« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

استشراق (ORIENTALISM) | آشنایی با ادیان و فرقه ها 26 تير 1391
استشراق يك موج فكرى است كه متصدي تحقيقات مختلف از شرق اسلامي مي باشد، تحقيقاتي كه مشتمل بر: تمدن، اديان، آداب، لغات، و ثقافت آن مي شود، اين گروه در ايجاد تصورات و پندارهاي غرب درباره ی عالم إسلامي سهم گرفته و از پشتوانه ی فكري آن در مقابله ی تمدنها استفاده نموده است.
تأسيس و أفراد برازنده:
1-اوائل تأسيس:
-تعيين شروع استشراق خيلي مشكل است زيرا بعضي از تاريخ نويسان ابتداء آن را به زمان دولت اسلامي در اندلس بر ميگردانند، در حاليكه بعضي ديگر آن را به دوران صليبيان ميرسانند.
-ليكن استشراق لاهوتي وقتي به شكل رسمي شروع شد كه انجمن كليسايى فيينا سال 1312م فيصله اي مبني بر ايجاد مراكز زبان عربي در چندين دانشگاه اروپايى صادر نمود.
-مفهوم استشراق در اروپا فقط در اواخر قرن هجدهم ميلادي آشكار گشت اولين بار در سال 1779م در انجلترا آشكار شد و در فرانسه سال 1799م ظاهر گشت و در قاموس اكاديمي فرانسه در سال 1838م اين كلمه درج گرديد.
-جربردي اورلياك ( 938-1003م )Jerbert de oraliac كه از جملهء رهبانان بندكتيه بود به اندلس رفت و نزد استادان آنجا درس خواند و بعد از بازگشتش (999-1002م) به حيث حبر اعظم «عالم بزرگ» بنام سلفتر دوم تعيين گرديد، بنابرين وي اولين پاپ فرانسوي به شمار ميرود.
-در سال 1130م رئيس اسقف هاي طليطله به ترجمهء بعضي كتاب هاي علمي عربي اقدام نمود.
-جيراردي كريمون ( 1114-1187م) Gerard de Gremona ايطاليايى به طليطله رفت وآنجا دست كم 87 كتاب را درفلسفه، طب، فلك، ورمل اندازي ترجمه كرد.
-بطرس المكرم ( 1094-1156م) Pierre Le venerable فرانسوي از جملهء رهبانان بندكتيه و رئيس دير كلوني بود وي به تشكيل گروهي از مترجمين اقدام نمود، البته بخاطر حصول شناخت از اسلام، وي خودش ناظر و مراقب براولين ترجمهء معاني قرآن كريم بود كه سال 1143م به لغت لاتيني توسط روبرت اوف كيتون Robert of Ketton انگليس انجام يافت.
-يوحنا اشبيلي يهودي بود بعد نصراني شد وي در اواسط قرن دوازدهم ظهور نمود و به علم نجوم توجه كرد، وي به همكاري ادلر اوف باث چهار كتاب أبومعشربلخي (1133م) را به عربي نقل كرد.
-روجر بيكون ( 1214-1294م) Roger Bacon. انگليس، علوم خود را در اكسفورد و پاريس فرا گرفت، و دكتوري خودرا در رشته لاهوت اخذ نمود، كتاب مرآة الكيمياء را از عربي ترجمه كرد، (نورمبرج 1521م).

2-مستشرقين منصف:
-هادريان ريلاند ( ت1718م ) Hardrian Roland :وي استاذ لغات شرق در دانشگاه اوترشت در هولندا بود، كتابي دارد بنام ( الديانة المحمدية) در دو جزء، به لغت لاتيني، ليكن كليسا كتاب وي را در اروپا در جملهء كتابهائي قرار داد كه استفاده از آنها ممنوع است.
-يوهان .ج. رايسكه (1716-1774م) j. J. Reiske : وي اولين مستشرق آلماني قابل ذكر است، بخاطر موقف ايجابي و ميلانش به اسلام متهم به كفر و زندقه شد، زندگي خشن و سختي سپري نمود و به مرض سل مرد، به كوشش وي مركز خوبي براي تدريس و تحقيق لغت عربي در آلمان ايجاد شد.
-سلفستر دي ساسي (1838م) SiIstre de sacy : وي توجه جدي به ادب و نحو نمود، و ازغور و بررسي در علوم اسلامي كناره گرفت، و به كوشش وي پاريس مركز تدريسات علوم عربي گرديد، وي از جملهء كساني بود كه رفاعهء طهطاوي با ايشان ملاقات و ديدار نموده بود.
-توماس ارنولد انگليس ( 1864-1930م): وي كتابي دارد بنام ( الدعوة إلى الإسلام) كه به تركي، اردو، و عربي ترجمه شده است.
-غوستاف لوبون: وي مستشرق فيلسوف ماديگرا بود به هيچ دين ايمان نداشت، انصاف وي و توصيفش از تمدن اسلامي، در مباحث و كتبش باعث شده كه غربي ها به آن توجهي نكنند و از وي ستايشي ننمايند.
-زيجريد هونكه: نوشته هاي وي نيز منصفانه است، و در كتاب مشهور خود (شمس العرب تسطع علىالغرب) تأثير تمدن عربي بر غرب را ابراز نموده است.
-و از جملهء منصفين: جاك بيرك، انا ماري شمل، كار لايل، رينيه جينو، دكتور جرينيه و جوته آلماني اند.
3-مستشرقين متعصب:
-جولد زيهر Goldizher (1850-1920م) : وي يهودي بود از مجارستان ، از جملهء كتاب هايش ( تاريخ مذاهب التفسير الإسلامي) است ، وي رئيس علوم اسلامي در همه اروپا گرديد.
-جون ماينارد J Maynard. امريكايى : خيلي متعصب بود، و از جملهء نويسندگان مجلهء ( الدراسات الإسلامية) است.
-س. م. زويمر S. M. Zweimer : وي مستشرق و از جملهء مبشرين بود، و همچنان مؤسس مجلهء امريكايى (العالم الإسلامي) بود، كتابي بنام (الإسلام تحد لعقيدة) دارد كه سال 1908م طبع گرديد، و كتابي هم بنام ( الإسلام) دارد كه آن عبارت از مجموعهء مقالاتي است كه به مجلس دوم تبشيري لكهنؤ هند ، سال 1911م تقديم كرده شد.
-غ. فون. غرونباوم G. Von Grunbaum. آلماني يهودي: در دانشگاه هاي امريكا درس خوانده ، كتابي دارد بنام ( الأعياد المحمدية 1951م) و كتابي هم بنام (دراسات في تاريخ الثقافة الإسلامية 1954م).
-ا. ج. فينسينك A. J. Wensink دشمن اسلام، وي كتابي دارد بنام ( عقيدة الإسلام 1932م).
-كينيث كراج K. Gragg امريكايى متعصب، كتابي دارد بنام (دعوة ومئذنة 1956م).
-لوي ماسينيون L. Mssignon. فرانسوي مبشر، وي بحيث مشاور در وزارت مستعمرات فرانسه براي امور شمال افريقا ايفاء وظيفه مينمود، كتاب (الحلاج الصوفي الشهيد في الإسلام) كه سال 1922م از چاپ برآمد، از نوشتهء وي است.
-د. ب. ماكدونالد D. B. Macdonald. امريكايى متعصب تبشيري، و كتابي دارد بنام (تطور علم الكلام و الفقه و النظرية الدستورية) كه سال 1930م چاپ گرديد، و كتابي هم بنام ( الموقف الديني و الحياة في الإسلام) كه سال 1908م به چاپ رسيد.
-مايلز جرين M. Green. سكرتر تحرير مجلهء شرق اوسط.
-د. س. مرجليوث Margoliouth. D. S.انگليس (ت 1940م): خيلي متعصب بود، طه حسين و أحمد امين در مكتب وي درس خوانده اند، وي كتابي دارد بنام (التطورات المبكرة في الإسلام) چاپ سال 1913م، و كتابي بنام ( محمد و مطلع الإسلام ) چاپ سال 1905م، و كتابي هم بنام ( الجامعة الإسلامية) كه سال 1912م به چاپ رسيد.
-1.ج. اربري A. J. Arberry. انگليس متعصب دشمن اسلام، از جمله كتاب هايش ( الإسلام اليوم) چاپ 1943م، و ( التصوف) چاپ 1950م.
-بارون كارادي فو Baron Carra de voux فرانسوي متعصب، از بزرگترين نويسندگان دائرة المعارف الإسلاميه بود.
-هـ. ا. ر. جب H. A. R. Gibb. انگليس ( 1895-1965م)، ازجمله ی كتاب هايش: (المذاهب المحمدي 1947م) و(الإتجاهات الحديثة في الإسلام 1947م) است.
-ر. ا. نيكولسون.R. A. Nickolson انگليسي، وي از اينكه اسلام دين روحي باشد منكر است، و اسلام را به مادي گرايى و عاري بودن از اخلاق عاليه انساني توصيف ميكند، كتاب ( متصوفوا الإسلام 1910م) و ( التاريخ الأدبي للعرب - 1930م) از تاليفات وي است.
-هنري لامنس يسوعي H. Lammans. ( 1872-1937م)، فرانسوي متعصب بود، كتابي دارد بنام ( الإسلام) و كتابي بنام ( الطائف)، و نيز از نويسندگان دائرة المعارف الإسلاميه ميباشد.
-جوزيف شاخت J. Schacht. آلماني، متعصب و ضد اسلام بود، كتاب ( اصول الفقه الإسلامي) از وي است.
-بلا شير : در وزارت خارجهء فرانسه به حيث كار شناس در امور عرب و اسلام، كار مي كرد.
-الفردجيوم A. Geom. انگليسي، وي متعصب و دشمن اسلام بود از جمله كتاب هايش: ( الإسلام) است.
افكار و معتقدات:
اول: اهداف استشراق:
1-هدف ديني:
-باعث بر ايجاد استشراق همين هدف ديني بوده و در تمام مراحل دور و دراز خود همين هدف را باخود داشته است.
-شبهه اندازي در صحت پيامبري محمد، و ايجاد كردن اين پندار كه حديث نبوي از ساخته و بافتهء خود مسلمانان طي قرون سه گانهء اول است.
-شبهه اندازي در صحت قرآن كريم و طعن وارد كردن در آن.
-بي ارزش جلوه دادن فقه اسلامي، و به وجود آوردن اين پندار كه آن مأخوذ از فقه رومي است.
-بدگويى لغت عربي و اين پندار كه لغت عربي قادر نيست قافلهء پيشرفت را همراهي كند.
-ايجاد اين گمان كه اسلام از منابع يهودي و نصراني أخذ شده.
-تبشير و نصراني سازي مسلمانان.
-پيش كردن أحاديث ضعيف و موضوع براي تقويت افكار و معتقدات شان.
2-هدف تجارتي :
-مؤسسات وشركت هاي بزرگ و همچنان پادشاهان، بخاطر شناخت و معرفت كشورهاي اسلامي، وجمع آوري معلومات از آنها، براي پژوهشگران مال هاي هنگفتي ميدادند، اين روش در دوران قبل از استعمار غرب بر جهان اسلام، در قرن هاي نوزدهم و بيستم خيلي شايع بود.
3-هدف سياسي:
-ضعيف ساختن روح برادري ميان مسلمانان، و تفرقه اندازي، تا باشد كه سلطهء شان بر مسلمانان مستحكم گردد.
-توجه به لهجه هاي عاميانه، و بحث از عادت هاي رواج يافته.
-مؤظفين خويش را در مستعمرات متوجه آموزش لغات و بحث از آداب و دين همان مناطق ميكردند، تا بدانند كه چگونه بر آن مناطق حكمفرايى نمايند، و چه سياستي را در پيش گيرند.
4-هدف علمي خالص:
-بعضي از مستشرقين فقط بخاطري به بحث و تحقيق پرداخته اند كه حق و حقيقت را بشناسند، تعدادي از اين افراد به حقانيت اسلام پي برده و در آن داخل گرديده اند، كه از جملهء آنان اند:
* توماس ارنولد كه در كتاب خود ( الدعوة إلى الإسلام) خيلي با مسلمانان منصفانه رفتار نموده است.
* مستشرق فرانسوي ( دينيه) ، مسلمان شد و در الجزاير زندگي اختيار نمود، وي كتابي دارد بنام ( اشعة خاصة بنور الإسلام)، در فرانسه وفات نمود و در الجزاير دفن گرديد.
دوم: مؤلفات بزرگ شان:
1-تاريخ الأدب العربي: كارل برو كلمان (ت1956م).
2-دائرة المعارف الإسلامية: چاپ اولش در مدت 1913-1938م به زبان هاي : انگليسي، فرانسوي و آلماني به نشر رسيد، و چاپ جديد آن به تاريخ 1945-1977م تنها به زبان هاي فرانسوي و انگليسي به نشر رسيد.
3- المعجم المفهرس لألفاظ الحديث الشريف: اين كتاب مشتمل بر احاديث
صحاح سته [ بخاري، مسلم، أبو داود ، نسايى، ترمذي، ابن ماجه]، مسند دارمي، موطا إمام مالك، و مسند إمام أحمد بن حنبل ميباشد، و داراي هفت مجلد بزرگ است، چاپ و نشر آن از سال 1936م به بعد شروع شد.
4-آنچه مستشرقين در علوم شرق، در مدت يك و نيم قرن ( از اوائل قرن نوزدهم إلي نصف قرن بيستم) نوشته اند بالغ بر شصت هزار كتاب ميگردد.
سوم: مراكز و جمعيات:
-اولين مركز بين المللي براي مستشرقين سال 1873م در پاريس برگذار گرديد.
-بعد از آن مراكز پيهم گشوده مي شد و فعلا بالاتر از سي مركز بين المللي براي مستشرقين برگذار گرديده است، اينها علاوه بر مجالس و ديدار هاي زيادى است كه منحصر به هر اقليم و هر دولت است، مثل مجلس مستشرقين آلمان كه در شهر درسدن آلمانيا سال 1849م برگذار گرديد، و پيهم اينطور مجالس به استمرار تا حال برگذار ميگردد.
-درين مجالس و مراكز صدها عالم از علماء مستشرقين حاضر مي شوند ، طور مثال: در مجلس اكسفورد ( 900) دانشمند ، از 25 دولت، 80 دانشگاه ، و 69جمعيت علمي، حاضر شده بود.
-چندين جمعيت استشراقي ديگر هم وجود دارد، مثل جمعية آسيويه در پاريس، كه سال 1822م تأسيس شد، و جمعيت ملكيه آسيويه در بريطانيا و ايرلندا، كه سال 1823م تأسيس شد، و جمعية شرقي امريكايى، تأسيس سال 1842م، و جمعية شرقي آلماني، تأسيس سال 1845م.
چهارم: مجله هاي استشراق:
-براي مستشرقين در اين ايام خيلي زياد مجله و روزنامه وجود دارد كه تعدادش از سيصد مجله متنوع به زبان هاي مختلف، تجاوز ميكند، و از آنجمله به طور مثال اينهارا ذكر ميكنيم:
* مجلة العالم الإسلامي The Muslim World، اين مجله را صمويل زويمر( وفات 1952م) در بريطانيا، سال 1911م ايجاد نمود، و همين زويمر رئيس مبشرين در شرق اوسط بود.
* مجله عالم الإسلام Mir Islama، در بطر سبرج ، سال 1912م انتشار يافت ، ليكن ديري دوام نكرد .
* مجله ينايع الشرق، كه آنرا هامر برجشتال در فيينا از سال 1809الى سال 1818م نشر مينمود.
* مجله الإسلام سال 1895م در پاريس نشر شد، و در سال 1906 م جاي
آنرا مجله العالم الإسلامي گرفت، صادر كننده اين مجله يك جمعيت علمي فرانسوي بود كه در مغرب بودند، بعد اين مجله هم به الدراسات الإسلاميه تبديل يافت.
* در سال 1910م مجله آلماني الإسلام انتشار يافت .
پنجم : استشراق در خدمت استعمار:
-كارل هنيريش بيكر Karl Heinrich Beeker(وفات 1933م) مؤسس مجله آلماني الإسلامي، وي در ضمن تحقيقاتي كه داشت خدمت اهداف استعماري را در
افريقا ميكرد.
-بار تولد Barthold (وفات 1930 م) مؤسس مجلهء روسي عالم الإسلام مباحث و مضاميني را به نشر مي رسانيد كه متضمن منافع سيطرهء روس بر آسياي ميانه باشد.
-سنوك هرجرونجه Snouck Hurgonje G. هالندي ( 1857-1936م) تحت اسم عبد الغفار، سال 1884م به مكه آمد، و مدت شش برج آنجا اقامت نمود، بعدا از آنجا بازگشت كرد و مباحثي در خدمت استعمار بر شرق اسلامي نوشت، وي قبلا در جاوه مدت 17 سال اقامت نموده بود.
-معهد لغات شرق كه سال 1885م در پاريس تأسيس شده بود، مقصود اصلي از آن حصول معلوماتي از دول شرقي و شرق اقصى بود تا زمينه را طوري مساعد سازد كه كار استعمار دراين مناطق آسان گردد.
ششم : آراء و افكار خطرناك استشراق:
-جورج سيل Salc. G. در مقدمهء ترجمه اش براي معاني قرآن كريم اظهار ميدارد: قرآن از اختراع و تأليف محمد است، و اين مطلبي است كه هيچ قابل ترديد نيست.
-ريتشارد بل Richard Bell ميگويد: محمد قرآن را از مصادر يهودي و نصراني و از كتب سابقه به قسم خاصي أخذ نموده است.
-دوزي ( وفات 1883م) ميگويد: قرآن بسيارسليقهء ناهنجار دارد، چيز نو و جديد در آن كم است، همچنان مي پندارد كه: در آن خيلي اطناب و اضافه گويى خسته كن وجود دارد.
-در نامهء وزير مستعمرات بريطانيايى ( اومسبي غو) ، كه براي رئيس جمهور دولت خود، به تاريخ : 9 يناير 1938م ارسال نموده بود، آمده است: « تاجايىكه ما ميدانيم يگانه خطر بزرگ كه بر امپراطوري لازم است از آن هراس داشته باشد و در مقابل آن مبارزه نمايد همانا وحدت و يكپارچگي مسلمانان است، اين تنها متوجه امپراطوري نيست، بلكه فرانسه هم دراين شريك است، ليكن به ما جاي خوشي است كه خلافت از بين رفت، واميدوارم كه رفتنش بدون بازگشت باشد».
-شلدون آموس ميگويد: شريعت نيست مگر قانون روماني براي امپراطوري شرق، كه در آن مطابق اوضاع و احوال سياسي ممالك عربي تعديلات صورت گرفته است، وي همچنان ميگويد: قانون محمدي همان قانون جستنيان است در لباس عربي.
-رينان فرانسوي ميگويد: فلسفهء عربي همان فلسفهء يوناني است كه با حروف عربي نوشته شده.
-لويس ما سينيون رهبر حركتي بود كه مرامش نوشتن به لهجه هاي عاميانه، و به حروف لاتيني بود.
و ليكن بايد گفت:
-دراين شك نيست كه مستشرقين در اخراج كتابهاي زيادي از كتب علمي سابقه، و نشر آنان به قسم محقق، مبوب، و مفهرس، كار بزرگي را انجام داده اند.
-همچنان شك نيست كه بعضي از آنان منهج علمي خاصي را دارا هستندكه در بحث به آنان كمك ميكند.
-دراين هم شكي نيست كه بعضي از آنان در تحقيق، تمحيص و پيگيري مسائل خيلي شكيبا، و توانا اند.
-بناء بر مسلمان باكي نيست كه اشياء مفيد را از كتب ايشان بگيرد، ولي از مواضع تخليط و تحريف شان آگاه باشد، تا از آن بپرهيزد، يا آن را به ديگران نشاندهي كند، و يا بر آن رد نمايد، زيرا حكمت گمشدهء مسلمان است هرجا بيابدش وي مستحق آن است.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-استشراق زادهء تصادم ميان شرق اسلامي و غرب نصراني، درايام صليبيان است، آنهم از طريق سفارت ها و رفت و آمد ها.
-باعث اساسي همانا جانب لاهوتي نصراني بود، تا اسلام را توسط مكر، فريب، و بدجلوه دادن، از داخل شكست دهند، ليكن استشراق بعدها و در ايام آخر شروع به خروج از اين دائره نموده، خودرا به روح علمي نزديك ميسازد.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-چراگاه پرعلفي كه مستشرقين در آن مي چرخند همانا سرزمين غرب است، كه از جمله آنان : آلماني ها، بريطاني ها، فرانسوي ها، هالندي ها و مجارستاني ها اند.و تعدادي از آنان در اسپانيا و ايطاليا نيز ظهور نموده اند، ليكن ستارهء استشراق در امريكا خوب طلوع نموده ودر آنجا خيلي مراكز تأسيس كرده اند.
-حكومتها، جمعيت ها، شركت ها، مؤسسه ها، كليساها، هيچ يكي از اينها هيچ وقتي از اوقات، در راه تقويه، تأييد و گسترش استشراق بخل نورزيده و از دادن مال و دارائي صرفه نكرده اند، همچنان راه نفوذ آن را در دانشگاه ها باز نموده اند، بحدي كه تعداد مستشرقين به هزارها انسان رسيده است .
-حركت استشراق مسخر در خدمت استعمار و تنصير بود، و در اين اواخر در خدمت يهوديت و صهيونيزم، كه مقصد عمده اش ضعيف ساختن شرق اسلامي، و مستحكم كردن سلطهء خويش بر آن، به طريق مستقيم يا غير مستقيم ميباشد، قرار گرفته است.

.........................................................
نویسنده: مدير عمومي مركز عالمي جوانان مسلمان د. مانع ابن حماد الجهني
مترجم : محمد طاهر (عطائي)
.........................................................

مراجع :
1-الإستشراق. ادوارد سعيد-ترجمه كمال أبو ايوب مؤسسه الأبحاث العربيه-بيروت -1981م.
2- المستشرقون نجيب العقيقي- دار المعارف-القاهره 1981م.
3- الإستشراق و المستشرقون د.مصطفى السباعي - ط 2 المكتب الإسلامي - 1979م.
4-السنة ومكانتها في التشريع د.مصطفى السباعي - بيروت 1978م. الإسلامي
5- انتاج المستشرقين مالك بن نبي.
6- اروپا و الإسلام. هشام جعيط- ترجمه طلال عتريسي-دار الحقيقه -بيروت 1980م.
7- الثقافة الغربية في رعاية د. جورج سارطون - ترجمه د. عمر فروخ-ط الشرق الأوسط -مكتبة المعارف - بيروت -1952م.
8-الإستشراق و الخلفية د. محمود حمدي زقزوق -ط1- كتاب الأمة الفكرية للصراع الحضارى -1404هـ.
9-الفكر الإسلامي الحديث محمد البهي- دار الفكر-بيروت- 1973م. وصلته بالإستعمار الغربي
10-المدخل لدراسة الشريعة د.عبد الكريم زيدان- مِؤسسة الرسالة-بيروت الإسلامية 1981م.
11-الإسلام في الفكر الغربي محمود حمدي زقزوق-دار القلم-كويت-1981م.
12- الدراسات الإسلامية رودي بارت- ترجمه د. مصطفى ماهر -قاهره - بالعربية في الجامعات الآلمانية 1967م.
13- اضواء على الإستشراق د. محمد عبد الفتاح عليان-ط1- دار البحوث العلمية- كويت -1980م.

مراجع بيگانه:

1-Rudi Paret: Der Koran Uebersetzung stuttgayt 1980.
2-C. E. Bosworth: Orientalism and orlentalists (in Arab Islamic Bibliography).1977 Great Britain.
3-H. A. Flacher- Bernicol: Die Islamische Revol- ution Stuttgart 1981
4-Johann Fueck : Die arabischon Studien in Europa Leipzig 1955.
5-Custar Pfonn Mueley: Handbuch dey Islami lete ratuy Beylin 1933.
6-M. Rodinson: Mohammed: Frank Fur 1975.
بازديد:726| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت