« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

حكمت و فلسفه آفرينش شيطان | مقالات 26 ارديبهشت 1392
شيطان منبع شرارت و گناهان است؛ او مردم را بسوي نابودي دنيا و آخرت رهبري مي كند. شيطان در هر زمان و مكاني پرچمدار كفر و معصيت پروردگار است و مردم را بسوي آن دعوت مي دهد، اكنون اين سوال مطرح است، آيا حكمتي در آفرينش او نهفته است و آن چيست؟
ابن قيم در پاسخ به اين سؤال چنين مي فرمايد: « در آفرينش شيطان و سپاه او فلسفه و حكمت هائي وجود دارد كه تفصيل و جزئيات آن را جز خداوند كسي نمي داند و بعضي از آنها بشرح زير هستند:
1- تکميل کردن مراتب عبوديت
يكي از حكمت هاي آفرينش شيطان، تکميل کردن مراحل عبوديت انبياء و اولياء بوسيله مبارزه با اين دشمن الهي و پيروانش است، مخالفت و حقير شمردن شيطان باعث خشم و ناراحتي او مي شود و رضايت خداوند را فراهم مي سازد، موجبات خشم شيطان و دار و دسته اش، پناه جستن از شرارت هاي او و پناه بردن بسوي الله از دسيسه ها اش ، از جمله مراحل تکميل کردن عبوديت هستند كه بندگان مخصوص حضرت حق با گذشتن از اين گذرگاه هاي صعب العبور ، عبوديت و بندگي خود را ارتقاء مي دهند و اين رشد و تعالي عبوديت، منافع و مصالحي را در بر دارند كه از راه هاي ديگر نمي توان به آنها دست يافت .
2- ايجاد واهمه در دل بندگان در راستاي انجام گناه
از جمله فلسفه و حكمت هاي آفرينش شيطان اين است كه مؤمنان و فرشتگان از ارتكاب گناه دوري كنند و از سرنوشت بد شيطان و اثرات معصيت پند بپذيرند، زيرا نافرماني خداوند بود كه شيطان از منزلت و جايگاه ملكوتي به جايگاه ابليسي سقوط كرد. بي ترديد وقتي كه فرشتگان شاهد سرنوشت شيطان شدند، عبوديت، خضوع و خوف ديگري براي آنها حاصل شد. عيناً آنطور از احوال خادمان سلطان شاهد مي شود، هرگاه خادمان مشاهده كنند كه سلطان يكي از آنها را به بدترين وجه مورد اهانت و تذليل قرار داده است ، بي گمان ترس و خوف آنان تشديد مي شود و آنها خود را از ارتكاب معصيت بر حذر خواهند داشت.
3- مايه پند براي پند پذيران
از جمله حكمت ها اين است كه خداوند جريان شيطان را مايه عبرت و پند و اندرز براي كساني كه پند پذير باشند، قرار داده است تا از مخالفت با اوامر و تكبر از اطاعتش و اصرار بر معصيتش، اجتناب ورزند. آري، همانطور كه گناه آدم، ابوالبشر را مايه عبرت براي كساني كه مرتكب معصيت اوامر او مي شوند ، قرار داده است. سپس آدم توبه كرد، پشيمان شد و بسوي پروردگارش پناه برد، خداوند پدر جن و انس را به گناه مبتلا كرد؛ پدر جن ها (شيطان) را مايه عبرت براي كساني كه مُصِر بر گناهان و پدر انسانها ( آدم) را مايه عبرت براي كساني كه از گناهان اظهار ندامت نموده و بسوي پروردگار رجوع مي كنند، قرار داده است. خداوند بهتر مي داند، اين دو جريان آدم و شيطان چه حكمت و پند و اندرزهاي آشکار و نهاني را در بر دارد.
4- امتحان و آزمايش بندگان
از جمله حكمت هاي آفريدن شيطان اين است كه وجود و جريان شيطان محكي است كه خداوند توسط آن بندگانش را مورد امتحان و آزمايش قرار داده است تا با گذر از اين امتحان ، بندگان پاك از ناپاك تمايز يابند، زيرا خداوند نوع بشر را از زمين خلق كرده است، زمين داراي ويژگيهاي متفاوتي مانند: نرمي، خشونت، پاكيزگي و خباثت است، پس لازم است كه ويژگي هاي نهفته در ماده او ظاهر شوند. در حديث از حضرت ابو موسي اشعري - رضي الله عنه - روايت شده که مي فرمايد: از رسول الله - صلى الله عليه وسلم - شنيدم ، فرمود:« إن الله خلق آدم من قبضة قبضها من جمع الأرض ، فجاء بنو آدم على قدر الأرض ، منهم الأحمر والأبيض والأسود ، والسهل والحزن ، والطيب والخبيث» .
(خداوند آدم را از يك مشت خاك آفريده است كه آن را از روي سطح تمام زمين جمع كرده بود، اينجا است كه فرزندان آدم بر حسب نوع خاك بعضي سرخ، بعضي سياه، بعضي سفيد، بعضي نرم، بعضي خشن، بعضي پاكيزه و بعضي ناپاك ببار آمده اند).
با توجه به حديث مذكور، آنچه كه در ماده اصلي از نرمي، خشونت، پاكي و ناپاكي بوده، در آفريده شده نيز از آن ماده وجود دارد و حكمت الهي مقتضي آن شد كه اين ويژگي ها بروز كنند و عامل بروز دهنده براي آنها آفريده شود و وجود ابليس همان محكي است كه بوسيله او پاك از ناپاك متمايز مي شود، همانطور كه پيامبران الهي نيز محك متمايز شدن پاك از ناپاك هستند . خداوند مي فرمايد: ((اي مؤمنان ! سنّت ) خدا بر اين نبوده است كه مؤمنان را به همان صورتي كه شما هستيد ( و مؤمن با منافق آميزه يكديگر شده است و مسلمان از نامسلمان جدا نگشته است ) به حال خود واگذارد . بلكه خداوند ( با محكّ سختيها و دشواريها و فرازها و نشيبهاي زندگي ، از جمله جهاد ، منافق ) ناپاك را از ( مؤمن ) پاك جدا مي سازد).آل عمران: 179
خداوند پيامبران را به سوي مکلفين فرستاد در حالي که افراد پاک و ناپاک در ميان آنها يافت مي شد، پس افراد پاک را در رديف پاکان و افراد ناپاک را در رديف ناپاکان قرار داد.
حكمت بالغه خداوند ن شد كه پاك و ناپاك را در دنيا كه دارالامتحان است با هم مخلوط كند و وقتي كه به جهان آخرت كه دارالقرار است، مي روند، آنها را از هم جدا مي كند. پس هر گروهي محل استقرار و مسكن جداگانه اي دارد.
5- مظهر قدرت كامل خداوند
از جمله حكمت هاي آفريدن شيطان، اظهار قدرت كامل خداوند در قالب آفريدن اشياء متضاد است : مانند آفريدن جبرئيل و فرشتگان، ابليس و شيطان . اين يكي از بزرگترين نشانه هاي قدرت و مشيت و سلطان او است. زيرا او آفريدگار اشياء متضاد است. مانند : زمين و آسمان ؛ روشني و تاريكي ؛ دوزخ و بهشت ؛ آب و آتش ؛ گرمي و سردي و پاك و ناپاك .
6- هر ضدي مظهر حسن ضد ديگر است
از جمله حكمت ها اين است كه آفريدن يك ضد از كمال و تمام حسنِ ضد ديگر است، زيرا حسن هر ضدي توسط ضد ديگر آشكار مي گردد، اگر چيزهاي خراب نمي بودند، زيبائي خوبان با خوب ها تجلي نمي شد. اگر فقر و تنگدستي نمي بود ، ارزش ثروت و غني معلوم نمي شد.
7- شيطان واسطه تحقق شكر
از جمله حكمت ها اين است كه خداوند دوست دارد كه انواع حقيقت شكر از جانب انسان در حق او تحقق يابد. بي ترديد اولياء خداوند بدليل وجود دشمن خدا، ابليس و لشكر او و امتحان آنان بوسيله شيطان، به انواع شكر و سپاس دست يافته اند، اگر شيطان نمي بود آنان هرگز به اين مقام والاي شكر و سپاس نمي رسيدند. شكر آدم زماني كه در بهشت بود و هنوز توسط شيطان به بيرون بهشت رانده نشده بود و شكر او بعد از اينكه مورد آزمايش شيطان قرار گرفت و پروردگارش او را برگزيده و توبه او را پذيرفته بود، چقدر با هم دارند.
8- آفريدن شيطان موجب گرم شدن بازار عبوديت است
از جمله فلسفه و حكمت هاي آفريدن شيطان اين است كه: محبت، پشيماني، توكل، صبر، رضا و ... پسنديده ترين عبادت ها از ديدگاه خداوند هستند. و اين عبادت ها بوسيله جهاد، بذل جان و مال در راه خداوند و تقديم محبت او بر هر محبتي ديگر، تحقق مي يابند. پس جهاد در راه خداوند، جوهر و روح عبادت و پسنديده تر از هر عبادتي ديگر نزد خداوند است. خلق شيطان و خلق لشكر او، زمينه ساز گرم شدن بازار عبادت جهاد و توابع آنها است، عبادت و جهادي كه حكمت هاي بي شمار و مصالح آن را سواي خداوند كسي نمي تواند آن را احاطه و فراگيرد.
9- ترتيب ظهور نشانه و شگفتي هاي قدرت خداوند
از جمله فلسفه و حكمت هاي آفريدن شيطان اين است كه خلق شيطان زمينه ساز ظهور نشانه ها و شگفتي هاي قدرت خداوند است؛ يعني بدليل تضاد شيطان با پيامبران، تكذيب پيامبران و عداوت با آنان موجب شد كه آيه ها و معجزاتي كه مظهر تحقق قدرت خداوند هستند. مانند : طوفان نوح، عصا و يد بيضاء حضرت موسي، شكافته شدن دريا، انداختن حضرت ابراهيم به آتش و تبديل آن به گلستان و چندين برابر از اين نشانه و مظهر قدرت، بوجود بيايند و هر كدام از اينها نشانه هايي از قدرت، علم و حكمت خداوند هستند كه وجود يك عامل براي ظهور و تحقق اينها ضروري بود.
- آفريدن از آتش نيز نشاني از قدرت او است
از جمله فلسفه و حكمت آفريدن شيطان، اين است كه ماده آتش حاوي احتراق، علو، فساد مي باشد و در آن نور و روشنائي نيز وجو دارد، پس خداوند متعال از آتش نيز خوب و خراب را پديدار كرده است. همانطور كه اين ويژگي هاي متضاد در ماده خاكي نيز وجود دارند و در خاك نيز خوب و خراب، نرمي و خشونت، سفيد، سرخ و سياهي ديده مي شود .
خداوند مخلوقاتي با تمام اين خاصيت ها را از خاك آفريده است، وجود اين آفريده هاي متضاد از يك ماده آتشين يا خاكي نشاني از قدرت و وحدانيت او است و دال بر اين نكته است كه: (هيچ چيزي همانند خدا نيست ( و نه او در ذات و صفات به چيزي از چيزهاي آسمان و زمين مي ماند ، و نه چيزي از چيزهاي آسمان و زمين در ذات و صفات بدو مي ماند ) و او شنوا و بينا است ( و پيوسته بر كارگاه جهان نظارت مي نمايد ، و از جمله زاد و ولد انسانها و حيوانها را مي پايد)). الشورى: 11
11- ظهور متعلقات اسماء الهي
از جمله حكمت هاي آفريدن شيطان ، اين است كه معاني قسمتي از نامهاي خداوند از جمله خافض ( پست كننده)، رافع( ترفيع دهنده)، معزّ ( عرت دهنده)، مذّل ( ذليل كننده) حًكًم، عادل و منتقم( انتقام گيرنده) مفهوم پيدا کنند. براي ظهور معاني اين اسماء و صفات وجود متعلقات و مظاهري لازم و ضروري است، همانگونه كه صفات رحمت، احسان، رزق و غيره براي تحقق يافتن به متعلقات و مظاهر نياز دارند.
12- ظهور آثار ملك تام و متصرف عام
از جمله حكمت ها اين است كه خداوند مالكي است كه ملكش و قدرتش فراگير است و تصرف عام و تنوع آن در قالب ثواب، عقاب، اكرام، اهانت، عدل، فضل، اعزاز و اذلال از نشانه هاي مالكيت تامّه او هستند، لذا وجود كساني كه از متعلقات اين پديده ها باشند ضروري است، يعني آفريده هاي خداوند بايد مظهر تحقق ثواب، اكرام و اعزاز باشند. و برخي ديگر نيز مظهر تحقق عقاب، اهانت و اذلال باشند و شيطان و گروه او مظهر تحقق نوع دوم هستند.
13- وجود ابليس نشاني از حكمت تامه خداوند است
از جمله حكمت و فلسفه آفريدن شيطان اين است كه خداوند حكيم است و حكمت از صفات او است و مستلزم اين است كه هر چيزي در جاي خودش، جائي كه چيز ديگري در آن مناسب نيست، گذاشته شود. بنابر اين، حكمت خداوند مقتضي آن شد كه موجودات متضاد آفريده شوند و هر كدام متصف به وصفي باشد كه براي ديگري زيبنده نيست و از لحاظ احكام، صفات و ويژگي با هم متفاوت باشند، زيرا حكمت بدون اين تضاد و تنوع به اتمام نمي رسد. روي اين حساب وجود موجودات متضاد در ذات و صفات در عين حال كه مظهر قدرت است از نشانه هاي حكمت خداوند نيز مي باشد.
14- خداوند در برابر تمام صفات خود شايسته حمد است
از جمله حكمت هاي آفريده شدن شيطان اين است كه حمد خداوند متعال و تعريف او تام و از جميع جهات كامل است. پس خداوند در برابر عدل، منع، ذليل کردن، ارتفاع درجه ، انتقام از بدکاران و اهانه به دشمنانش محمود و شايسته ستايش است، همانطور كه در برابر فضل، عطاء، ارتفاع درجه و اكرام مستوجب حمد و ستايش است. او در برابر تمام اين صفات مستوجب و شايسته حمد است.
فرشتگان، اوليا، انبيا، و تمام انسانها خداوند را در برابر تمام صفات ستوده اند و آفريدن و ايجاد آنچه كه از تمام و كمال يا از لوازم و نشاني حكمت بالغه است، ضروري است. و تعطيل حمد او مانند تعطيل حكمت جايز نمي باشد .
15- آفريدن شيطان مظهر حلم و بردباري خداوند نسبت به بندگان است
از جمله حكمت هاي آفريدن شيطان اين است كه خداوند متعال دوست دارد نسبت به بندگانش حلم، صبر، تحمل و وسعت رحمت خودش را ظاهر كند .
اين امر مقتضي شد كه خداوند مخلوقي را بيافريند كه شرك كند و در احكام صادره خداوند اطاعت نكند، در مخالفت با وي كوشش كند و در راستاي ناخشنودي او تلاش نمايد، حتي خود را مشابه خداوند قرار دهد و با اين همه خداوند، انواع خوردني و نوشيدني هاي پاكيزه را به او بدهد، او را رزق دهد و از گناهان او صرف نظر كند و زمينه را براي بهره مند شدن او از تمام لذات و انواع نعمت ها فراهم سازد، دعوت او را اجابت كند و مشكلاتش را حل كند و با احسان و انعام بر وي ، بر عكس رفتارش با او كه او را كفر و شرك و بي ادبي مي كند، معامله كند، آري خداوند بهتر مي داند كه چه حكمت هائي در آفريدن شيطان نهفته است.
بخاري در تاييد مطلب فوق روايتي بشرح زير را نقل مي کند: حضرت ابوموسي اشعري مي گويد: رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فرمود:« ما أحد أصبر على أذى يسمعه من الله ، يدعون له الولد ثم يعافيهم ويرزقهم».
(هيچ كس در برابر اذيت و آزاري كه مي بيند شكيباتر از خداوند نيست، بندگان فرزند را به او نسبت مي دهند، اما خداوند از اين جسارت بزرگ آنان صرف نظر مي كند و آنان را روزي مي دهد).
در صحاح از حضرت ابوهريره - رضي الله عنه - روايت شده که رسول الله - صلى الله عليه وسلم - فرمود:« قال الله تعالى : كذبني ابن آدم ، ولم يكن له ذلك ، وشتمني ولم يكن له ذلك ، فأما تكذيبه إياي فقوله : لن يعيدني كما بدأني ، وليس أول الخلق بأهون عليّ من إعادته ، وأمّا شتمه إياي فقوله : اتخذ الله ولداً ، وأنا الأحد الصمد الذي لم ألد ولم أولد ، ولم يكن لي كفواً أحد».
(خداوند مي فرمايد: انسان مرا تكذيب كرد و براي او شايسته نبود كه مرا تکذيب نمايد، تكذيب او اين بود كه گفت: خداوند آن طور که مرا خلق كرده، بعد از مرگ زنده نمي كند، اما دشنام او اين است كه مي گويد: خداوند زن و فرزند براي خود اختيار كرده است، حال آنكه من يكتا، بي نياز و بي همتا هستم و هيچ همتائي ندارم). (بخاري)
خداوند متعال با وجود آگاهي از اين تكذيب و دشنام كه از طرف انسانها متوجه او مي شوند، تكذيب كنندگان و دشنام دهندگان را رزق مي دهد، آنان را مورد عفو قرار مي دهد و از آنان دفاع مي كند، آنان را بسوي بهشت خود دعوت مي دهد و اگر توبه كنند، توبه آنها را مي پذيرد، بدي آنان را به نيكي تبديل مي سازد و در همه احوال آنان را مورد لطف و انعام قرار مي دهد، آنان را شايسته آن مي داند كه پيامبرانش را به سوي او روانه كند و به پيامبران امر مي كند كه با سخنان شيرين و لهجه محبت آميز و ناصحانه آنان را مورد خطاب قرار دهند و با محبت با آنان برخورد كنند. فضيل بن عياض مي گويد: هر شب از طرف خداوند متعال اين ندا سر داده مي شود: چه كسي جود و سخاوتش بيشتر از جود و سخاوت من است، بندگان از من نافرماني مي كنند و من در هنگام خواب چنان از آنان پاسداري مي كنم كه گوئي از من نافرماني نكرده اند و چنان از آنان مراقبت مي كنم كه گوئي مرتكب گناه نشده اند، برگناه كاران جود و سخا مي كنم و بدكاران را مورد الطاف قرار مي دهم، چه كسي مرا صدا كرد و من او را اجابت نكرده ام ؟ چه كسي از من خواست و من به او نداده ام؟ من جواد هستم، جود و سخا از جانب من است، من كريم هستم و كرامت از جانب من است، از نشاني كرم من اين است كه به بندگان خود مي دهم آنچه را كه از من خواسته يا نخواسته اند و چنان به توبه كنندگان مي دهم كه گوئي هرگز گناه نكرده است، پس مخلوق اگر از من فرار كند، به كي پناه مي برد؟ و گناه كاران از دروازه من به كجا مي روند؟
در يك حديث قدسي چنين آمده است:
من ( خداوند) و جن و انس در معامله اي بسيار شگفت آور بسر مي بريم: من آنها (جن و انس) را مي آفرينم ولي آنان ديگران را عبادت مي كنند و من آنان را روزي مي دهم و آنان از ديگران تشكر مي كنند.
و در حديثي ديگر آمده است: اي فرزند آدم! تو در حق من انصاف نكردي، خير و نيکيهاي من همواره بر تو نازل مي گردد، اما شر و بدي تو بسوي من مي آيد، با نعمت هائي كه به تو مي دهم، چقدر با تو مجبت دارم و بدان كه من نيازي به تو ندارم و تو چقدر با انجام گناه خود را مورد غضب من قرار مي دهي و حال آنكه تو محتاج من هستي، فرشتگان همواره اعمال زشت تو را بسوي من مي آورند .
و در حديث صحيح آمده است:« لو لم تذنبوا لذهب الله بكم ، ولجاء بقوم يذنبون فيستغفرون ، فيغفر لهم».(اگر شما گناه نكنيد ، خداوند شما را مي برد و در عوض كساني را مي آفريند كه گناه كنند و بعد آمرزش بطلبند تا آنان را مورد مغفرت قرار بدهد) .

16- خداوند موجوداتش را بگونه اي آفريده كه مظهر احكام اسما، صفات و آثار او باشند
حمد و حكمت خداوند،- بدليل محبت او براي اسماء و صفاتش- مقتضي آن است كه مخلوقي را بيافريند تا مظهر احكام اسما، صفات و آثار آن باشد.
آري، بخاطر محبت او براي صفت عفو، مخلوقي را آفريده است تا مظهر عفو او باشد و بخاطر محبتش با مغفرت. مخلوقي را خلق نمود تا مظهر تحقق عفو باشد، در برابر او صبر كند و در معامله با وي شتاب نكند.
و بخاطر محبت و دوستي اش با عدالت و حكمت، موجودي را آفريده است تا مظهر تحقق عدل و حكمت او باشد و بخاطر دوستي و محبتش با جود، سخاء، احسان و نيكي كساني را آفريده است كه با وي بد رفتاري كنند و در حق وي مرتكب اِساءِ ادب شوند. اگر كساني را نمي آفريد كه مرتكب انواع مخالفت و معاصي شوند، اين همه حكمت و مصالح تحقق پيدا نمي كردند و حكمت هاي بي شماري از دست مي رفتند.
خداوند كه بهترين آفريدگار است، بسيار با بركت و پروردگار عالميان است، ايشان حاکم همه ي حکما و صاحب حكمت بالغه و نعمت هاي بسيار مرغوب است، حكمت او برابر قدرت و قدرت او هماهنگ با حكمت او است و هر موجود و هر پديده اي حكايت از حكمت و قدرت او دارد.
17- وجود شيطان موجب بوجود آمدن پسنديده هاي خداوند است
آري، اگر دقت شود، روشن مي گردد كه به سبب وجود اين مخلوق منفور بسياري از محبوبات الهي تحقق پيدا كرده است، براي رسيدن به محبوب ناملايمات قابل تحمل هستند. حكيم و فرزانه، دانا و خردمند كسي است كه كالاي مرغوب و پسنديده اش را با تحمل رنج و محروميت ها بدست مي آورد، اگر راهي ديگري را براي بدست آوردن آن در دست نداشت.
18- خداوند دوست دارد كه پناهگاه دوستانش باشد
ابن تيميه مي فرمايد: همانطور كه جود، عطا و سخاوت از جمله صفت هاي كمالي و افعال موجب مدح و ثنا هستند، پناه دادن، ياري رساني، و ياري نمودن نيز از صفات كمال و افعال موجب مدح و ستايش مي باشند. همانطور كه لازم است كه پناه جويان از او پناه جويند، لازم است كه پناهندگان نزد او را پناهنده شوند. هنر و شاهكار پادشاه اين است كه دوستانش را پناه داده و دوستان پناه او را جويا شوند. احمد بن حسين كندي درباره ممدوحش چنين مي گويد:
يا من ألوذ به فيما أؤمله ××× ومن أعوذ به مما أحاذره
لا يجبر الناس عظماً أنت كاسره ××× ولا يهيضون عظماً أنت جابره
( اي كسي كه براي رسيدن به آرزوهايم به تو پناه مي آورم. اي كسي كه در موقع خوف و خطر پنا تو را مي جويم. استخواني را كه تو شكننده آن هستي، از دست هيچ كس جبران نمي شود و آني را كه تو جبران كننده اش هستي، هيچ كس توان شكستن آن را ندارد).
چه زيبا بود اگر گوينده اين سخن را در وصف خالق مي گفت.
منظور اين است كه خداوند منان دوست دارد كه بندگانش را پناه بدهد و بندگان به او پناه جويند. خداوند رسولش را در كتاب خود، بيش از يك جا، امر كرده است تا باو پناه ببرد، زيرا وقتي خداوند بنده را از دشمنش برهاند و او را پناه بدهد، نعمت کامل را بر بنده تحقق مي يابد ، پس رهانيدن از دست دشمن و پناه دادن از شرارت هاي او در قالب نعمت ناقص انجام نمي گيرد. خداوند دوست دارد كه نعمت هايش را بر بندگان مؤمن كامل كند، ياري و كمك عليه دشمن را براي بندگانش نشان بدهد.

....................................................................
برگرفته از کتاب عالم جن و شیاطین
تألیف: عمر سليمان الاشقر
بازديد:1551| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت