« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

امروز ، فقط امروز | مقالات 23 خرداد 1392
امروز ، فقط امروز

چون صبح کردي، منتظر شام مباش؛ گويا فقط امروز زندگي خواهي کرد، نه ديروزي که با خوب و بدش تمام شده و نه فردايي که هنوز نيامده است.
امروز فقط روز توست؛ عمر تو، فقط يک روز است؛ پس ذهن و خاطرت را فقط به زندگي امروز معطوف بدار؛ گويا امروز بدنيا آمده اي و امروز خواهي مرد. اگر چنين باشي، ديگر زندگي تو در ميان خاطرات تلخ و اندوه و ناراحتي گذشته و ميان توقع آينده و شبح ترسناک و خيزش وحشتناک آن از هم نخواهد پاشيد.
توجه و تلاش و ابتکار خود را فقط صرف امروز بگردان. پس امروز بايد نمازي درست و خاشعانه بخواني و با تدبر، قرآن را تلاوت کني؛ با حضور دل به ذکر بپردازي، کارها را سنجيده انجام دهي، اخلاقي زيبا ارائه نمايي، به بهره و قسمت خويش راضي باشي، به ظاهر خود توجه نمايي و به جسم و تن خويش اهتمام بورزي و به ديگران فايده برساني.
ساعتهاي امروز را تقسيم کن و از دقيقه هاي آن به اندازه سالها و از ثانيه هاي آن به اندازه ماهها استفاده کن؛ امروز نهال خوبي و مهر بکار و کارهاي زيبا انجام بده. از پروردگارت آمرزش بخواه و پروردگارت را به ياد آور و براي سفر از اين جهان، خودت را آماده کن. بدين سان امروز با شادماني و سرور و در امنيت و آرامش زندگي بسر مي نمايي و از روزي و همسر و فرزندان و شغل خود و از خانه و دانش و جايگاه خود راضي خواهي بود؛ { فَخُذْ مَا آَتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشاکرین } "پس آنچه را به تو عطا کرده ام، بگير و از شکرگزاران باش".
خلاصه اينکه اگر رويه اي را که گفتم، در پيش بگيري، امروز را بدون ناراحتي و پريشاني و بدون حسد و کينه و ناخرسندي مي گذراني.
يک جمله بايد بر لوح قلبت نقش ببندد؛ اين جمله را در دفتر خود با خطي درشت بنويس و آن اينکه (امروز فقط امروز).
اگر امروز ناني گرم و گوارا بخوري، آيا نان خشکي که ديروز خورده اي يا نانِ فردا که هنوز معلوم نيست چه باشد، به تو زياني مي رساند؟
وقتي امروز آبي شيرين و گوارا مي نوشي، چرا براي آب تلخ و شوري که ديروز نوشيده اي، غم مي خوري و چرا خودت را از ترس اينکه شايد فردا آبي آلوده و گرم بهره تو باشد، ناراحت و افسرده مي کني؟
اگر اراده اي آهنين و قاطع داشته باشي، خودت را به اين نظريه که: فقط امروز زندگي خواهم کرد، قانع مي نمايي. وقتي اين تئوري در ذهن و وجودت جاي بگيرد،آنگاه مي تواني از هر لحظه امروز براي ساختن خود، شکوفايي استعدادهايت و سامان دادن کارهايت استفاده کني؛ در اين صورت خواهي گفت: امروز بايد سخناني درست به زبان بياورم؛ پس سخن بيهوده و ناسزا و غيبت به زبان نمي آورم. امروز بايد خانه و کتابخانه ام مرتب باشد؛پس هيچ در هم بر همي نخواهم گذاشت و بلکه همه چيز بايد منظم و مرتب باشد. فقط امروز زندگي مي کنم؛پس به نظافت و قيافه ظاهري خود اهتمام مي ورزم و مي کوشم رفتار و سخنان و حرکتهاي سنجيده و درستي از من سر زند.
فقط امروز زنده هستم؛ پس در عبادت پروردگارم و خواندن نماز به کاملترين شکل تلاش مي کنم و سعي مي نمايم با خواندن نوافل، توشه اي براي آخرت خود بيندوزم و نکته مفيدي حفظ کنم و کتابي مفيد مطالعه نمايم.
زندگي من فقط امروز است؛ پس نهال فضيلت و خوبي را در قلب خود مي کارم و درخت شر و بدي را به همراه شاخه هاي خاردارش که کينه، خودپسندي، ريا و بدگماني است، از ريشه باغ دلم در مي آورم.
فقط امروز زندگي خواهم کرد؛ از اينرو به ديگران سود مي رسانم و به مردم نيکي مي کنم، به عيادت بيمار مي روم، در تشييع جنازه اي شرکت مي کنم، آدم گمشده و سرگرداني را راهنمايي مي نمايم، به گرسنه اي خوراک مي دهم، مشکل کسي را حل مي کنم، در کنار ستمديده اي مي ايستم و او را زير چتر حمايتم قرار مي دهم؛ براي فرد ضعيف و ناتواني سفارش مي کنم، با انساني مصيبت زده و رنجديده همدردي مي کنم، به عالم و دانشمندي احترام مي گذارم، دست شفقت و مهرباني بر سر کوچکترها مي کشم و بزرگترها را گرامي مي دارم.
فقط امروز زندگي خواهم کرد؛ پس اي گذشته اي که رفته و پايان يافته اي! همانند خورشيدت غروب کن؛ من هرگز براي تو نخواهم گريست وحتي لحظه اي هم براي به ياد آوردن تو درنگ نمي کنم. چون تو، ما را ترک گفته واز کوي ما رخت بر بسته اي و هرگز به سوي ما باز نخواهي گشت.
و اي آينده! تو در عالم غيب و دنياي پنهان هستي؛ من، با خيالات تعامل نمي کنم و خودم را به اوهام نمي فروشم و براي تولد چيزي که وجود ندارد، شتاب نمي ورزم؛ چون فردا، هنوز به وجود نيامده و آفريده نشده است. اي انسان! امروز، فقط امروز. در فرهنگ خوشبختي، اين، زيباترين واژه براي کسي است که زندگي را در زيباترين و درخشنده ترين صورت آن مي خواهد.

............................................
برگرفته از کتاب لا تحزن
تألیف: عائض بن عبدالله القرني
بازديد:1601| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت