« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

تقابل اندیشه های اعتقادی | مقالات 24 فروردين 1389
تقابل اندیشه های اعتقادی

یهودیت بسبب داشتن مفاهیم نژادپرستانه و خودمحوری واینکه خداوند تمام هستی را برای آنها آفریده وسایر ملتها بردگان ایشانند و این تنها نسل بنی اسرائیل است که حق حاکمیت و زنده ماندن را دارد نتوانست ارزشی در اختیار مردم بگذارد بلکه بخاطر داشتن این خصوصیات نژادپرستانه خود ظلم و ستم را افزود.

یهودیت با در پیش گرفتن مادیت بیش از حد به انحراف کشیده شد و زندگی را براساس نژادپرستی و ربا بنا نهاد. اگر چه در نزد خداوند این نسل از میان انسانها برگزیده شده بود « وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ » اما این قوم نتوانست رسالت دین را اقامه کند بلکه با بهانه ها و اجحاف نسبت به پیامبران عهد و میثاق با پیامبرانشان را شکستند و همین باعث شد تا خداوند بر آنان خشم گیرد «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً»

تلقی یهود از خدا تنها جنبه ی ترس داشت و خدا را قهار و جباری معرفی می کردند که همواره آتش جنگ و ظلم و کینه و عداوت بر می افروزد . خدا را یهوه نام نهاده بودند و او را مانند خود سنگدل می دانستند .

پس از آن نیز مسیحیت با توجه صرف به روح ونفرت از زندگی دنیوی با تشبث به زهد افراطی و رهبانیت از راه مستقیم خارج شد . مسیحیت بعنوان شاخه ای منشعب شده از یهودیت سرشار از مفاهیم شرک آمیز بود .

این آئین برخلاف یهودیت خدا را مظهر شفقت و محبتی جلوه داده بود که آنچنان آمرزنده و مهربان است که تمام گناهان را می آمرزد بطوریکه ترحم و لطافت او نسبت به بندگان مانند ترحم پدر نسبت به فرزند است یعنی برخلاف یهودیت تنها صفات جمال الهی را در نظر گرفته بودند و آزادی مطلق را در زندگی فردی و اجتماعی بوجود آورده بودند.

در حقیقت مسیحیتی که اکنون در جهان انتشار یافته آن مسیحیتی نیست که حضرت عیسی پیام آور آن و حواریون مبلغانش باشند . عقایدی که در مسیحیت مطرح است در واقع تأثیرات تمدن ایران و مصر بود چرا که شخصی بنام پولس که در ابتدا از مخالفان سرسخت مسیحیان بشمار می رفت و حتی پسر عموی خود را که به این آئین در آمده بود گردن زد پس از چندی ادعا کرد که از جانب عیسی به او الهام شده و کتابی نوشت که متأثر از یهودیت و آئین زرتشتی و نظام فرعونی بود.

برای مثال عقیده تثلیث و قائل شدن به سه خدا (پدر ـ پسر ـ روح القدس) چیز تازه ای نبود بلکه قبل از آن در نظام فرعونی مصر نیز وجود داشت.

ما آگر به مراسم مذهبی مسیحیان نظری بیافکنیم آنرا مجرد از هرگونه منطق و عقل سلیم می یابیم .

یکی از این مراسم عشای ربانی است که در آن نان و شراب خورده می شود. معتقدند که نان گوشت مسیح و شراب خون مسیح است و با این عمل روح مسیح در وجود آنان رسوخ می کند .

مراسم غفران آنان مضحک ترین و مسخره ترین مراسم مذهبی شان بشمار می رود که در آن افراد برای مغفرت گناهانشان بر در کلیساها صف می کشند و در ازای پرداخت مبلغی به کلیسا آمرزش را برای خود می خرند.

یکی دیگر از معایب مسیحیت تقسیم بندی نظام معنوی آنهاست : تقسیم بندیهایی چون پاپ ، اسقف ، کشیش ، پدر . چنین نظامی در قرون وسطی که به منزله تسلیم کامل همراه با عبودیت بود آزادی بیان و تفکر را از انسانها سلب کرد و تفتیش عقاید را بنیان نهاد.

لذا این آئین نیز با دارا بودن چنین مفاهیمی نتنها در انجام رسالت خود موفق نبود بلکه خود عاملی بر انزجار و تنفر مردم نسبت به دین ، و انقلاب علیه کلیسا و رجال بظاهر دینی گردید.

اما اسلام با حقیقتی اصیل که با فطرت و عقل و علم هم آوا بود به صحنه آمد . دینی که خود جامع تمام اصول مترقی جهت رشد و تعالی در بعد مادیت و معنویت بود .

دینی معتدلی که نه مانند مسیحیت دارای زهد افراطی و نه مانند یهودیت که منحصر به مادیت بود . آئین معتدلی که مادیت و معنویت را در کنار هم جمع کرد . برای خدا هم صفات جلال و هم صفات جمال قائل شد.

دین صلح و امنیت و آرامش که سراینده توحید نابی بود که تمام انبیا در اعصار مختلف منادی آن بودند .

دینی که دامن انسانیت را از آلودگیهای شرک و خرافات و شهوت زدود. اخلاق را در میان انسانها زنده کرد .

دینی که یک حقیقت واقعی و جزء کامل مکمل زندگی روزمره برای پیروانش گشت . دینی که سازگار با هر عصر و تمدنی است و می توان اهداف آنرا در سه چیز خلاصه کرد:

1- آزادسازی اندیشه از بت پرستی و مادیگری

2- آزادسازی انسان از عبودیت و بردگی

3- آزادسازی بشر از بند نژادپرستی و بی بندوباری

پس اسلام بعنوان دین آزادی تنها مسیر ممکن در جهت آرمانهای سازنده فردی و اجتماعی است و غیر از آن همه ی راهها به بیراهه ختم می شود.
«وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»

..................................................................
نویسنده: شیخ محمد تشیخ «مدرس مدرسه اسماعیلیه»
بازديد:6666| نظر(24)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت