریزان بود شاعر در وصف او می گوید:
یا باقر العلم لاهل تقی وخیر من لبی علی الاجبل
امام جعفر صادق رحمه الله:
امام مالک در مورد وی می گوید: بر جعفر بن محمد الصادق (عليه‎السلام) وارد شدم به گونه‎اى كه زياد از من قدرشناسى مى‎كرد و مى‎فرمود: «اى مالك تو را دوست دارم» و من از اين بابت مسرور مى‎گشتم و خدا را سپاس مى‎گفتم و هيچگاه نشد كه ايشان را ببينم مگر اين كه يا روزه داشتند و يا نمازمى‎خواندند و يا مشغول به ذكر خداوند تبارك و تعالى بودند.»و نيز گفته‎اند: «هيچگاه نديدم ايشان را مگر بر سه خصلت نيك يا نماز مى‎خواند و يا روزه‎دار بود و يا به تلاوت قرآن مشغول بود و هيچگاه ايشان را بى وضو نديدم.» امام ابوحنيفه رضي الله عنه فرموده است: «فقيه‎تر از جعفر بن محمد به چشم نديده‎ام.»
ابن حجر عسقلانى گفته است: اسحاق بن راهويه گفت به امام شافعى گفتم: جعفر بن محمد نزد تو چگونه است؟ شافعى گفت: «ثقة يعنى «مورد اعتماد و اطمينان كامل من است.»
ابونعيم اصفهانى در كتابش به نام حلية الاولياء از عمرو بن المقدام نقل مى‎كند كه گفت: «كنت اذا نظرت الى جعفر بن محمد علمت انه من سلالة النبيين»؛ «چون نگاه به جعفر بن محمد مى‎كردم مى‎دانستم كه او از سلاله پيامبران است.»
و باز ابن حجر عسقلانى از قول ابن حبان درباره امام صادق عليه السلام مى‎گويد:
ابن حبان گفته: «وى از سادات اهل بيت است كه فقيه و عليم و فاضل بود و به سخنش نيازمند بوديم.»
و در روايت ديگرى آمده است كه وى تنها كسى بود كه همه فقها و علما و فضلا محتاج و نيازمند سخنش بودند.
و امام ذهبى در كتاب خود موسوم به تذكرة الحفاظ مى‎نويسد قال ابوحاتم «ثقة لايسأل عن مثله»؛ «امام صادق آنگونه مورد اطمينان است كه از كسى همانند او سئوال نمى‎شود.»
و در جاى ديگر ابن حجر عسقلانى در كتاب تهذيب التهذيب از ابن ابى حاتم نقل مى‎كند كه گفت از قول پدرش: (جعفر الصادق) ثقة لايسأل عنه. يعنى: «امام جعفر صادق(عليه السلام) شخصيت مورد اطمينانى است كه نياز نيست درباره او از كسى پرسش شود.»
ابن حجر هيثمى كه يكى از مؤلفين به نام اهل سنت بشمار مى‎آيد در كتاب خود موسوم به الصواعق المحرقه موضوعى را در رابطه به اين كه شش فرزند از سلاله پاك محمد بن على (عليهم السلام) به دنيا آمدند كه افضل و كامل‎تر از همه آنها امام جعفر صادق (عليه السلام) بودند كه پس از وى خليفه و وصى ايشان شدند و مردم از علوم منتشره ايشان به تمامى شهرها سخن گفته‎اند و پيشوايان بزرگى از او حديث روايت كرده‎اند.
عبدالرحمن بن الجوزى كه از عرفاء به نام مى‎باشد و از مؤلفين مشهور جهان اسلام است در كتابش موسوم به صفة الصفوة مى‎نويسد: «كان (جعفر بن محمد) مشغولا بالعبادة عن حب الرياسة»؛
يعنى: جعفر بن محمد شخصيتى بود كه مشغوليت فراوانش به عبادت او را از عشق رياست بازداشته و سيراب كرده بود.
شبلنجى اين عارف بزرگ نيز كه يكى ديگر از مؤلفين مشهور است در كتاب معروفش به اسم نورالابصار نوشته است: «كان جعفر الصادق(رضي الله عنه) مستجابا لدعوة و اذا سأل الله شيئاً لم يتم قوله الا و هو بين يديه.» يعنى: جعفر صادق (رضي الله عنه) مستجاب الدعوه بود و دعايش هميشه مورد قبول حق تعالى واقع مى‎شد و چون از خداوند چيزى مى‎خواست هنوز قولش پايان نيافته بود چيز مورد نظر برايش مهيا بود.
ابن خلكان اين مؤلف مشهور و به نام اهل سنت نيز در كتاب خود موسوم به وفيات الاعيان اظهار داشته است: «و كان من سادات اهل البيت و لقب بالصادق لصدقه فى مقالته... و كان تلميذه ابوموسى جابر بن حيان الصوفى الطرسوسى قد ألف كتاباً يشتمل على ألف ورقة تتضمن رسائل جعفر الصادق و هى خمس مأة رسالة.»
يعنى: حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) از سادات اهل بيت(عليهم السلام) بشمار مى‎رود و به دليل راستگويى در گفتارش ملقب به صادق شده است ...
خير الدين الزركلى و يكى ديگر از مؤلفين به نام مى‎باشد كه تأليفات ارزشمندى را از خود به يادگار گذاشته است او در كتاب الاعلام درباره امام جعفر صادق (عليه السلام) نوشته: «كان من أجلّاء التابعين و له منزلة رفيعة فى العلم. أخذ عنه جماعة، منهم الإمامان ابوحنيفة و مالك و لقب بالصادق لأنه لم يعرف
عنه الكذب قط له اخبار مع الخلفاء من بنى العباس و كان جريئاً عليهم صداعاً بالحق.»
يعنى: امام جعفر صادق (عليه السلام) از بزرگان تابعين بشمار مى‎رود و در علم و دانش داراى منزلتى رفيع است و جماعت زيادى از او كسب علم كرده‎اندو لقبشان صادق است به خاطر اين كه هرگز كسى از او كذب نشنيده است.
محمد فريد وجدى اين نويسنده به نام نيز كه يكى از انديشمندان بزرگ اسلام و صاحب تأليفات متعددى مى‎باشد در دائرة‎المعارف مشهور خود از امام جعفر صادق عليه السلام صحبت به ميان آورده ودر مورد وي مي گوید«ابوعبدالله جعفر الصادق بن محمدالباقر بن على زين العابدين ابن الحسين بن على ابن ابيطالب هو احد الأئمة الأثنى عشر على مذهب الامامية كان من سادات اهل البيت النبوي، لقب الصادق لصدقه في كلامه كان من افاضل الناس.»
يعنى: ابوعبدالله جعفر الصادق فرزند محمد باقر فرزند على زين العابدين فرزند حسين فرزند على فرزند ابيطالب يكى از ائمه دوازده‎گانه مذهب اماميه است وى از سادات نبوى (صلى الله عليه و آله) مى‎باشد و به دليل صداقت در گفتارش به صادق ملقب شده است و يكى از بزرگان زمان خود در ميان مردم است.
ابو زهره محمد ابوزهره از ديگر نويسندگان جهان اسلام و از انديشمندان به نام در كتابى كه به نام الامام الصادق به رشته تحرير كشيده است درباره حضرت مى‎نويسد: «امام صادق(عليه السلام) در طول مدت زندگى پر بركتش هميشه در طلب حق بود و هرگز پرده‎اى از ريب و شك و ترديد بر قلب او مشاهده نشد و كارهايش به مقتضيات كج‎انديشى سياستمداران زمانش رنگ نباخت و لذا هنگامى كه رحلت فرمود عالم اسلامى فقدان او را كاملا حس كرد زيرا كه ياد او هر زبانى را عطرآگين مى‎ساخت و همه علماء و انديشمندان بر فضل او اجماعاً معترفند.» و اضافه مى‎كند «علماء اسلام در هيچ مسأله‎اى آنگونه كه بر فضل امام صادق و دانش او اجماع نموده‎اند عليرغم اختلاف طوائفشان در امرى به اين شكل اجماع ننموده‎اند و تعداد زيادى ازامامان بزرگوار اهلسنت هستند كه معاصر با ايشان بودند و هم عصر با ايشان زيسته و از محضر مباركشان فيض برده‎اند و بدين سان وى به پيشوايى علمى زمانش كاملا شايسته بوده همچنان كه اين شايستگى را قبل از او پدر و جدش و نيز عمويش زيد رضى الله عنهم اجمعين داشته‎اند.
ابن الصباغ مالكى نيز كه در كتاب خود به نام الفصول المهمة در ارتباط با مناقب امام جعفر صادق (عليه السلام) مطالب قابل توجهى را ذكر نموده است در اين باره مى‎نويسد: «مناقب جعفر الصادق (عليه السلام) فاضلة أو صفاته فى الشرف كاملة، و شرفه على جبهات الأيام سائلة، و أندية المجد و الغر بمفاخره و مآثره آهلة.» ابونعيم اصفهانى به نقل از ابن بسطام مى‎نويسد: «كان جعفر بن محمد يطعم حتى لايبقى لعياله شيءٌ.» يعنى: جعفر بن محمد به هنگام اطعام، فقيران را به گونه‎اى طعام مى‎داد كه چيزى براى خانواده‎اش باقى نمى‎گذاشت.
امام موسي كاظم فرزند امام جعفر صادق رضی الله عنهما
وی فرزند امام جعفر است ابن جوزی در صفه الصفوه جلد 1 صفحه 337 در مورد وی می گوید
وی فردی صالح و با تقوا بود بسیار عبادت می نمود حلیم وبردبار بود مستجاب الدعوه به شمارمی آمد
در مورد او داستانی ذکر می کنند که در قسمت دوم بحث آن را خواهیم آورد.

............................................
نویسنده: شیخ ابراهیم ابراهیمی
بازديد:14480| نظر(428)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت