« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

فاطمه زهرا (رضی الله عنها ) از ولادت تا وفات | اهل بیت رسول 23 فروردين 1391
نام و نسب :فاطمه زهرا (رضی الله عنها ) از ولادت تا وفات
فاطمه ، بنت محمد ( صلی الله علیه و سلم) بن عبدالله بن عبدالمطلب هاشمی قریشی.
فاطمه (رضی الله عنها ) لقبهای متعددی دارد که همه آنها نمایانگر صفات و سجایای ملکوتی اوست. مانند: صدیقه ، مبارکه ، طاهره ، زکیه ، راضیه ، مرضیه (1). دو صفت از صفتهای بارز او « زهرا » و « بتول » می باشد ؛ بدان جهت او را زهرا لقب دادند که او گل محمد (ص) بشمار می آمد و برخی گفته اند : بخاط روشنایی و سپیدی چهره اش او را زهرا لقب داده اند.(2)


جعفر بن محمد ( رحمه الله ) می فرماید : من از ابو عبدالله پرسیدم که چرا فاطمه را زهرا لقب داده اند؟ ایشان فرمود : زیرا هرگاه او به عبادت می پرداخت در میان اهل آسمان چنان می درخشید که ستارگان برای اهل زمین می درخشند (3) و او را بتول می نامیدند به خاطر ویژگی اش بر سایر زنان در زیبایی ، بزرگواری و عزت نفس ، یا بخاطر قطع تعلقش از مردم بسوی الله عزوجل (4) . و علامه مرتضی زبیدی می گوید : فاطمه را بخاطر آنکه مقام و منزلتش نزد خداوند همانند مریم بود ، بتول نامیدند (5) و شگفت تر از همه کنیه « أُم أبیها (6) می باشد ، یعنی : مادر پدرش ، که نشان دهنده علاقه بسیار زیاد فاطمه (رضی الله عنها ) است به پدر بزرگوارش و اینکه با همه کمی سن ، از آغاز کودکی ، پناهگاه معنوی و تکیه گاه روحی بعد – از خداوند متعال – مانند خدیجه برای پدر بزرگوارش بوده است.


ولادت :

درباره تاریخ ولادت حضرت فاطمه (رضی الله عنها) اختلاف روایات وجود دارد . در روایتی آمده که در سال یکم بعثت متولد شد (7) حضرت عباس (رض) می فرماید : پنج سال قبل از بعثت ، درست زمانی که تعمیر خانه کعبه در دست انجام بود متولد شده است.(8)


فضایل و مناقب :


در روایات مختلف و به مناسبت های گوناگون در مورد ویژگیهای والای فاطمه نقل شده که رسول اکرم (ص) فرمود : « نزل ملک من السماء فاستأذن الله أن یسلَّم علیَّ ، لم ینزل قلبها ، فبشرنی أن فاطمه سیدة نسائ أهل الجنة ( 9)


« فرشته ای از آسمان فرود آمد ، از خداوند اجازه خواست تا بر من سلام دهد ، آن فرشته قبل از این فرود نیامده بود ، و به من بشارت داد که فاطمه سیده و سرور زنان بهشت است »
در روایت دیگری آمده که رسول اکرم (ص) فرمود : « فاطمه بضعة منّی ، فمن أغضبها ، أغضبنی »(10)« فاطمه پاره تن من است ، هرکه او را بیازارد مرا آزار داده است ».


حضرت عائشه (رض) می فرماید : « ما رأیت أحداً قط أصدق من فاطمة غیر أبیها » (11)
« من هیچ کسی را راستگو تر از فاطمه غیر از پدر بزرگوارش ندیدم».


شاعر و متفکر مشرق زمین ، علامه محمد اقبال لاهوری (رحمة الله ) صفات والاو ویژگیهای اخلاقی حضرت فاطمه زهرا (رض) را در قالب اشعاری چنین سروده است :


مریم از یک نسبت عیسی عزیز / از سه نسبت ، حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمه للعالمین / آن امام اولین و آخرین
بانوی آن تاجدار اهل اتی / مرتضی ، مشکل گشا ، شیر خدا
مادر آن مرکز پرگار عشق / مادر آن کاروان سالار عشق
مزرع تسلیم را حاصل بتول / مادران را اسوه کامل بتول
بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت / با یهودی چادر خود را فروخت
نوری و هم آتشی فرمانبرش/ گم رضایش در رضای شوهرش
آن ادب پرورده صبر و رضا / آسیا گردان و لب قرآن سرا
گریه های او زبالین ، بی نیاز / گوهر افشاندی بدامان نماز
اشک او برچید جبریل از زمین / همچو شبنم ریخت بر عرش برین (12)


فاطمه زهرا (رضی الله عنها) که در خانه بزرگترین معلم انسانیت تربیت یافته و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فرا گرفته بود. از فهم و بینش خاصی نسبت به دین برخوردار بود ؛ او تنها کسی است که از میان دختران پیامبر (ص) به روایت حدیث پرداخته ، در نتیجه 18 روایت در کتابهای حدیث از وی نقل شده که حضرت علی ، حضرت حسن ، حضرت حسین ، حضرت انس ، حضرت عائشه ، حضرت ام کلثوم ، ام رافع و حضرت سلمی (رض) آنها را روایت کرده اند (13) حضرت انس (رض) روایت می کند که باری رسول اکرم (ص) پرسیدند : « چه صفتی برای زنان خوب است ؟ ما نتوانستیم پاسخ بدهیم . حضرت علی (رض) نزد فاطمه (رضی الله عنها) رفت و او را باخبر ساخت ؛ فاطمه (رضی الله عنها) فرمود : « چرا نگفتی بهترین صفت برای زنان آن است که مردان را نبینند و نه مردان آنان را ببینند .» علی (رض) بی درنگ نزد پیامبر (ص) بازگشت و آن حضرت (ص) را پاسخ داد؛ پیامبر (ص) فرمود : « چه کسی چنین پاسخی به تو آموخته؟ علی (رض) فرمود : فاطمه . پیامبر (ص) فرمودند : او پاره تن من است.(14)


ازدواج با علی (رض)


بنابر روایات مستند حضرت فاطمه (رضی الله عنها) در سن 18 سالگی در ماه ذی الحجه در سال دوم هجری با حضرت علی (رض) ازدواج کردند. برخی از علمای تشیع و تسنن به همکاری حضرت ابوبکر و حضرت عمر (رض) در امر ازدواج حضرت علی (رض) تصریح نموده اند که بیان این مطلب ، دلالت بر ارتباط تنگاتنگ و نشانه دوستی میان آن بزرگواران است.


ملا محمد باقر مجلسی در این باره می گوید : « شیخ طوسی با سند معتبر از امیر المومنین روایت کرده است که نزد من آمدند ابوبکر و عمر ، گفتند : چرا به نزد حضرت رسول اکرم (ص) نمی روی که فاطمه را خواستگاری نمایی ؟ من رفتم بخدمت آن حضرت ، چون نظر مبارکش به من افتاد ، خندان شد و فرمود : برای چه آمده ای ابوالحسن ! حاجت خود را بیان کن . پس من عرض کردم به خدمت آن حضرت (ص) گفتم : « یا رسول الله! استدعا می نمایم که فاطمه را به من تزویج کنی» (15) رسول اکرم (ص) ، رضایت فاطمه (رضی الله عنها) را جویا شدند ، حضرت فاطمه سکوت اختیار کردند. این سکوت در واقع اعلام رضایت بود؛ رسول الله (ص) از حضرت علی (رض) پرسیدند برای مهریه چه داری ؟ حضرت علی (رض) فرمود : هیچ ندارم. رسول الله (ص) فرمودند : آن زرهی که در جنگ بدر به دست شما افتاده بود کجاست ؟ فرمود: در خانه است . رسول الله (ص) فرمودند : همان کافی است. حضرت علی (رض) آن را در برابر 480 درهم فروختند و مبلغ را در اختیار رسول الله (ص) قرار دادند. رسول الله (ص) حضرت بلال را دستور دادند تا در بازار عطر و خوشبو بیاورند.( 16) .


علاوه بر زره ، آنچه که حضرت علی داشتند ، عبارت بود از یک چرم گوسفند و یک چادر کهنه یمنی ، حضرت علی (رض) همه آنها را به حضرت فاطمه (رضی الله عنها) اهداء نمودند. جهیزیه ای که رسول اکرم (ص) به سرور بانوان بهشت دادند ، عبارت بود از یک عدد تخت ، یک بالش چرمی که از پوشال خرما پر شده بود ، یک کاسه سفالی ، دو عدد کوزه ، یک مشک آب و دو سنگ آسیاب دستی .(17)

فرزندان حضرت فاطمه (رضی الله عنها )


حضرت فاطمه زهرا (رضی الله عنها ) دارای پنج فرزند بود ، حسن ، حسین ، محسن ، ام کلثوم و زینب (رضی الله عنهم)(18). محسن در کودکی وفات کرد، حضرت زینب، حضرت حسن، حضرت حسین و ام کلثوم از شهرت تاریخی و جهانی برخوردارند. لازم به یادآوریست که نسل پیامبر (ص) فقط از حضرت فاطمه (رضی الله عنها) پایدار ماند. رسول اکرم (ص) حضرت حسن و حسین را فوق العاده دوست می داشت و می فرمود : « هما ریحانتای من الدنیا»(19) آن دو در دنیا دو گل خوشبوی من اند.». روزی رسول اکرم (ص) بر منبر تشریف داشتند که ناگهان حضرت حسن و حضرت حسین وارد مسجد شدند ، پیامبر (ص) از منبر پایین تشریف آورد ، و هر دو را در آغوش گرفت و در مقابل خویش نشاند.(20)

ازدواج حضرت عمر (رض) با ام کلثوم دختر حضرت علی (رض) :


یکی از حقایق تاریخی که علمای تشیع و تسنن به وقوع آن اعتراف کرده اند ، ازدواج حضرت عمر (رض) با ام کلثوم دختر گرامی حضرت علی و فاطمه زهرا (رضی الله عنهما ) می باشد.
علامه ابوالفداء ، اسماعیل بن کثیر (رحمة الله ) ( متوفی 774 ھ ) می فرماید : « عمر بن خطاب در زمان خلافتش با ام کلثوم دختر علی ابن ابی طالب و فاطمه ازدواج نمود ، و او را بیش از حد مورد احترام قرار داد و چهل هزار درهم مهریه ، برای او مقرر فرمود ، بخاطر آنکه او از خاندان پیامبر (ص) بود » (21) .علامه محمد بن جریر طبری (رحمه الله )( متوفی 310 ھ ) می فرماید :« ام کلثوم دختر علی ابن ابی طالب را که مادرش فاطمه دختر پیغمبر خدا بود به زنی گرفت و چنانکه گفته اند : چهل هزار مهر او کرد و زید و رقیه را از او آورد.»(22).


امام ابوالفرج عبدالرحمن بن جوزی (رحمه الله )( متوفی 597 ھ ) می فرماید : « از فرزندان حضرت عمر ، زید اکبر و رقیه هستند که مادرشان ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب ( کرم الله وجهه ) که مادرش فاطمه دختر رسول الله (ص) است .»(23).


امام ابوالحسن ، علی ابن ابی الکرم مشهور به ابن أثیر جزری ( رحمه الله ) ( متوفی 630 ھ) می فرماید : «حضرت عمر با ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب که مادرش فاطمه دختر رسول الله (ص) بود ، ازدواج کرد ، چهل هزار درهم مهریه داد و دو فرزند به نامهای رقیه و زید از او متولد شد.» (24)
حافظ حدیث و محقق مشهور ، علامه احمد بن حجر عسقلانی ( رحمه الله) ( متوفی 852 ھ ) می فرماید : « حضرت عمر با ام کلثوم با مهریه چهل هزار درهم ازدواج نمود ؛ زبیر می گوید : دو فرزند از او متولد شد ،زید و رقیه و ام کلثوم و هر دو فرزندش در یک روز درگذشتند» (25)


واقعه ازدواج حضرت عمر (رض) با ام کلثوم را بسیاری از محدثین و مورخین اهل سنت در کتابهایشان نقل کرده اند که ما به نقل همین مقدار بسنده می کنیم و حال می پردازیم با اظهار نظر برخی از علمای تشیع در این باره : مورخ مشهور شیعی ، احمد بن ابی یعقوب یعقوبی ( متوفی 284 ھ ) می فرماید *:


« و در این سال ، عمر ، ام کلثوم دختر علی بن ابی طالب را که مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود از علی بن ابی طالب خواستگاری کرد . پس علی گفت : که او هنوز کودک است ، عمر گفت : آنچه پنداشتی نخواستم لیکن خود از پیامبر خدا شنیدم که فرمود : « کل سبب و نسب ینقطع یوم القیامة الا سببی و صهری » « هر بستگی و خویشاوندی در روز رستاخیز بریده می شود ، جز بستگی و خویشی و دامادی من ؛ پس خواستم که مرا بستگی و دامادی با پیامبر خدا باشد ؛ پس او را به زنی گرفت و ده هزار دینار به او مهریه داد» (26) .


ابن ابی الحدید در « شرح نهج البلاغه » می گوید** :
«وجه عمر الی ملک الروم بریداً ، فاشترت ام کلثوم امرأة عمر طیباً بدنانیر و جعلته فی قارورتین و أهدتهما الی امراة ملک الروم ، فرجع البرید الیها و معه مل القارورتین جواهر ، فدخل علیها عمر ، و قد صبت الجواهر فی حجرها ، فقال : من أین لک هذا؟ فاخبرته ، فقبض علیه ، و قال : هذا للمسلمین ؛ قالت کیف و هو عوض هدیتی ! قال : بینی و بینک ابوک ، فقال علی (رض) : لک منه بقیمة دینارک ، و الباقی للمسلمین جملة ، لأن برید المسلمین حمله » (27)


« عمر پیکی را نزد پادشاه روم فرستاد . ام کلثوم همسر عمر ، با چند دینار مقداری عطر خرید و آن را در دو شیشه قرار داد و برای همسر پادشاه روم به صورت هدیه فرستاد. پیک نزد (ام کلثوم ) آمد و دو شیشه پر از جواهر به او داد. در این اثناء عمر به خانه وارد شده در حالیکه ( ام کلثوم ) جواهرها را در دامن خود ریخته بود . عمر پرسید : اینها را از کجا آوردی ؟ ام کلثوم عمر را باخبر ساخت ، عمر بلافاصله جواهرها را از او گرفت و فرمود : اینها از آن مسلمانانند. ام کلثوم گفت : چگونه ، اینها عوض هدیه من هستند! عمر گفت: میان من و تو پدرت قضاوت می کند. علی (رض) فرمودند : تو از جواهرها به ارزش دینارهایت می توانی برداری و باقیمانده آن از آن مسلمانان است ، چه پیک مسلمانان آن را حمل نموده ».


علامه محمد بن یعقوب کلینی رازی ( متوفی 328 ھ ) در « صحیح الکافی » می فرماید :
« حمید بن زیاد ، عن ابن سماعة ، عن محمد بن زیاد ، عن عبدالله بن سنان و معاویه بن عمار عن ابی عبدالله (رض) . قال : سألته عن المرأة المتوفی عنها زوجها ، أتعتد فی بیتها أو حیث شاءت ؟ قال : بل حیث شاءت ، ان علیاٌ (رض) ، لما توفی عمر اتی ام کلثوم فانطلق بها الی بیته »
عن سلیمان بن خالد قال : سألت أبا عبدالله (رض) . عن امراة توفی زوجها این تعتد ؟ فی بیت زوجها تعتد أو حیث شاءت؟ قال : بلی حیث شاءت ، ثم قال : إن علیاً (رض) لما مات عمر أتی ام کلثوم فأخذ بیدها فانطلق بها الی بیته : (28) « معاویه بن عمار روایت می کند که از ابی عبدالله ( علیه السلام ) پرسیدم : زنی که شوهرش وفات می کند ، آیا در خانه خودش عده را به پایان برساند یا هر کجا که می خواهد ؟ فرمود : هر کجا که می خواهد . پس از آنکه عمر وفات نمود ، علی (علیه السلام ) نزد ام کلثوم آمد و او را به خانه خودش برد. سلیمان بن خالد روایت می کند که از ابن عبدالله (رض) پرسیدم : زنی که شوهرش می میرد در کجا عده را به اتمام می رساند ؟ در خانه شوهرش عده را سپری نماید یا هر کجا که می خواهد ؟ فرمود : بله هر کجا که می خواهد. سپس فرمود : زمانیکه عمر وفات نمود علی (رض) نزد ام کلثوم آمد و دستش را گرفت و او را به خانه خویش برد.


لازم به یادآوریست که روایات فوق را شیخ محمد بن الحسن ، حرّ عاملی ( متوفی 1104 ھ ) در «وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعة » (29) و شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن الحسن طوسی ( متوفی 460 ھ ) در « الاستبصار » (30) و محمد بن یعقوب کلینی متوفی ( 328 ھ ) در « الفروع من الکافی » (31) و شیخ محمد حسن نجفی ( متوفی 1266 ھ) در « جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام » (32) نیز آورده اند. علاوه بر این روایت دیگری را ابو جعفر محمد ابن حسن طوسی ( متوفی 460 ھ) در تهذیب الاحکام نقل نموده است :


« عن جعفر عن ابیه (رض) قال : ماتت ام کلثوم بنت علی (رض) و ابنها زید بن عمر بن الخطاب فی ساعة واحدة ، لایدری ایهما هلک قبل ، فلم یورث أحدهما عن الآخر و صُلّی علیهما جمیعا» (33)
« جعفر از پدر بزرگوارش روایت می کند که فرمود : ام کلثوم دختر علی (رض) و فرزندش زید پسر عمر بن خطاب ، هر دو در یک وقت درگذشتند مشخص نشد کدامیک از آن دو زودتر وفات نموده است. لذا هیچیک از دیگری ارث نبرد و بر هر دو آنان با هم نماز خوانده شد» روایت مذکور گرچه در باب مسائل فقهی بیان شده اند اما رابطه همسری حضرت عمر (رض) و ام کلثوم( رضی الله عنها) بوضوح در آنها مشاهده می شود. در « فرهنگنامه کودکان و نوجوانان » که شورای کتاب کودک ، آن را منتشر کرده چنین آمده : « ام کلثوم ، دومین دختر حضرت علی (رض) و فاطمه زهرا (س) است ، نام او را زینب صغری نیز نوشته اند ، سال تولد او به درستی معلوم نیست ، ام کلثوم در سال 17 ھ ق به درخواست عمر بن خطاب از علی (رض) با او ازدواج کرد ، پس از کشته شدن عمر ، به ازدواج عون ، پسر جعفر بن ابی طالب ، درآمد و پس از مرگ عون با برادر او محمد ازدواج کرد ...».
ام کلثوم از عمر دارای دختری به نام رقیه و پسری به نام زید بود ، نوشته اند که او و فرزندش هر دو در یک روز درگذشتند» (34)

زهد و قناعت حضرت فاطمه زهرا ( رضی الله عنها ) :


زهد ، ورع و دوری از تجملات دنیا به حدی بود که با این وجود که از محبوبترین فرزندان رسول اکرم (ص) بود اما زندگیش بسیار ساده و بی آلایش بود. او که سرور زنان بهشت بود ، در محیط خانه چنان زندگی می کرد که دستهایش از گرداندن آسیاب ، متورم شده بود ، شانه هایش از حمل مشک آب زخم برداشته بود و لباسهایش از جارو زدن خانه و نشستن در کنار آتشدان ، مندرس و سیاه شده بود ، با وجود این همه مشکلات و گرفتاریها هنگامیکه از رسول خدا (ص) متقاضی کنیز می شود تا در انجام کارهای خانه به او کمک کند ، رسول اکرم (ص) می فرماید : « خیر ، چگونه به شما خادمی بدهم در حالی که اهل صفه چیزی نمی بینند تا با آن شکم شان را سیر کنند » (35) روزی رسول الله (ص) به خانه حضرت زهرا (رضی الله عنها ) تشریف بردند ، دیدند که فاطمه زهرا بخاطر کمبود پارچه چادر کوچکی را بر تن کرده بودند و چنان کوچک بود که اگر می خواست سر مبارک را بپوشد ، پاها برهنه می شد ، و اگر پاها را می پوشید ، سر مبارک برهنه می شد. (36)

وفات حضرت فاطمه (رضی الله عنها ) :


حضرت فاطمه (رضی الله عنها ) در سن 29 سالگی روز سه شنبه سوم رمضان سال یازدهم هجری دارفانی را وداع گفت . (37) در تکفین و تجهیز حضرت فاطمه (رضی الله عنها) توجه و دقت به خصوصی انجام گرفت ، حضرت فاطمه (رضی الله عنها) از جهت آنکه فو ق العاده باحیا بودند ، به حضرت اسماء بنت عمیس گفتند که : « تکفین در فضای باز موجب کشف عورت خانم ها می گردد که از دیدگاه من بسیار ناپسندیده است » حضرت اسماء بنت عمیس گفتند : من روشی را در حبشه دیده ام که اگر دوست داشته باشی آن را به تو نشان می دهم. و بعد چند شاخه خرما را در زمین نصب کرده و پارچه ای روی آن انداخت و شکل حجاب کاملاً به وجود آمد . حضرت فاطمه (رضی الله عنها) فوق العاده خوشحال شدند و رعایت روش مذکور را مورد تاکید قرار دادند.(38)


پس از وفات بنابر وصیت حضرت فاطمه ( رضی الله عنها ) ، حضرت علی (رض) و حضرت اسماء بنت عمیس (رض) او را غسل دادند.(39) در این باره که چه کسی بر حضرت فاطمه (رضی الله عنها ) نماز جنازه خواند ، اختلاف روایت وجود دارد برخی گفته اند حضرت علی و برخی دیگر گفته اند : حضرت ابوبکر (رض) (40).حضرت عباس ، حضرت علی و حضرت فضل ( رضی الله عنهم ) مراسم تدفین حضرت فاطمه (رضی الله عنها ) را به عهده داشتند.(41)

---------------------------------------------------------
پاورقی :
(1)الیمانی ، محمد عبده ، إنها فاطمة الزهرا . ص : 28 ، المنار ، دمشق 1418 ھ 1998 م.
(2) همان کتاب ، ص 28 ).
(3) همان کتاب ، ص 28).
(4) همان کتاب ، ص 28).
(5) زبیدی ، مرتضی ، تاج العروس ج 7 ، ص 330 ، مصر ، المطبعة الخیریة ، 1306 ھ)
(6) عسقلانی ، احمد بن حجر ، الأصابه فی تمییر الصحابة ، ج 4 ، ص 365 دارالکتاب العربی ، بیروت.
(7) همان مرجع ج 4 ، ص 365 ).
(8) ابن سعد ، الطبقات الکبری ج : 8 ص : 26 دار بیروت چاپ 1405 ھ 1985 م ).
( 9) شیبانی ، احمد بن حنبل ، مسند ج 5 ، ص 391 ، دارالفکر .)
(10) بخاری ، محمد بن اسماعیل ، الجامع الصحیح ، ج4 ، ص 579 ، شماره حدیث 3714 دارالکتب العلمیه ، 1412 ھ 1992 م ).
(11) اصبهانی ، ابونعیم ، حلیة الاولیاء ، ج 2 ، ص 42 ، بیروت ، دارالکتاب العربی ، 1407 ھ 1987 م ).
(12) لاهوری ، محمد اقبال ، کلیات ص 103 ، نتشارات کتابخانه سنائی 1370 ھ ش تهران )
(13) عسقلانی ، احمد بن حجر ، الإصابةفی تمییز الصحابة ج ، ص 365 ، دارالکتاب العربی ، بیروت
(14) اصبهانی ، ابونعیم ، حلیة الولیاء ج 2 ، ص 40 .)
(15) مجلسی ، ملا محمد باقر ، جلاء العیون ، ص 113 ، فصل پنجم در بیان تزویج امیر المومنین و حضرت فاطمه ، تهران ، موسسه انتشارات قائم ).
( 16) الیمانی ، محمد عبده ، آنها فاطمة الزهرا ، ص 160 المنار ،دمشق ، 1418 ھ 1998 م.)
(17) کحاله ، عمر رضا ، أعلام النساء فی عالمی العرب و الاسلام ، ج 4 ، ص 110 ، بیروت ، موسسه الرساله 1404 ھ 1984 م .)
(18) ذهبی ، شمس الدین محمد بن احمد ، سیر أعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 119 ، بیروت ، موسسه الرساله ،1414 ھ 1992م).
(19) بخاری ، محمد بن اسماعیل ، الجامع الصحیح ، ج 4 ، ص 588 شماره حدیث 3753. بیروت ، دارالکتب العلمیه ، 1412 ھ 1992 م)
(20) ترمذی ، محمد بن عیسی ، الجامع الصحیح ج 5،ص 354 ، شماره حدیث 3776 ، دار الکتب العلمیه
(21) دمشقی ، اسماعی بن کثیر ، البدایه و النهایه ج 7 ، ص 157 ف داراحیاء التراث العربی ، 1408 ھ ، 1988 م).
(22) طبری ، محمد بن جریر ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، ج 5 ، ص 2035 ، انتشارات اساطیر 1368 ھ ش)
(23) ابن الجوزی ، عبدالرحمن بن علی ، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک ، ج 4 ،ص 131 ، دارالکتب العلمیه ، 1412 ھ 1992 م )
(24جزری ، ابن الأثیر ، علی بن ابی الکرم ، الکامل فی تاریخ ، ج 2 ، ص 450 دارالکتب العلمیه 1407 ھ 1987 م ).
(25) عسقلانی ، احمد بن حجر ، الأصابه فی تمییز الصحابة ج2، ص 368 ، دارالکتب العربی.
(* : محمد ابراهیم آیتی ، مترجم « تاریخ یعقوبی » در مقدمه تاریخ یعقوبی می گوید : واضح جد یعقوبی چنانکه دانسته شد از شیعیان فداکار اهل بیت بوده و جان خود را بر سر این کار نهاده است و در شیعه بودن یعقوبی نیز شبهه ای نیست و مواردی از تاریخ و جغرافیای وی بر این مطلب گواه است » تاریخ یعقوبی ، ج1 ، صص 19-20 ).
(26) ، احمد بن ابی یعقوب ، تاریخ یعقوبی ، ترجمه محمد ابراهیم آیتی ، ج 2 ، ص 35 ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1366 ھ ش )
** ( عبدالحمید بن هبة الله بن محمد المدائنی ، معروف به ابن ابی الحدید ( 586 ھ 655 ھ ). ابن کثیر وی را شیعه غالی می داند ، البدایة و النهایة (13/233) و در « دائره المعارف بزرگ اسلامی چنین آمده : وی در اصول معتزلی و در فروع شافعی بود و گفته شده است که مشربی میان تسنن و تشیع برگزیده بود» دائره المعارف بزرگ اسلامی (2/641).
(27) ابن ابی الحدید ، عبدالحمید بن هبة الله ، شرح نهج البلاغه ، ج 19 ص 351 ، منشورات مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی ، قم 1404 ھ)
(28) کلینی ، محمد بن یعقوب ، صحیح الکافی ، ج 3 ص 122-121 شماره حدیث (3355-3354). الدار الاسلامیة 1401 ھ 1981 م)
(29) حر عاملی ، محمد بن حسن ، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشرعیة ، ج 15 ، ص 457 کتاب الطلاق ، باب عدم ثبوت السکنی و النفقة ، دار احیاء التراث العربی ، بیروت )
(30) طوسی ، ابوجعفر ، محمد بن حسن ، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار ، ج 3 ، ص 352 ، شماره حدیث 1258 و1257 ، دار الکتب الاسلامیة تهران ، بازار سلطانی 1390 ھ ق)
(31) کلینی ، محمدبن یعقوب ، الفروع من الکافی ،ج5 ، ص 346 کتاب النکاح ، باب تزویج ام کلثوم ، دار الکتب الاسلامیة ، 1362 ھ ش ، تهران )
(32) نجفی ، محمد حسن ، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج 32 ، صص 279-280 کتاب الطلاق ، الفصل الخامس فی عدة الوفاة ، دار احیاء التراث العربی 1981م)
(33) طوسی ، ابوجعفر محمد بن حسن ، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعة ، ج 9 ص362 ، شماره حدیث 1295).
دارالکتب الاسلامیة ف تهران 1365 ھ ش چاپخانه خورشید .)
(34) شورای کتاب ، فرهنگنامه کودکان و نوجوانان ، ج 3 ، ص 324 ، شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه کودکان و نوجوانان ، تهران 1376 ھ ش)
(35) عسقلانی ، احمد بن حجر ، الأصابه فی تمییز الصحابة ج4، ص 368 ، دارالکتب العربی ، بیروت )
(36) اصبهانی ابونعیم ، احمد ابن عبدالله حلیة الاولیاء ج 2 ، ص 42 دارالکتاب العربی ، 1407 ھ 1987 م)
(37) جزری ف ابن الاثیر ، علی بن محمد ، اسد الغابة فی معرفة الصحابة ، ج 7 ، ص 221 دارالکتب العلمیة ، 1415 ھ 1994 م)
(38) اصبهانی ، ابو نعیم احمد بن عبدالله ، حلیة الاولیاء ، ج 2 ص 43 دارالکتب العربی 1407 ھ 1987 م).
(39) جزری ، ابن اثیر ، علی بن محمد ، أسد الغابة فی معرفة الصحابة ج 7 ، ص 221 ، دارالکتب العلمیة 1415 ھ 1994 م)
(40) ابن جوزی ، عبدالرحمن بن علی ، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک ج 4 ص 96 ، دارالکتب العلمیة ، 1421 ھ 1992 م )
(41) عسقلانی ، احمد بن حجر ، الأصابه فی تمییز الصحابة ج4، ص 368 ، دارالکتب العربی)
--------------------------------------------------------------
منبع : مجله ندای اسلام
بازديد:2134| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت