« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

راهکارهای قرآنی در مواجه با نشوز زن و مرد در نظام خانواده | مقالات 22 آبان 1396
راهکارهای قرآنی در مواجه با نشوز زن و مرد در نظام خانواده

وقتی عقد نکاح بین زن و مرد بسته می‌شود یک میثاق غلیظی رُخ می‌دهد عهدی موکّد که در پی این میثاق غلیظ یک سری حقوق و وظایف برای افراد تعیین می‌شود.

پیامبرصل الله علیه وسلم در حجةالوداع حقّ مردان بر زنان را اینچنین تشریح نمودند که از مهمترین حقّ مردان بر زنان‌ حفظ ناموس و حیثیت مرد می‌باشد و در مقابل مردان نیز تأمین هزینه‌ و نفقه‌های زندگی را برعهده دارند.

دین اسلام نظام خانواده را بر این اساس شکل داده که مردان را به دلیل قوای بیشتر جسمی و انفاقی که از مال خود می‌کند، سرپرست و قیّم خانواده تعیین کرده و حقّ امر و نهی دارند. و زنان در مقابل امر و نهی همسرانشان باید تسلیم شوند و از صفات زنان صالحه اینگونه برمی‌شمرد «قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ » در مقابل فرمان تسلیم اند و در غیاب شوهر اسرار خانواده را حفظ می‌کنند.

گاهی ممکن است زن نشوز انجام دهد، در وظایف خود دچار لغزش شود پس برعهده مرد است وی را به راه درست یاری کند. و نشوز مرد در مقابل زن این است که مرد حاضر نباشد حق زن را پرداخت کند. معنی لغوی نَشَزَ، خود را بالا گرفتن و بلند شدن می باشد پس وقتی زن و شوهر در مقابل حقوق همدیگر خودشان را بالا می‌گیرند، تمکین نمی‌کنند و تسلیم نمی‌شوند به این حالت نشوز می‌گویند.

در آیه‌ی128 سوره نساء خداوند بحث نشوز مرد در مقابل زن را اینگونه مطرح فرموده: «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحاً وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً»

هرگاه همسری دید که شوهرش (‌خویشتن را بالاتر از او می‏‎گیرد و از انجام امور خانوادگی‌) سرباز می‌زند و (‌یا با او نمی‌سازد و از او) رویگردان است، بر هـیچ یک از آن دو گناهی نیست در این که (بکوشند به وسیلۀ صرف نظر کردن زن ازبرخی از مخارج وهمبستری با مرد) ميان خویشـتن صلح و صفا راه بیندازند، و صلح (‌همیشه از جنگ و جدائی‌) بهتر است‌. (‌سـرچشـمۀ بسیاری از نزاعها بخل است) و انسانها با بخل سرشته شده‌اند (‌و مال دوستی خصلت ذاتی و دائمی بشر است و باید پـیوسته با آن مبارزه و پیکار کرد) و اگر نیکوکاری و نیک رفتاری کنید و (با زنان بسازید و به بهترین وجه با آنان معامله کرده و با ترک ستمکاری و بدرفتاری با ایشان) پرهیزگاری کنید، بیگمان خداونـد از آنچه می‌کنید بس آگاه است (‌و پاداش‌ شما را چنانکه باید می‌دهد)‌.

در این مبحث دو سوال مطرح شده که اگر زنی از نشوز شوهرش به هر دلیلی ترس داشته باشد چه راهکاری را باید در پیش بگیرد؟ و آیا تعیین نفقه که پرداخت آن بر عهده مرد خانواده است، توافقی می‌باشد یا توسط قرآن مشخص شده؟

زن و مرد می‌توانند بین همدیگر صلح برقرار کنند به عنوان مثال اگر زنی ترس داشت که همسرش وی را بنا بر دلایلی طلاق بدهد، می‌تواند به مرد پیشنهاد دهد که در درخواست نفقه‌اش تخفیف قائل خواهد شد و در عوض وی را با ارائه این پیشنهاد از انجام طلاق منصرف نماید، این نوع صلح هیچگونه اشکالی ندارد چون دخالتی در حلال و حرام خدا ندارد. خداوند نیز یک قاعده کلی را مطرح می‌کند «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» و صلح بهتر است.

در امور خانواده مصالحه بهتر از هر چیزیست. با توجه به نص آیه اختلافات ریشه در ذات طبیعی انسان دارد انحصار طلبی، خودخواهی و اینکه که هر شخص دوست دارد بر دیگری برتری داشته باشد. اگر زن و شوهر حقوق همدیگر را به نحو اتمم و اکمل پرداخت کرده و بخواهند تقوا پیشه کنند، بدانند که خداوند به اعمال آن‌ها آگاه است.

جدا از راهکارهای حل اختلافات بهترین راه برای ایجاد تفاهم بین زن و مرد این است آن‌ها بپذیرند طرف مقابل بنا بر ذات بشر بودنش دارای نواقصی است و کمال در هیچکدام راه ندارد، اگر بتوانند ضعف‌های همدیگر را بپذیرند بهتر می‌توانند با همدیگر کنار بیایند.

دراواسط آیه 19 سوره نساء خداوند فرمودند:

«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا»

و با زنان خود بطور شایسته (‌در گفتار و در كردار) معاشرت كنید، و اگر هم از آنان (‌به جهاتی‌) كراهت داشتید (‌شتاب نكنید و زود تصمیم به جدائی نگیرید) زیـرا كه چه بسا از چیزی بدتان بیاید و خداوند در آن خیر و خوبی فراوانی قرار بدهد.

آیه خطاب به مردآمده است که «شما مردان وظیفه دارید که با زنان معاشرت به معروف کنید» همین معنا بر زنان نیز تصدیق می‌کند.

و اگر شما از یک خصلت همسر خود بدتان بیاید بهتراست قبل از آن برای خود محاسن موجود در رفتار وی را مشخص کرده و سپس به شمردن ضعف‌های وی بپردازید، اگر ضعف‌های همسرتان به بالاتر از 50 درصد رفت تحمّل آن کمی مشکل می‌شود ولی اگر خصلت های بد وی کمتر از این مقدار بود قابل تحمّل است. و این امکان وجود دارد که شما در خصوصیات همسرتان از خصلتی بدتان بیاید ولی خداوند در همسر شما خیر و نیکی فراوانی قرار داده است.

و درهمین معنا رسول الله صل الله علیه و سلم فرمودند:« لایفرک مؤمن مؤمنة إن کره منها خلقا رضی منها آخر.»

نباید مرد مومن، زن مومن را بخاطر یک خصلت یا رفتارش مورد آزار قرار بدهد. زیرا ممکن است یک رفتار وی او را ناراحت بکند اما رفتار دیگری در همسرش او را راضی کند.

عمل کردن به این دیدگاه‌ها به زن و مرد قدرت تفاهم بیشتری می‌دهد که باعث میشود بیشتر با یکدیگر سازگار باشند.

همچنان که خداوند خطاب به رسول صل الله علیه وسلم در سیاق غزوه اُحد با دلالت عام می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّـهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»

ای رسول الله به واسطه رحمتی که در وجودت گذاشتیم برای امتی که زیر دستان تو هستند نرم شدی؛ بعد یک فرضی را بیان می کند، اگر تندخو و خشن بودی با اینکه پیامبر خدا هم هستی مردم از کنار تو پراکنده می‌شدند.

طبیعی است که انسان بد اخلاق و تندخو نمی‌تواند کسی را جذب خود کند. انسان باید دارای عفو و بخشش باشد. این بخشش نباید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل را بی تفاوت کند بلکه باید خطاهای آن‌ را عفو کند. در اینجا برمدیر خانواده لازم است که اطلاعات کافی در مسائل حقوقی خود و همسرش داشته باشد تا بتواند خطای وی را تشخیص داده و آن را عفو کند، اگر مدیر ناآگاه باشد و نتواند مشکل را تشخیص دهد و چه بسا در دراز مدت یک مسئله ساده به خطایی بزرگ تبدیل شود.

مدیر آگاه نیز باید در نظر داشته باشد طوری سختگیری نکند که در صورت مشاهده پشیمانی شخص، باز وی را زیر سوال قرار دهد. در بخشش‌ها باید در نظر داشت که واکنش شخص خطاکار به چه صورت است، آیا از خود تواضع نشان خواهد داد، عذرخواهی خواهد کرد و نصیحت را می‌پذیرد؛ که اگر چنین کرد باید وی را عفو کند و طبیعتاً این عمل بدون آگاهی تحقّق نخواهد یافت.

رفتار یک مدیر به هنگام دیدن عذرخواهی باید نرم باشد و از خدا طلب بخشش شخص خطاکار را داشته باشد و در راستای بهتر شدن مسئله به همسرخود کمک نماید. برای یک مدیر بهتر است که در کارها با دیگران مشورت نماید؛ مثلاً یک زن طبق فرموده‌ی قرآن که باید بچه شیرخوار را دو سال کامل شیر دهد، اگر خواست زودتر از زمان تعیین شده بچه را از شیر بگیرد باید با شوهر خود مشورت نماید و اگر آن دو با هم به توافق رسیدند اشکالی ندارد که بچه را زودتر از شیر دادن بازدارند.

جایگاه مشورت در دین ما آنقدر والاست که سوره ای به نام شورا داریم و خداوند بحث شورا را بین دو رکن رکین اسلام یعنی نماز و زکات ذکر کرده، نماز می‌خوانند امرشان را با مشورت پیش می‌برند و از آنچه که ما روزیشان دادیم انفاق می‌کنند.

وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ

فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ، زمانی که در امور مشورت کردی و به نتیجه رسیدی با عزم و اراده راسخ کارها را انجام بده و بر خدا توکل کن و اگر کسی با این فرمول قرآنی پیش برود خداوند امورش را کفایت می‌کند.

--------------------------------------------------------------------
برگرفته از جلسه تفسیر شیخ علی جلالی
منبع: انجمن خیریه و خدمات اجتماعی اهل سنت بندرعباس
بازديد:75| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت