« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

امام نووی رحمه الله را بهتر بشناسیم (1) | سیمای بزرگان 22 ارديبهشت 1389
إن الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره ، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيئات أعمالنا ، من يهده الله فلا مضل له ، ومن يضلل فلا هادي له ، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له ، وأشهد أن محمدا عبده ورسوله صلى الله عليه وسلم تسليما.امام نووی رحمه الله  را بهتر بشناسیم (1)

چه زیباست زندگی علمای کبار وائمه بزرگوار، علمایی که خداوند متعا ل آنها را با علم و یقین مزین ساخت و آنها را محبوب قلوب مردم گردانید همانطور که وعده خود خداوند ـ عز وجل ـ در مورد اهل ايمان است قال تعالى " إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا " (مريم : 96) وقيل للنبي ـ صلى الله عليه وسلم ـ الرجل يعمل العمل لا يريد به إلا وجه الله فيحبه الناس وفي رواية " فيثني عليه الناس " فقال تلك عاجل بشرى المؤمن " رواه مسلم.

امام بزرگوار امام نووی از آن دسته علمای است که لیاقت وشایستگی این افتخار را داردکه مورد تقدیر قرار گیرد. شخصیتی که زهد وورع وی زبان زد خاص وعام بود.

شخصیتی که در زمان خودش سرآمد بود. امام بیش از 45 سال عمر نکرد اما دراین مدت آثار علمی و کتب زیادی از خودش بجا نهاد، بنده دراین مقاله برآنم تا شمه ای از زندگی این امام بزرگوار را تقدیم خوانندگان عزیز بنمایم به این امید که ما هم بتوانیم با خواندن زندگی این بزگواران پوینده راه آنان باشیم و در راه طلب علم زحمتها ومشقتها را بجان بخریم

تا اینکه خداوند متعال ما را در بهشت برین جای دهد انشاءالله.

اسم کنیه، لقب تولد و صفت امام نووی رحمه الله:

اسم مبارکش : یحیی بن شرف بن مری بن حسن بن حسین بن محمد بن جمعه بن حزام الخورانی دمشقی شافعی

کنیه : ابو زکریا .

دلیل این کنیه هم این است که عرب این کنیه را به یحیی معمولا می دادند چون یحیی یکی از پیامبران بزرگ بود واسم فرزند وی زکریا مثال همین هم در مورد یوسف می خوانیم ابی یعقوب .

لقب وی : محیی الدین

خود امام نووی این کنیه را دوست نمی داشت واین هم به سبب تواضع بالای ایشان بود والا این صفت واقعا زیبنده ایشان بود.

تاریخ تولدش : مورخان براین قول متفق هستند که امام در ماه محرم سال 631 هجری متولد شد

صفت ظاهری امام: امام ذهبی وی را چنین توصیف می کند صورتی گندمگون با ریش پرپشت قدی میان بالاو با هیبت، زیاد نمی خندید، بیشتر حالت تفکر داشت، وقت را به بطالت نمی گذراند در کارش بسیار جدی و سخت کوش بود رک گو و در هر حال حق را می گفت اگر هم تلخ بود نحوه پوشش او بسیارساده بود.

دوره نوجوانی وجوانی امام و رفتن او در پی علم:

امام نووی در سنین نوجوانی بود که خداوند متعال نسبت به وی بسیار عنایت ویژه ورزید.

ابن عطارد این حکایت را از پدر امام نووی روایت می کند که در شب 27 از ماه مبارک رمضان بود امام کنار پدرش خوابید بود که خداوند متعال برای او سری از اسرار خودش نشان می دهد و زمانی که وی در سن هفت سالگی بود ، دید نوری در درون خانه، همه جا را روشن نموده است.

تعجب کرد با خودش گفت این چه نوری است که وی مشاهده می کند پدرش را از خواب بیدار نمود سبب را پرسید اما پدرش گفت که نوری نیست بعد از آن پدرش دانست که وی دارای شان ومنزلتی بزرگی در نزد خداوند متعال است، به همین دلیل به دل پدر افتاد که این فرزند خردسال را به مکتب بفرستد وهمین کار را کرد امام در خردسالی چنان شور وشعف از خودش نشان داد که در همان برهه زبان زد خاص وعام شد بطوری که درسن 8 سالگی موفق به حفظ کلام الله مجید شد.

امام نووی درهمان دوران داستان بسیار جالبی برای او رخ داد که خالی از لطف نیست آن را برای دوستان بازگو نماییم. وی روزی در راه بازگشت از مکتب به خانه دید عده ای از بچه ها دارند بازی می کنند امام نووی جلو رفت تا با آنها بازی نماید اما آنها ازبازی نمودن با امام ابا ورزیدند.

امام در همان حال نارحتی، آیاتی از قرآن تلاوت نمود فردی در آن نزدیکی این صحنه را مشاهده نمود تعجب کرد از کودکی که این چنین شیوا قرآن را تلاوت می نماید به او گفت فرزندم نامت جیست امام نامش را گفت فرد بدون معطلی دست اورا گرفت وبی معطلی وی را به نزد شیخ برد و گفت این کودک در آینده شأن بزرگی دارد شیخ به آن فرد گفت: تو کاهن یا ساحر هستی؟ گفت: نه ولی از برخورد این کودک مشخص است پس در تربیت او بکوش چون او برای جهان اسلام مفید خواهد شد و همین امر هم بعدها محقق شد خدمات بزرگی که امام به اسلام ومسلمین نمود بسیار چشمگیر است .

امام نووی در سن 19ساگی به همراه پدر ومادرش به دمشق مهاجرت نمود و در مدرسه رواحیه شروع به ادامه تحصیل نمود در همان سال موفق به حفظ مهذب شد. استاد وی در این فطره شیخ کمال الدین اسحاق بن احمد مغربی از علمای کبار آن زمان بود. بعد از آن امام در همان سال به همراه پدر راهی بیت الله الحرام مکه مکرمه ومدینه منوره شد و حج را به جا آورد و دوباره به موطن خویش برگشت وی هر روز دوازده درس از فقه واصول وحدیث ونحو ولغت را نزد اساتید متفاوت می گذرانید و کل دروس را با شرح حفظ می نمود.

سخن بزرگان در مورد امام نووی :

دانش آموز وی ابن العطار در مورد وی می گوید : شیخ من و قدوه و امام ما دارای تالبفاتی بسیاری بود یگانه فرد زمان خودش بود زاهد در دنیا و طالب آخرت بود، اخلاق بسیارنیک داشت، عالم به تمام معنا ربانی بزرگی که در مورد علم وورع و عبادت وتقوای وی همه متفق بودند

امام دارای کراماتی بود که خداوند متعال بوی عنایت داشته بود. حافظ درحدیث و عارف به تمام معنا به شمار می رفت ، در فقه صاحب نظر بود مخصوصا در مذهب امام شافعی رحمة الله علیه و نظریاتی که صحابه و تابعین بزرگ پیامبر داشتند ، به احادیث پیامبر بسیار اهمیت می داد. اوقات او بیشتر در تلاوت و ذکرو یاد خدا بود یا تدبر و امر به معروف ونهی از منکر بسر می برد و یا در تالیف نمودن کتب و غیره. ..... ادامه دارد

...........................................
نویسنده: شیخ ابراهیم ابراهیمی
بازديد:5641| نظر(97)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت