« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

روستای گربدان | دانشنامه جزیره قشم 30 آذر 1392
روستای گربدان

به علت گذشت زمان نام این روستا دچار تغیر وتحول بوده لذا درنقشه ها وکتابها وزبان محاوره ای دارای نام های مختلفی می باشد که به صورت مختصربه وجه تسمیه هریک از آنها می پردازیم.
این روستا دارای شش اسم می باشد که عبارتند از(گل به دامان- گل به دامن- قربدان- سراون- گربه رو- گربدان)
قبل از پرداختن به وجه تسمیه این روستا لازم بذکراست که مطالب ذیل برگرفته از مسنین وریش سفیدان محل ونقل از گذشتگان می باشد.

گل به دامن یا گل به دامان:
در دیر باز این منطقه (بالا شهر) بالأخص از محدوده رمکان تا این روستا باداشتن سفره های آب شیرین زیرزمینی جزء سرسبزترین و یکی از پرجمعیت ترین مناطق جزیره بوده است به گونه ای که نقل می کنندازنظرمسکونی این روستاازمحل کنونی تاکاروان وبنابه قولی تا توریان ادامه داشته است وبنابه گفته ی مشهور که اگرگوسفندی بربالای بام خانه ای می رفت ازطریق بام خانه ها می توانست تا توریان برود ازآنجا که ممکن است دراین مطلب غلو وزیاده روی صورت گرفته باشد نگارش این مطلب ومطالبی که بعداً ذکرخواهد شد دال بر تایید وتصدیق آنها نبوده وتنها به عنوان نقل از دیگران نوشته شده است.
اما علت این نام گذاری نقل شده که در فصل زمستان، که وقت بارندگی بوده اطراف ومحدوده شهر گل و گیاهای محلی و سرسبزی شگفت انگیزی به خود اختصاص می داده است که در واقع دامان و دامن روستا را پر از گل می کرد.
و بنا به قولی دیگر، در این فصل دختران و زنان برای چیدن گل و گیاه به صحرا می رفتند و بعد از برگشت با دامنی پر از گل و گیاه در بدو ورود به روستا آن ها را با نام گل به دامن صدا می زدند و از آن به بعد این اسم برای این روستا باقی ماند .
شعرای محلی این محدوده ازجزیره، در اشعارشان وقتی که می خواستندنامی ازاین روستاببرندآن را با نام گل به دامان ذکرمی کردند به عنوان مثال:

مرحوم شیخ مرشد درتاریخ 14/1/ 1355در قسمتی از ابیاتش که دررابطه با بنای آب انباراین روستا سروده اند می فرماید:

گربدان راکه اصل خیربرکت است ... هم به خوبی کرم با همت است
بیشـــــتـر اندر کویــت و بوظـبـی ... خدمتی را می کنند شایستــگی
نیش غربت می کشندنه بیش وبیش ... تا بدست آرند نانی بهر خویش
از کمکـــهای فراوان و رشــاد ... جمع کردند پولــــهایی را زیاد
یکــدر راگـرچــه محتاجــی دهــد .... به زملیون ها یی تاجر گردهـد
گربـدان گـفتن غلـط باشـد چنـان ... گل به دامان است آنکه عالی مکان

درضمن در نقشهای که منطقه آزاد قشم تهیه نموده با نام گل بدامان ((golbedaman ذکر شده است.
2- قربه دان – قربدان:
منقول است که این روستامحل سکونت بسیاری از اولیاء ، صلحاء و علماء متقربین به خدا بوده که تا به حال در میان خاص وعام جزیره این جمله مشهور است که قربدان چهل عالم بوده است لذا با این تفسیر قربدان یعنی محل تقربو به عبارتی دیگر یعنی محل متقربین (به خدا).
3- سراؤن:
در اصطلاح محلی جمع سرا به معنی خانه ومنزل می باشد ودر واقع اسم یک محله از این روستا بوده وحتی امروزه هم به قسمت پایین روستا در زبان بعضی از افراد کهن سال این اصطلاح کاربرد دارد. وخود این اسم دال وجود منازل زیاد در این روستا می باشد.
4- گربه رو یا گربه دان- گربدان:
آنچه که بنظر می رسد این اسمها با اسم قربدان به علت قریب المخرج بودن دو حرف (ق وگ) به یک دیگر به مرور زمان تغیرو تبدیل یافته به این صورت که هنگام تلفظ حرف (ق) صدای (گ) شنیده شده که بعد از آن به این اسم تغییر یافته است. این نظر بر این اساس است که ما احتمال تغیر را در آغز کلمه بدانیم. بنا بر این نظریه قربدان صحیح است.
اگر فرضیه را بر این قرار دهیم که اول کلمه ثابت مانده یعنی حرف (گ) به جای خودش باقی مانده، احتمال تبدیل به آخر کلمه می افتد به این صورت که (دامان) و یا (دامن) به (دان) تغیر یافته است. بنابراین نظریه گل بدامان صحیح می باشد.
و حرف (ب) در وسط هیچ تغییری نیافته و به جای خود باقی مانده است.
با توجه به معنی لغوی این دو کلمه، گربه نام گیاهی است و گربدان به معنای تخم گیاهگربه، و گربه رو به معنای رویش گیاه گربه، که آقای حسین نور بخش در کتاب اصلاح نام روستاهای جزیره قشم تحقیق نموده اند و در آخراینگونه پیشنهاد داده اند که نام آن از گل بدامن ... به گربه دان تغیر یابد که در اینجا جا دارد:
با توجه به آنچه که در آغاز ذکر شد .وچند مورد که در پایین یاد خواهیم کرد نام این روستا از گربدان به یکی از این دو اسم قربدان یا گل بدامان تغییر یابد.

1- ناخوشایند وکریه بودن نام گربه دان که سبب شده بعضی از افراد مسخره گرایگونه تعبیر کنند به معنای محل تجمع گربه ها.
2- علا قه مندی زیاد مردم این روستا به تلفظ این دو اسم
3- نام نیکو یکی از اسباب و عللی است که می تواند در روحیه افراد انگیزه خوب شدن تقویت نماید. پیامبر خدا مردم را تشویق می کرد که فرزندانشان را نام نیک نهند واگر یکی ازافرادی که تازه مسلمان می شد ونام ناخوشایندی داشت نام نیکی را برای او انتخاب می نمود این قاعده هم در رابطه با نام روستاها صادق می باشد.
موقعیت جغرافیایی:
این روستا یکی از روستاهای دهستان رمکان از توابع بخش مرکزی شهرستان قشم بوده که در 40 کیلو متری شهر قشم واقع شده است. که از جهات مخطلف به شرح زیر به روستاهای نام برده منتهی می شود
از جهت شمال شرقی به روستای کردوا
واز جهت شمال غربی به رستای زینبی
واز جهت غرب به روستای کاروان وکوشه
واز جهت جنوب به هیج روستایی منتهی نشده واز این جهت از طریق جاده آسفالت به جاده اصلی (سیدم) که از وسظ جزیره میگذرد متصل می شود.
روستای گربدان

تاریخچه روستا:
روستای گل بدامان یکی از روستاهای قدیمی بوده که با توجه به وجود اثر قدیمی کهنی ختیف ومقبره های زیاد متعدد و تاریخهایی که بر روی سنگ نوشته های قبر حک شده است، گذشته بس دور دارد که برای بدست آوردن آن نیاز به تحقیق بیشتر دارد.
و با توجه به آثار مشهود از بناهای ویران شده و اقوالی که تأیید کننده آن است این گونه فهمیده می شود که ساختان ها و محل سکونت مردم این روستا در قدیم پایین تر از محل کنونی بوده و جمعیت بیشتری داشته است.

وضعیت فرهنگی
مساجد:این روستا در حال حاضر دارای چهار مسجد می باشد.
عبد الرحمن بن عوف یا آل کمال – مسجد زبیر (محله ی سراؤن مسجد)
مسجد شیخ محمد مهدی (مسجد جامع - محله ی گل بدامان)
مسجد العتیبه (محله ی سرکوه)
اما مسجد سراؤن به همت مردم متدین وسخاوتمند این روستا بنا گردیده وبه علت وابستگی وعلاقه شدید مردم آن دوره به یاران پیامبر وبه انگیزه وهدف زنده نگاه داشتن نام ویاد آن یاران با وفا نام این مسجد رابنام یکی از مهاجرین نام گذاری کردند. وبعد از گذشت سال های متمادی این مسجد توسط خیرین در تاریخ 1356 بنا گردیده ونام مجدد برآن متصوب شد.
وبه تبع آن مسجد مسجد جامع در سال 1358 بنا گردیده و نام آن به اسم یکی از شخسیت های برجسته اجتماعی، علمی، مذهبی این روستا نام گذاری شده است.
اما مسجد العتیبه چند سالی بیش نیست که توسط بانوی خیریه ای بنام العتیبه بنا گردید.
مسجد زبیر نیز به دست یکی از خیرین روستا به نام محمد زبیر در سال 1383 بنا گردیده است.

مکتبخانه:
در قدیم که مدارسی در این روستا وجود نداشته افرادی متدین، مصلح ودلسوز در منازل خود در حد توان، مشغول به تدریس بوده وآنچه که از گذشتگانشان به انها رسیده در طبق اخلاص نهاده وبه نونهالان جامعه بدون چشم داشتی تقدیم می کردند ودر حال حاضر به تبع آنان از نسلشان جوانانی راه آنان را ادامه داده ودر اوقات فراغت دانش آموزان در تابستان مشغول آموزش قرآن برای آنها می شوند.

مدارس
وضعیت مقطع ابتدائی:
درسال 1350 مدرسه ابتدایی دو کلاسه با یک دفتر بنا گردید ودر سال1360 تسط اهالی روستا این مدرسه تعمیر شد ودر سال 1372 یک کلاس به آن اضافه گردید ودر سال 1381 توسط منطقه آزاد قشم وخیرین این روستا باز یک کلاس دیگربه آن اضافه گردید که در حال حاضر مجموعاً دارای چهار کلاس ویک دفتر می باشد. ودر سال 1384 به دلیل زلزله توسط سازمان آموزش وپرورش کلاسها را کاملاً باز سازی کرده واز نوساخته که حالا دارای 5 کلاس ویک دفتر می باشد.
درضمن دراین دوره دانش آموزان دختروپسرباهم دراین مدرسه مشغول به تحصیل هستند.
اما از نظر استقبال مردم در فرستادن فرزندانشان به مدرسه ابتدایی اینگونه برداشت می- شود که مردم محله سرکوه نسبت به آموزش وپرورش نه تنها کم تفاوت بلکه بی تفاوت بوده وعلت آن پایین بودن آگاهی آنها نسبت به این امر مهم وبنیادی وعلت دیگر ضعف مالی واقتصادی آنها نام برده می شود.

وضعیت مقطع راهنمایی ودبیرستان:
بعضی از دانش آموزانی که از طرف والدین مورد پشتیبانی وتوجه قرار می گیرند برای ادامه ی تحصیل مجبوراند به صورت عبوری بر روی جاده ها به یکی از دو روستای کاروان وتوریان روانه شوند، که تا قبل از باز گشایی مدرسه راهنمایی دخترانه روستای کوشه، دختران از ادامه ی تحصیل محروم بوده اند همان گونه که دانش آموزان پسر که مقطع راهنمایی را به اتمام رسانده بودند برای ادامه تحصیل در مقطع دبیرستان در سنین ماضی به علت دوری دبیرستان از این مناطق ومشکل وایاب وذهاب وضعف مادی واقتصادی مردم این محدوده، وبی اهمیتی آنها نسبت به این مسئله سبب گردیده است که آن ها نتوانند به آن دوره دست یابند ومدارج عالیه را طی نمایند. لذا با نگاهی کوتاه به آماری که ذکر خواهد شد خود گویای این مطلب است .


شعر وشعر سرایان:
هر چه که بیشتر به گدشته وگذشتگان بازمی گردیم وخود را درمیان آن جامعه قرار می دهیم آن را به گونه ای دیگرمشاهده می کنیم مرهمی پاک و با صفا، مردمی با مهر و محبت و در واقع مردمی خدا جو که به دور از ریا، کبر وکینه وحسد در کنار هم زندگی می کردند وسایل وامکانات پیشرفته امروزی وزرق وبرق مادیات کمتر ازانچه می بینیم که در اختیار داشته اند که خود سب بیشتر زیستن باطبیعت رادرآنها تقویت کرده بود وبیشترازآنچه که در تصورمااست با طبیعت می زیستند.
فراغت وآسودگی خاطر وزندگی با طبیعت، با کوه دشت ودریا وپمن درآنهاعشق به خالق یکتا وذوق وسلیقه ی در آنها پرورانده بود که ما فی درون خود را ازطریق شعر شعرسرایی بروز می دادند وازطریق گه گاهی محبت خود رانسبت به دیگران ابراز می دادند.
1- چه بسا شعرای گمنامی که بعلت عدم ثبت وضبط شدن شعرهایشان با اشعارشان در درون سینه هایشان در زیر یک مشت خاک آرمیده اند. تنها تعداد اسامی انگشت شماری در دست می باشد. که به بعضی ان ها اشاره می کنیم. مرحوم شیخ مرشد مرشدی فرزند عبدالله که در سن حدوداً 70 سالگی ودرتاریخ 1360 در خارج از کشور وفات یافتند که در این جا به نمونه ای از اشعارشان اشاره می کنیم.
اول حمدخدا خوانم شب وروز ... بیاد حق شوم با جان دلسوز
کنم شکر خدا هرصبـح شـام ... که توفیقم نمود بر دین اسلام
بحمـد الله مـسلمــانم دیـنـدار ... پرستم من خدای حیّ جبّار
درود حق، صلوات سلامی ... بروح مصطفی هادی الانامی
رسول الله وختم مرسلین است ... محمد سرور وسلطان دین است

1- محیا فرزند محمد که درسن 49 درقید حیات می باشد.
محیا در کلام خود درباره ی قاچاق و خاک وطن می فرماید: زمانی بر این خاک مردمانی بودند با دین و شجاع، نیرومند و جسور بر علم و عبادت مشغول بودند روزیشان از دریا و زراعت بود با صفا و محبت زندگی می کردند و از اخبار آن ها اهل امارات می گویند که کما برای درس و علم به جزیره می رفتیم و از آن ها علم یاد می گرفتیم و آدم های مهمان نواز با کرم و با مروت بودند که خدای عزوجل به آن ها نعمت های زیاد داده بود که خیلی از مردم عالم از آن محروم بوده اند از جمله از صحرای آن جا همیشه سرسبز و روشن و خوش و خرم بود و به کوه ها هم همیشه غزلان و شهد عسل فراهم بود ولی الآن روزی رسیده که اهل جزیره به تهریب و قاچاق مشهور شده و آن احترام دیرینه ندارد امید وارم که این کار ناپاک قاچاک ول (رها) کرده و به کار خوب و پاک روی آورند و توکل بر خدا کنند چون روزی رسان مخلوق عالم خود اوست.

بدین خاک وطن چون میزند داد ... هزاران داد ازاین قاچاک فریاد
بـه جـا رفـتـنـد عـشــاق حـقـیقت ... خدایا رحمتت بر روحشان باد
به تنگ آمد کوه ودشت ودریا ... که روز روشن گشته چنان تار

2- خالد احمد که در سن 63 سالگی در سال 1380 وفات یافت
برکه شکنده نه پادو برکه ان ... دعا بکنی تاخدا هم پربکن
هزاربار صلوات مداده به رسول ... تا تن وبنی کایم بکن
اگو یکسرنه کرسین وشش درنه درین ... یک چیزی جنی مدیده نه سرین
درازی برکه صدوسی گز بسن ... هو داخل اوود پربه سه سالمن بسن
هرکس بریزدو بکن هو زوال ... نه تخم آدمن، وبفهم که ناکسن

3- شیخ محمد امینکه درحال حاضربا سن 85 سالگی با کمال صحت و سلامت زندگی می کنند

حمد بی حد مرا اله العالمین ... انکه آدم آفرید از آب وطین
آن خداوند حکیم وغیب دان ... آفرید ازحکمتش کون ومکان
نه فلک رابی ستن دوار کرد ... ماه و خورشیدش دران سیارکرد


وضعیت اقتصادی
آن چه که در وضعیت اقتصادی در این جا به آن اشاره خواهیم کرد منابع در آمد در گذشته و حال خواهد بود که به صورت اختصار به هر یک از این دو خواهیم پرداخت.
الف) کشاورزی:
در گذشته قشرعظیمی درآن روستا درآمد آنهاازطریق کشاورزی نخل،گندم،جو،سیب زمینی، پیاز، گوجه، هویچ، خربزه، هندوانه و سبزیجات و احیاناً انگور، باقلا، لوبیا، عدس، و... بوده است.
که در کنار کشت این ها چندین نفر دیگر مشغول به کار می شدند که عبارتند از:
افرادی که صاحب گاوهای نر و قوی که قدرت شخم زدن داشتـند، بوده و آن ها را در این جهت به کار می گماشتند.
ب) دمداری:
بعضی از مردم صاحب چند رأس بز و گوسفند و گاو و شتر بوده اند و با پرورش آن ها و از محصولات لبنیاتی که از آن ها به دست می آوردند مقداری برای مصرف منزل و مقداری دیگر برای فروش استفاده می کردند.
امروزه بعضی از خانواده ها چند رأس بز و یا یک گاو دارند که توسط یک الی دو چوپان ادره می شود و تقریباً کمک هزینه ی ناچیزی برای آن خانوار محسوب می شود که با وجود خشکسالی این هم رو به زوال است .
ج) ماهیگیری:
به علت فاصله این روستا از ساحل کمتر مردم به شغل ماهی گیری مشغول بوده اند و از ماهیگیری تنها برای تفریح و سرگرمی استفاده می کردند به جز افراد انگشت شماری که به آن عنوان یک شغل می پرداختند که امروزه هم وضعیت به این گونه می باشد.
د) صنعت و هنر:
دراین روستا ازمیان صنعت ها تنها صنعت نجاری رواج داشته که حداقل سه نجار موجود بوده که امروزه فقط دوکارخانه ازاین صنعت به صورت نیمه فعال فعالیت می کنند.
حجامت:
یکی از وش های معالجه ی امراض مسری حجامت می باشد و قدمت آن بنا به قولی به هفت هزار سال قبل می رسد چگونگی عملکرد این روش این گونه است که مواد زاید بدن احیاناً توسط سایر دستگاه های بدن مانند دستگاه گوارش به مقدار کافی جذب نشده باشد این مواد زاید در بدن باقی مانده و همراه خون در تمامی اعضای بدن منتشر می شود لهذا این روش درمانی باعث از بین بردن این مواد زائد می شود و در ضمن این روش معالجه از نظر تفکر اسلامی قابل قبول و با موازین علمی روز مطابقت دارد و این روش طببط سنتی تا به اکنون در روستا باقی مانده است.
و) شغل ودرآمد:
در حال حاضر خشکسالی متمادی از یک سو و تورم روز افزون قیمت ها و نرخ ها از سویی دیگر و در مقابل آن پایین آمدن در آمد حاصله از طریق مذکور و تن پررویی مردم و روی آوردن آن ها به رفاهیات، از نظر اقتصادی و معیشتی آن ها در تنگنا قرارداده که با توجه به وضعیت اقتصادی کنونی مردم این امور سبب شده که بعضی از مردم این روستا به خارج از کشور مهاجرت نمایند.
روستای گربدان

آثار تاریخی
الف) کهنی ختیف:
غاری است با طول 125 متر و دهانه ای با قطر 3 متر که از یک طرف کوه شروع و به طرف دیگر خاتمه پیدا می کند و در اول محله سر کوه قرار دارد در صورتی که آشغال و خاک هایی که در آن جمع شده بیرون آورده شود افراد به راحتی می توانند از آن عبور نمایند.
این غارمشخص نیست که بصورت طبیعی و یا توسط بعضی از افراد به هدف امر خاصی درست شده است و از این غار در حال حاضر به عنوان مسیر آب باران برای نخلستان های بعضی از شهروندان استفاده می شود و این که چرا به این اسم نامیده شده اطلاعات کافی پیدا نشده است.
ب) چهل دخترن:
که همان چهل دختران است، تپه ای است در شمال شرقی محله سراوان واقع در قبرستان که بر روی آن چندین قبر مشاهده می شود و مشهور است که در زیر تپه چهل دختر مدفونند و گفته می شودکه علت دفنشان این بوده این دختران پاک در مسیری که برای تعلیم قرآن می رفتند از طرف بعضی افراد بی دین مورد هجوم قرار می گیرند و در همان حال قبل از این که مورد تجاوز قرار بگیرند همگی از پروردگارشان می خواهند که آن ها را از دست دشمنانشان نجات بدهد...
این گونه منقولات نه تنها در این جا بلکه در جاهای دیگر هم وجود دارد که تصدیق آن مشکل و نمی توان مهرتائید بر آن نهاد.
ج) سنگ نوشته های قبر:
درمیان انبوهی ازقبرهای گذشتگان به قسمتی ازقبرستان می رسیم وبه بعضی قبرها بر می خوریم که کنار هم قرارگرفته وبرروی آنها سنگهایی بااندازه متفاوت که تقریباً بعضی ازآنها با طول 1.5 وباارتفاع نزدیک به یک وباعرض تقریباًنیم متر بگونه ای که درچهارطرف وبالای آن نوشته های دقیق ومنظم، زیبا، خوانا کهدربرگیرنده ی آیات قرآن شامل، آیه الکرسیازسوره ی مبارکه ی بقره ونام مرحوم باتاریخ وفات بصورت سال قمری همراه باتزئین حکاکی شده است وبرروی تکیه مسطح روی قبرگذاشته شده است که به مرور زمان این سنگ ها به علت قرار گرفتن در معرض سرما، گرما، باد، باران، رطوبت و سوانح طبیعی در حال از بین رفتن و نابودی قرار دارند. آن چه که برداشت می شود عمر این سنگ نوشته ها به 400الی 450 سال قبل خواهد رسید که نیاز به تحقیق بیشتر دارد.
روستای گربدان

د) سنگ آسیاب بزرگ:
درقدیم مردم آردشان راازدسترنج خودشان تهیه می کردند بعضی ها بوسیله آسیاب سنگی کوچک که در منزل داشتند گندم هایشان را به آرد تبدیل می کردند و بعضی که فاقد این وسیله در خانه بودند از آسیاب بزرگ استفاده می کردند که در حال حاضر آن سنگ آسیاب بزرگ در وسط روستا افتاده است.
بازديد:2431| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت