« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

آتشي که مردم را حشر مي کند | مقالات 8 مرداد 1392
يکي از نشانه هاي بزرگ قيامت و يا آخرين آنها ظاهر شدن آتشي است که برپاشدن قيامت را اعلام مي کند.
- - مکان خروج آن
روايات مبين اين هستند که اين آتش در يمن و در قعر عدن خارج مي شود و بنابر رواياتي ديگر در درياي حضرموت ظاهر مي شود. تعدادي از اين روايات را که دليل بر ظهور اين آتش و همچنين مشخص کنندة مکان آن هستند ذيلاً ذکر مي نمائيم.
1- در حديث حذيفه بن اسيد در ذکر نشانه هاي بزرگ قيامت آمده است پيامبر فرمودند: «... وآخر ذلک نار تخرج من اليمن تطرد الناس إلى محشرهم». «آخرين نشانه روز قيامت آتشي است که از يمن خارج مي شود و مردم را به جاي حشرشان مي فرستد.
2- در روايتي ديگر از حذيفه چنين آمده است. «ونار تخرج من قعرة عدن ترحل الناس». «و (يکي ديگر از نشانه هاي قيامت) آتشي است که از قعر عدن ظاهر مي شود و مردم را به کوچ وا مي دارد».
3- امام احمد و ترمذي از عبدالله بن عمر -رضي الله عنهما- روايت مي کنند. گفت پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «ستخرج نار من حضرموت أو من بحر حضرموت قبل يوم القيامة تحشر الناس» «آتشي در حضرموت يا در درياي حضرموت قبل از روز قيامت خارج مي شوند که مردم را حشر مي کند.
4- امام بخاري از انس روايت مي کند که عبدالله بن سلام بعد از اينکه مسلمان شد در چند زمينه از پيامبر سؤال کرد. از جمله گفت: نشانه هاي قيامت کدامند؟ پيامبر فرمود: «أما أول أشراط الساعة، فنار تحشر الناس من المشرق إلى المغرب». «اولين نشانه روز قيامت آتشي است که مردم را از مشرق تا مغرب حشر مي کند».
جمع بين رواياتي که اين آتش را آخرين نشانه قيامت و برخي ديگر آن را اولين نشانه قيامت معرفي مي کنند اين است که آخر بودنش به اعتبار ديگر نشان هاي روز قيامت است که در حديث حذيفه بيان شده اند و اول بودنش با اعتبار اين است که بعد از آن دنيا ديگر باقي نمي ماند و با پايان پذيرفتن اين نشان ها نفخ در صور دميده مي شود. برخلاف ساير نشانه هاي قيامت که بعد از هر يک از آنها مقداري از عمر دنيا باقي مي ماند.
اما اينکه در بعضي روايات آمده است در يمن ظاهر مي شود و برخي روايات ديگر مي گويند مردم را از مشرق به طرف مغرب حشر مي کند. در جواب به تفاوت اين روايات چند مورد ذکر شده است.
1- مي توان اين روايات را چنين جمع کرد که خارج شدن آتش از قعر عدن منافي حشر مردم از مشرق به طرف مغرب نيست زيرا آتش مي تواند ابتدا از قعر عدن خارج شود، سپس در تمام زمين منتشر گردد. و منظور از عبارت «حشر الناس من المشرق إلى المغرب» تعميم همه جانبة حشر است نه تخصيص آن تنها به مشرق و مغرب.
2- حشر آتش ابتدا از مشرق شروع مي شود (در تاييد اين قول در روايات گذشته بيان شد که ابتداء فتنه از مشرق است) و انتهاي آن مغرب معرفي شده است. زيرا شام به نسبت يمن مغرب به شمار مي آيد.
3- احتمال دارد آتش ذکر شده در حديث انس کنايه از فتنه هاي منتشر شده از طرف شرق باشند که شر عظيمي را بر پا مي کنند و مانند آتش ملتهب مي شوند و مردم را از طرف مشرق به سوي شام و مصر که در سمت مغرب قرار دارند جمع کنند همانگونه که چندين بار در عهد چنگيزخان و بعد از او اتفاق افتاد.
ولي آتش بيان شده در دو حديث حذيفه بن اسيد و ابن عمر همان آتش حقيقي است.، و الله اعلم.
- - کيفيت حشر مردم توسط آتش
آتش ظاهر شده در يمن کم کم روي زمين منتشر مي گردد و مردم را به طرف زمين محشر سوق مي دهد و کساني که حشر مي شوند سه دسته هستند.
اول - عده اي با رغبت، سير، پوشيده و سوار بر مرکب هستند.
دوم - دسته ديگر گاهي پياده و گاهي سواره هستند و به نوبت بر يک شتر سوار خواهند شد همانگونه که بعداً در حديث خواهد آمد «دو نفر يا سه نفر سوار بر يک شترند.... تا اينکه گفت: و گاهي ده نفر به نوبت سوار بر يک شتر مي شوند» اين وضع به خاطر کمبود مرکب است.
سوم - آتش آنها را جمع مي کند، از پشت آنها را احاطه مي کند و از هر طرف به سمت سرزمين محشر آنها را سوق مي دهد و هر کس تخلف کند در آتش مي سوزد.
احاديثي دربارة حشر مردم توسط آتش
1- شيخان از ابوهريره روايت مي کنند. پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «يحشر الناس على ثلاثة طرائق: راغبين، راهبين وإثنان على بعير، وثلاثة على بعير، وأربعة على بعير، وعشرة على بعير ويحشر بقيتهم النار، تقيل معهم حيث قالوا، وتبيت معهم حيث باتوا وتصبح معهم حيث أصبحوا، وتمسي معهم حيث أمسوا». «در روز قيامت مردم به سه دسته حشر مي شوند: دسته اول کساني که در بين خوف و رجا (سوار بر مرکب) به حرکت در مي آيند. دسته دوم کساني هستند از دو نفر تا ده نفر بر يک شتر سوار مي شوند. دسته سوم کساني اند که آتش در نزديک آنها را تعقيب مي کند به هنگام چاشت که بخواهند استراحت کنند و در شب که قصد خواب داشته باشند و صبح که بيدار مي شوند و غروب که روز را به آخر مي رسانند در همه اين مقاطع آتش همراه ايشان است.
2- عبدالله بن عمر -رضي الله عنهما- مي گويد: پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «تبعث نار على أهل المشرق، فتحشرهم إلى المغرب، تبيت معهم حيث باتوا وتقيل معهم حيث قالوا، يکون لها ما سقط منهم وتخلف وتسوقهم سوق الجمل الکسير». «آتش بر اهل مشرق ظاهر مي شود و به سمت مغرب آنها را مي برد و جمع مي کند هر وقت در ظهر بخواهند استراحت کنند و يا در شب بخواهند بخوابند در هر حال آتش در تعقيب آنها است. هر چيزي از آنها به جاي بماند آتش آن را در بر مي گيرد و در تعقيب آنها مانند شتر لنگ آنان را سوق مي دهد».
3- حذيفه بن اسيد -رضي الله عنه- مي گويد: ابوذر (در ميان قومش) بپا خواست و گفت اي بني غفار! سخن بگوييد و اختلاف با هم نداشته باشيد. پيامبر صادق و مصدوق -صلى الله عليه وسلم- به من فرمود: «مردم هنگام حشر به سه دسته تقسيم مي شوند. دسته اي سواره، سير، پوشيده از لباس (از هر نظر آماده) و رجامند هستند. دسته اي ديگر با پاي پياده و با تلاش (از آتش دور مي شوند). دسته سوم ملائکه آنها را رو به جلو مي کشند و به سوي آتش ايشان را حشر مي کنند». يکي از آنها گفت اين دو دسته را شناخته ايم، آنهايي که با پاي پياده و با تلاش فراوان مي روند چه کساني هستند. ابوذر گفت: «خداوند آفت بر مرکب ها مي فرستد تا اينکه مرکبي باقي نمي ماند حتي يک مرد حاضر است باغ بزرگش را به يک شتر آماده بفروشد اما نمي تواند شتر را بدست بياورد».
- - صحراي محشر
در آخر الزمان به طرف سرزمين شام برده مي شوند و در آنجا جمع مي گردند بگونه اي که احاديث صحيح به آن اشاره کرده اند.
1- از عبدالله بن عمر -رضي الله عنهما- دربارة خروج آتش منقول است، «... گفت: گفتيم: اي پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- به ما چه دستوري مي دهي؟ پيامبر فرمود: «عليکم بالشام».«به شام برويد».
2- امام احمد از حکيم بن معاويه البهزي و او نيز از پدرش روايت مي کند. (حديث را ذکر کرد که در آن آمده بود) پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «هاهنا تحشرون، هاهنا تحشرون هاهنا تحشرون (ثلاثاً) رکباناً، و مشاة، وعلى وجوهکم».
«آنجا حشر مي شويد، آنجا حشر مي شويد، آنجا حشر مي شويد (سه بار) سواره، پياده و يا با صورتتان (ملائکه) شما را مي کشند». ابن ابي بکير گفت: پيامبر با دستش به طرف شام اشاره کرد و گفت: در آنجا حشر مي شويد».
3- در روايت ترمذي از بهز بن حکيم او نيز از پدرش و از جدش آمده است. گفتم: اي رسول خدا! مرا به کجا امر مي کني؟ پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «هاهنا (ونَحَابِيدِهِ نحو الشام)». «آنجا در حالي که با دستش به سمت شام اشاره مي کرد)».
4- امام احمد و ابو داود از عبدالله بن عمرو روايت مي کنند، او گفت: از پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- شنيدم فرمود: «ستکون هجرة بعد هجرة، ينحاز الناس إلى مهاجر إبراهيم لا يبقى في الأرض إلا شرار أهلها تلفظهم أرضوهم، تنذرهم نفس الله، تحشرهم النار مع القردة والخنازير، تبيت معهم إذا باتوا وتقيل معهم إذا قالوا، وتأکلوا من تخلف». «هجرتي ديگر بعد از اين هجرت خواهد آمد و مردم به هجرتگاه حضرت ابراهيم خواهند رفت و در زمين جز انسان هاي شرور باقي نخواهند مانند. سرزمينشان آنها را بيرون مي اندازد و خداوند آنها را مي ترساند و آتش آنها را با خوک ها و ميمون ها حشر مي کند هنگام ظهر که بخواهند استراحت کنند و در شب که قصد خواب داشته باشند آتش نيز در تعقيب آنها است. و هر کس جا بماند در دامن آتش خواهد افتاد».
ابن حجر مي گويد: «در تفسير ابن عينيه از ابن عباس آمده است: هر کس شک دارد که سرزمين شام محشر است، اول سورة حشر را بخواند که رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- به آنان گفت اکنون بيرون برويد. آنها گفتند به کجا برويم؟ پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود به سوي سرزمين محشر (شام)».
علت اينکه سرزمين شام محشر قرار داده شده اين است که هنگام وقوع فتنه در آخر الزمان ايمان و امنيت در سرزمين شام است.
دربارة فضيلت سرزمين شام و ترغيب براي سکنا گزيدن در آنجا احاديث صحيحي وارد شده اند از جمله:
حديثي که امام احمد از ابو درداء روايت مي کند. ابو درداء مي گويد: پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «بينا أنا نائم إذ رأيت عمود الکتاب احتمل من تحت رأسي فظننت أنه مذهوب به فاتبعته بصري فعمد به إلى الشام، ألا وإن الإيمان حين تقع الفتن بالشام».«من خوابيده بودم ناگهان متوجه شدم عمود کتاب از زير سرم برداشته شد گمان کردم آن را بردند پس به دنبال آن نگاه کردم تا اينکه به شام برده شد. آگاه باشيد هنگام وقوع فتنه ايمان در شام است».
2- طبراني از عبدالله بن حواله -رضي الله عنه- نقل مي کند که پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «رأيت ليلة أسري بي عموداً أبيض کأنه لواء تحمله الملائکة فقلت: ما تحملون؟ قالوا: عمود الکتاب أمرنا أن نضعه بالشام». «شب اسراء ستون سفيدي را ديدم مانند پرچمي بود که ملائکه آن را حمل مي کردند گفتم چه چيزي را حمل مي کنيد گفتند عمود کتاب است مأمور شده ايم تا آن را در شام قرار دهيم»
3- ابو داود از عبدالله بن حواله -رضي الله عنه- نقل مي کند. او گفت: پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «سيصير الأمر إلى أن تکونوا جنوداً مجنّدة: جند بالشام، وجند باليمن وجند بالعراق». «وضع به آنجا مي رسد که شما در چند دسته جمع آوري مي شويد، عده اي در شام، عده اي در يمن وعده اي ديگر در عراق» ابن حواله مي گويد اي پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- اگر من در آن زمان باشم بهترين کار چيست. پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «عليک بالشام، فإنها خيرة الله من أرضه، يجتبي إليها خيرته من عباده، فأما إذا أبيتم، فعليکم بيمنکم، واسقوا من غدرکم، فإن الله توکل لي بالشام و أهله». «به شام برو چون شام سرزمين برگزيدة خداست. بندگان نيکش را به آنجا مي فرستد. ولي اگر نتوانستيد اين کار را بکنيد پس به يمن برويد و از تالاب خود آب بخوريد همانا خداوند وکالت سرزمين شام و اهلش را برايم تضمين کرده است».
پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- براي شام دعاي خير و برکت کرده است همانگونه که در حديث صحيح از ابن عمر روايت شده او گفت پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: «اللهم بارک لنا في شامنا اللهم بارک لنا في يمننا». «پروردگارا، به سرزمين شام و يمن خير و برکت عطا کن». قبلاً بيان کرديم نزول عيسى -عليه السلام- در آخر الزمان در سرزمين شام است و اجتماع مسلمانان براي قتال با دجال در آنجا خواهد بود.
ابو عبيه محشر بودن سرزمين شام را انکار مي کند و مي گويد: قولي که سرزمين محشر را مشخص کند بدون استنباط از قرآن، سنت و اجماع است. بلکه در قرآن نقيص آن وجود دارد آنجا که خداوند مي فرمايد:
{ يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ } (ابراهيم: 48).
«روزي که اين زمين به زمين ديگري تبديل مي شود».
پس در آن وقت سرزمين شام کجا است.
در جواب گفته مي شود دليل هاي زيادي وجود دارد مبني بر اينکه سرزمين محشر شام است (همانگونه که به آن اشاره شد).
آنچه ابو عبيه را به اين نظريه سوق داده اين است که او معتقد است حشر مردم در دنيا صورت نمي پذيرد ولي در بحث بعدي براساس نصوص صحيح توضيح خواهم داد که اين حشر در دنيا واقع خواهد شد.
- - اين حشر در دنيا است
حشري که در احاديث ذکر شده است در دنيا واقع مي شود و منظور از آن حشر مردم بعد از زنده شدن از قبور نيست و قرطبي مي گويد: حشر به معني جمع شدن است و چهار نوع دارد. دو حشر در دنيا و دو حشر در آخرت.
اما حشرهاي دنيا: 1- کوچاندن بني نضير به شام.
2- حشر مردم قبل از قيامت در سرزمين شام به وسيله آتشي که در احاديث از آن بحث شده است.
همانطور که قرطبي، ابن کثير و ابن حجر گفته اند بنابر نصوص گذشته جمهور علماء معتقدند اين حشر در دنيا تحقق مي يابد. و برخي ديگر از علماء مانند غزالي و حليمي معتقدند آن حشر در دنيا نيست بلکه در آخرت واقع مي شود.
ابن حجر مي گويد: بعضي از شارحان منابع ديني آن را بر حشر بعد از زنده شدن از قبر حمل کرده اند. و در اين راستا به ادله زير استناد کرده اند.
1- کلمه حشر هر گاه بطور مطلق استعمال شود در اصطلاح شرع به معني زنده شدن از قبور است به شرطي که دليل ديگري آن را خاص نکند.
2- منظور از تقسيمي که در احاديث ذکر شده است جمع شدن در شام نيست. زيرا مهاجر بايد راغب، راهب و يا درصدي از اين دو صفت را داشته باشد.
3- حشر شدن بقيه مردم طبق آنچه ذکر شده است و پناه دادن آنها توسط آتش در شام و ملازم بودن آتش با آنها قولي توقيفي نيست. بنابراين ما نمي توانيم بدون خبر توقيفي ادعاي مسلط شدن آتش بر شقاوتمندان را داشته باشيم.
4- احاديث همديگر را تفسير مي کنند. در حديثي از حسان و ابوهريره که بيهقي آن را از طريق علي بن زيد از اوس بن ابو اوس از ابوهريره نيز روايت کرده آمده است: «ثلاثاً على الدواب وثلاثاً ينسلون على أقدامهم وثلاثاً على وجوههم». «سه نفر بر مرکب و سه نفر پياده حرکت مي کنند، و سه نفر رو به صورتشان کشيده مي شوند». تقسيم موجود در اين حديث موافق تقسيمي است که در سورة واقعه بيان شده است. خداوند در سورة واقعه آيه 7 مي فرمايد:
{ وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلاثَةً } (واقعه: 7).
«و شما به سه دسته تقسيم مي شويد».
جواب اين اشکالات بطور ملخص بيان مي شود
1- بنابر احاديث مذکور اين حشر در دنيا واقع مي شود.
2- لازم نيست تقسيم آيه همان تقسيم مذکور در حديث باشد. منظور از حديث دور شدن از فتنه است. لذا هر کس فرصت را غنيمت مي شمارد مرکبي و توشه اي بدست مي آورد و به اميد مستقبل و ترس از آنچه که در تعقيب اوست به حرکت مي افتد (دسته اول) و کساني که تاخير مي کنند تا اينکه مرکب ها کم مي شوند چند نفر با هم در يک مرکب شريک مي شوند. (دسته دوم) و دسته سوم کساني اند که آتش آنها را مي راند و ملائکه آنها را مي کشند.
3- با توجه به مضمون احاديث مشخص مي شود منظور از آتش، آتش آخرت نيست. بلکه آتشي است که در دنيا خارج مي شود. و پيامبر -صلى الله عليه وسلم- مردم را از خروج آن مي ترساند و کيفيت برخورد با آن را در احاديث ذکر مي کند.
4- حديث که راوي آن علي بن زيد است و به آن استناد شده است (و در ثقه بودن او اختلاف نظر وجود داشت) با احاديثي که بيان مي کنند اين حشر در دنيا است تضادي ندارد و در اين حديث (حديث علي بن زيد که امام احمد آن را روايت کرده است) آمده است «آنها از هر بلندي و از هر خاري پرهيز مي کنند و سرزمين محشر در روز قيامت صاف و هموار است و از هر گونه ناهمواري و خارو... عاري است».
نووي مي گويد: علماء گفته اند اين حشر در آخر دنيا و مقداري قبل از قيامت و قبل از نفخ صور اتفاق مي افتد بدليل فرمودة پيامبر -صلى الله عليه وسلم-: «تحشر بقيتهم النار تبيت معهم وتقيل وتصبح وتمسي» «آتش بقيه آنها را جمع مي کند شب و ظهر همراه آنها توقف مي کند و صبح و شام نيز همراه آنها به حرکت در مي آيد».
حافظ ابن حجر - بعد از ذکر احاديث روايت شده دربارة آتش و اينکه حشر مذکور در دنيا است - مي گويد: سياق احاديث بيان مي کند که اين حشر همان حشر موجودات زنده اطراف زمين در سرزمين شام، قبل از آخر الزمان است... تمام اينها دلالت مي کنند بر اينکه اين حشر در آخر دنيا است که اکل و شرب و سوار شدن بر مرکب خريده شده و غيره وجود دارد، بگونه اي که متخلفين در آتش مي سوزند. بعضي اگر اين واقعه بعد از نفخ صور باشد در آن زمان مرگ، مرکب خريداري شده، خوردن، نوشيدن و پوشيدن در ميادين وسيع وجود ندارد».
ولي دربارة حشر در آخرت در احاديث آمده است که مؤمن و کافر بدون کفش و لباس، لخت مادرزاد (به دور از تعلقات دنيايي) حشر مي شوند. در حديث صحيح از عبدالله بن عباس روايت شده است. گفت: پيامبر -صلى الله عليه وسلم- در ميان ما ايستاد و فرمود:
همانا شما لخت (مادرزاد) محشور مي شويد.
{ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ } . (انبياء: 104).
«همانگونه که اولين خلق را پديد آورديم و دوباره آن را اعاده مي کنيم».
و اولين موجودي که روز قيامت پوشيده مي شود ابراهيم خليل الله است.
ابن حجر مي گويد: «در زنده شدن بعد از مرگ انسان باغ ندارد که با شتر تيزپا عوض کند (اشاره به حديث مذکور در مورد حشر انسان)».
بنابراين حشر ياد شده در احاديث مربوط به دنيا و اندکي قبل از روز قيامت است و هر کس خلاف اين را بگويد از حق دور شده است والله اعلم.

..............................................
برگرفته از کتاب نشانه هاي قيامت
تأليف: يوسف بن عبدالله بن يوسف الوابل
بازديد:2519| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت