« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

چاه و چاله | مقالات 6 دي 1392
چاه و چاله


یه گفته ای هس كه میگه از چاله بیرون اومد افتاد تو چاه...
همه مون خوب میدونیم یعنی چی ، اما... تا حالا دقت كردی خیلیا از همون چاه هم بیرون میان
و میفتن تو دره تو زندگی هر كسی راه درست و نادرست مشخصه،هر آدم عاقل و بالغی میتونه
راه رو از چاه تشخیص بده اما گاهی این آدما چشاشون ضعیف میشه و محتاج عینكـ میشن،
عینكـ آدمایی كه چشم دلشون ضعیف میشه راهنمایی ها و گوشزدهای اطرافیانشونه ، بعضیا هم
اون قد مغرورن كه به خودشون اجازه ی استفاده از عینكـ رو نمیدن، خب مشخصه چه اتفاقی میفته
اینجور آدما به مرور زمان كور میشن.
چشم دل هم مث چشم سره و وقتی آدما به خودشون اجازه ی استفاده از راهنمایی های اطرافیان
و بزرگانشون ندن چشم دلشون كور میشه و مدام تو چاله میفتن.
آدمای نابینا وقتی با یه راه ناهموار مواجه میشن، تو اولین چاله ای كه افتادن و زخمی شدن، بعد خارج
شدن دیگه به اون راه ادامه نمیدن، برمیگردن و یه راه دیگه انتخاب میكنن...
این واسشون تجربه میشه تا دیگه ازون راه نرن.
گاهی آدما واسه زندگی شون كوركورانه راهی رو انتخاب میكنن كه پر از چاه و چاله س...
وقتی تو اولین چاله ی راهت افتادی، بلندشو،بیرون بیا، از همون جا اون راه رو متوقف كن و برگرد...
با خودت نگو شاید این تنها چاله ی راه باشه و بقیه ی راه هموار باشه...
برای انتخاب راه زندگی نباید هیچ شایدی باشه برای درست بودنش همیشه باید حتما باشه تا بشه
انتخابش كرد...

چاه و چاله


تو با شایدت اون راه رو ادامه میدی اما این دفعه میفتی تو چاه، بازم به شاید تن میدی وقتی از چاه بیرون
اومدی با خودت میگی حالا تا اینجا اومدم بقیه شو هم میرم شاید بقیه ی راه صاف باشه، غافل از اینكه
دره ای در انتظارته. تو دره كه افتادی،اون وقته كه میفهمی دیگه هیچ راهی برای بازگشت و حتی ادامه دادن نیست...
پس چه خوبه وقتی با اولین چاله ی راه زندگیت مواجه شدی قبول كنی اون راه درست نیست، برگردی
و راه درست تری انتخاب كنی.
اون وقته كه انتهای راه با غرور سر بلند میكنی و به خودت افتخار میكنی و هیچ حسرتی نیست...

.........................
نویسنده: نجیبه هنرمند « اول متوسطه مدرسه اسماعیلیه»
بازديد:918| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت