« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

بخش کاربری

نام کاربری:
کلمه عبور:
 

تقدم کدام عضو در هنگام سجود صحیح است؟ | مقالات 7 فروردين 1389
تقدم کدام عضو در هنگام سجود صحیح است؟

سوال: تقدم کدام عضو در هنگام سجود صحیح است؟

پاسخ: در مورد تقدم اعضا در هنگام سجود دو حدیث متعارض وجود دارد:

1- عن وائل بن حجررضی الله عنه قال: رأیت رسول الله صلی الله علیه وسلم إذا سجد وضع رکبتیه قبل یدیه وإذا نهض رفع یدیه قبل رکبتیه. وائل بن حجر رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم را هنگامی که سجده می کرد دیدم که گذاشت زانوهایش را قبل از دستانش و هنگامی که (از سجود ) بلند شد دستانش را قبل از زانوهایش بالا برد.

2- عن أبی هریرة رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: إذا سجد أحدکم فلا یبرک کما یبرک البعیر ولیضع یدیه قبل رکبتیه. ابی هریره رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هنگامی که یکی از شما به سجده رفت همانند شتر نخوابد وباید دستها را قبل از زانوها بگذارد.

علما در مورد امکان جمع بندی بین دو حدیث یا ترجیح یکی بر دیگری آنچنانکه بین دو حدیث متعارض صورت می گیرد اختلاف نموده اند:

اهل حدیث و امام مالک حدیث ابی هریره را ترجیح داده و قائل به گذاشتن دست ها قبل از زانو هستند.

اما جمهور ( شافعی، ابوحنیفه، احمد) وعمربن الخطاب وابن عمر و ابن مسعود رضی الله عنهم از صحابه و نخعی و ثوری و مسلم بن یساراز تابعین قائل به گذاشتن زانوها قبل از دست ها هستند.

علامه ابن قیم الجوزیه در کتاب زاد المعاد فی هدی خیر العباد خود این مسأله را بصورت مفصل مورد بررسی قرار داده است. آنچه ما در این بحث و پاسخ مختصر ذکر می کنیم خلاصه ای از اقوال امام ابن قیم است که خود قائل به نظریه جمهور است:

ایشان در جلد اول از زاد المعاد می گوید: در حدیث ابی هریره رضی الله عنه وهم واقع شده است چرا که اول آن با آخرش منافات دارد چرا که اگر دست ها قبل از زانو گذاشته شود بروک شتر صورت گرفته است زیرا شتر ابتدا دست هایش را بر زمین می گذارد.

قائلین به تقدیم دست چنین توجیه کرده اند که زانوی شتر در دستانش است که این از چند وجه فاسد است:

1- شتر ابتدا دست ها را می گذارد در حالی که پاهایش ایستاده و قائم است و هنگامی که از زمین بلند می شود اول پاها را بلند می کند در حالی که دست ها همچنان بر زمین است و این همان چیزی است که پیامبرصلی الله علیه وسلم از آن نهی کرده است.

لذا در هنگام سجود، باید عضو نزدیکتر به زمین مقدم شود و در هنگام بلند شدن از سجود عضو بالاتر(دست ها ) مقدم گردد پس پیامبر در این حدیث تشابه به شتر در هنگام نماز را نهی کرده همانطور که از تشابه به حیوانات دیگر نیز نهی نموده است مانند نهی از التفات مانند التفات روباه و نهی از افتراش همانند افتراش درندگان و نهی از نشستن همانند نشستن سگ .

2- اینکه زانوی شتر در دستانش است کلامی دور از عقل و منطق و مخالف نقل از اهل لغت است چرا که لفظ ( رکبة ) فقط به پا اختصاص دارد و بر دست ها بر سبیل تغلیب اطلاق شده است.

۳- حدیث وائل موافق نهی پیامبرصلی الله علیه وسلم از بروک شتر است و احتمال اینکه در حدیث ابی هریره رضی الله عنه بر بعضی راویان قلب در متن صورت گرفته باشد هست چرا که محتمل است که لفظ آن (ولیضع رکبتیه قبل یدیه) باشد. همانطور که در احادیث دیگر نیز چنین قلبی روی داده است مانند: إنّ بلالاً یوذّن باللیل ، فکلوا واشربوا حتی یوذّن ابن ام مکتوم. إنّ ابن ام مکتوم یوذّن باللیل ، فکلوا واشربوا حتی یوذّن بلال.

4- امام بخاری و ترمذی ودارقطنی در حدیث ابی هریره علة وارد کرده اند:

بخاری می گوید: محمد بن عبدالله بن حسن (که از راویان سند حدیث ابی هریره است) لا یتابع علیه ترمذی می گوید: غریب لا نعرفه من حدیث ابی الزناد الا من هذا الوجه. دارقطنی می گوید: تفرّد به عبدالعزیز الدراوردی عن محمد بن عبدالله بن الحسن

5- حاکم روایتی از انس چنین نقل کرده است: انس رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که با تکبیر پایین رفت تا اینکه زانوها بر دستانش پیشی گرفت.

حدیث وائل از چند وجه اولی تر است:

1- خطابی آنرا ثابت تر از حدیث ابی هریره می داند.

2- حدیث ابی هریره مضطرب المتن است چرا که در بعضی روایتهای آن تقدیم زانوها آمده است و در بعضی کلا متن آخر محذوف است.

3- بر تقدیر ثبوت حدیث ابی هریره، احتمال نسخ آن وجود دارد

۴- حدیث وائل موافق با نهی پیامبر از بروک بعیر است

5- حدیث وائل موافق با منقول از صحابه است در حالی که موافق ابی هریره از کسی از صحابه جز عمربن الخطاب رضی الله عنه (با اختلاف ) نقل نشده است.

6- حدیث وائل دارای شواهدی چون حدیث انس و ابن عمر رضی الله عنهم است که آنرا تقویت می کند.

--------------------------------------------------------------------------------
نویسنده: شیخ محمد تشیخ (مدرس مدرسه علوم دینی اسماعیلیه)
................................................................................
منابع و اصطلاحات:
زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ج 1 ص 223-231
بروک بعیر: خوابیدن شتر بطوری که سینه بر زمین بگذارد
تعارض: در هنگام تعارض دو حدیث ابتدا اگر امکان جمع بین دو حدیث باشد بین آنها جمع کرده می شود واگر امکان جمع نباشد با یکی از طرق ترجیح یکی بر دیگری ترجیح داده می شود.
علة: نقص مخفی در روایت که اهل فن از اهل حدیث آنرا تشخیص می دهند.
حدیث غریب یا فرد: حدیثی که یک نفر یا بیشتر آنرا روایت کرده به طوری که به حد مشهور و متواتر نرسد .
بازديد:1767| نظر(4)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت