« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

شیخ محمد اسلامی | مشاهیر اهل سنت جنوب 7 شهريور 1400
شیخ محمد اسلامی

شیخ محمد اسلامی چاهویی فرزند علی در سال ۱۳۵۶ در دولاب قشم متولد شد.

دوران دبستان و راهنمایی را در محل سکونت خود گذراند و تحصیلات دینی را همزمان با سوم راهنمایی در سال ۱۳۷۱ آغاز کرد.

او جزو اولین افرادی است که دوره عالی رشته شریعت را در بستک، نزد شیخ عبدالکریم محمدی، به اتمام رساند و از فارغ التحصیلان اولین دوره رشته شریعت بود.

ایشان بعد از اتمام دوره عالی در سال ۱۳۷۶ به مدت ۱۶ ماه در روستای هود-اوز دوره‌ی کار آموزی خود را گذراند و در سال ۱۳۷۸ برای تدریس وارد مدرسه دینی تولا قشم شد.

و از سال ۱۳۸۳ برای تدریس علم کلام به مدرسه دینی بندرعباس دعوت شد و از همان زمان مشغول به تدریس در مدرسه دینی بندرعباس شد.

وی مدرس علم کلام قدیم و جدید در دوره فوق لیسانس اصول دین و دعوت در خنج نیز بود. همچنین تدریس درس منطق در دوره سطح دو مدرسه علوم دینی اسماعبلبه را عهده دار بود.

ایشان در مورد علت ورود خود به عرصه علوم دینی چنین بیان می کند:

"توفیق الهی بوده تا یک انتخاب هدفمند. ولی مساله ای که بود، من از بچه گی شیفته مسائل مذهبی و مسجد بودم. یادم هست از کودکی هر جا می‌دانستم سخنرانی دینی است می رفتم و آنجا حاضر می شدم. البته کتاب اربعین غزالی که بطور کاملا اتفاقی درسال سوم ابتدایی آن را خوانده بودم، با وجود آنکه قسمت زیادی از آن را فهم نکرده بودم، اما؛ سرِّ مبهمی در آن بود که روح انسان را مقهور خویش می کرد. و این در گرایش من به مسایل دینی بی تاثیر نبوده. و از علل دیگر این است که در سالهای دوم و سوم ابتدایی معلمی داشتیم به نام ، مراد رستگار، که فردی مسن و فوق العاده انسانی پخته، مومن و پر تاثیر بود. این مسأله هم شاید در ورودم به عرصه علوم دینی بی نقش نبوده است." و توفیق بزرگ دیگر این بوده که تقریبا، کل دروس دینی ام را نزد دانشمند معاصر، شیخ عبدالکریم محمدی(حفظه الله) گذرانده ام.

ایشان در سخنی با طلاب چنین فرمودند:

دو قالب مقوایی را در نظر بگیرید، یکی اما خیلی بزرگتر از دیگری، اگر کوچکتر را درون بزرگتر بگذاریم؛ آیا همدیگر را چفت می گیرند؟!
-خیر؛ بلکه یکی از دل دیگری بیرون می افتد. قالب بزرگتر عقلانیت انسان امروز است و قالب کوچکتر عقلانیت دینی آنان است. کل مشکل دینداری در عصر حاضر همین است.

طلاب باید آنقدر از ظرایف و معارف قرآنی بیاموزند که بتوانند قالب عقلانیت دینی را به اندازه قالب عقلانیت فردی رشد دهند، تا دینداری چفت و موجه در ذهن آنان بماند (و عقلانیت دینی منطبق و متلایم باعقلانیت فردی و دنیوی فرد باشد). لذا باید در زمینه معارف قرآنی و ظرایف بیانی آن بسیار کار کنند، تا این امر مهم محقق گردد.

تسلط شیخ بر جریان های فکری پیشرو جهان اسلام کم‌سابقه بود چرا که بزرگترین دغدغه‌ی مؤمنانه‌اش دفاع از جوهر دین با نگاهی رحمانی و رعایت حریم علم و عقل بود، دینی به دور از قشری‌نگری و متناسب با نیازهای بشر امروز.

نگاه شیخ از منظر اسلام رحمانی در حوزه‌ی اندیشه‌ی نوگرای دینی و رعایت حقوق کودکان و زنان و موسیقی محلی و ورزش جوانان البته بر جریان مقدس‌مآب در هرمزگان گران می‌آمد! اما در برابر زشتی توهین و تکفیر آنان تا خطبه‌ی آخرین او با چشمی گریان و دلی لرزان از درگاه حق جز طلب رحمت و آمرزش تمامی امت محمّد صلّی الله علیه و آله وسلّم، سخن دیگری بر لبان شیخ جاری نگشت.

شیخ محمد اگر چه واعظی قهار و سخن‌پرداز مشهور رسانه‌ها نبود اما عالمی روشن‌بین، محققی منصف و میانه‌رو، مفسّری مسلّط به دیدگاه فریقین شیعه و سنّی و انسان دردمندی بود که در سلوک فردی‌اش جز صفا و تواضع و افتادگی نمی‌شد دید. او درختی از مدارا و علم و انسانیت و اعتدال در برابر ظاهرگرایان تلخ‌اندیش افتخاری برای منطقه بود.

مرگ نابهنگام او برای تمام جامعه اهل سنت، غمی بزرگ و تٲسّف و خسران بود.

شیخ محمد اسلامی در حوالی يوم‌العرس مولانا، روز جمعه مورخ ٩٩/٩/٢٨ دل‌شکسته از نزاع با جاهلان نارفیق، خرقه‌ی حیات دنیوی را از تن به درآورد و مهاجر إلى الله، لبخندزنان به ملاقات رفیق اعلای خویش رهسپار ملکوت گردید. «و ما نعلم منه إلاّ خيراً.» قالب خاکی سوی خاکی فکند.. جان خرد سوی سماوات برد.
بازديد:1246| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت