« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

داستان توبه قاتلی که 99 نفر را کشته بود | مجله شیخان 18 اسفند 1394
داستان توبه قاتلی که 99 نفر را کشته بود

از "ابوسعيد سعدبن مالک بن سنان خدري" رضی الله عنه روايت شده است که پيامبر - صلى الله عليه وسلم - فرمودند: "در ميان مردمان پيش از شما، کسي بود که نود و نه نفر را کشته بود، پس (از آن به فکر توبه افتاد و) به جستجوي عالمترين شخص زمين ميگشت، او را به سوي راهبي راهنمايي نمودند،

نزد او رفت و گفت: نود و نه نفر را کشته است، آيا اگر توبه کند، قبول است؟

گفت: خير، پس او را هم کشت و صد نفر را با او کامل کرد؛

باز، به جستجوي عالمترين فرد زمين گشت، او را به سوي مرد دانشمندي راهنمايي کردند،

پيش او رفت و گفت: صد نفر را کشته است، آيا اگر توبه کند، قبول است؟

گفت: بله، چه کسي ميتواند بين او و بين توبه مانعي ايجاد کند؛ به فلان سرزمين برو که در آنجا مردماني خداپرست هستند و با آنها عبادت خداوند را انجام بده و به سرزمين خودت باز نگرد که آنجا زمين بدي است.

آن شخص رفت و در نيمه ي راه، مرگ او فرا رسيد و فرشتگان رحمت و عذاب، بر سر او به مجادله پرداختند؛

فرشتگان رحمت گفتند: او در حال توبه و هنگامي که قلبش متوجه خدا بود، به درگاه خدا روي نهاد

فرشتگان عذاب گفتند: او هرگز عمل خوبي انجام نداده است؛

سپس فرشته اي به شکل و لباس انسان، پيش آنها آمد و (هر دو گروه) فرشتگان، او را قاضي بين خود قرار دادند؛

وي گفت: از اينجا فاصله ي دو زمين (زمين مبدأ و زمين مقصد) را اندازه بگيريد، به هر کدام نزديکتر بود، از اهل آنجا محسوب ميشود؛

اندازه گرفتند، جايي که خواسته بود برود، (شهر خداپرستان) نزديکتر بود و آنگاه فرشتگان رحمت، جان او را قبض کردند".

و در روايتي در صحيح، آمده است: "او يک وجب به شهر صالحان نزديکتر بود و لذا از اهل آنجا محسوب گرديد".

و در روايتي در صحيح، آمده است:"خداوند به زمين مبدأ وحي کرد که: از او دور و به زمين مقصد امر فرمود: به او نزديک شود و آنگاه فرمود: فاصله ي آن محل را با زمين محل فوت اندازه بگيرند، سپس وي را به مقدار يک وجب به مقصد نزديکتر يافتند و آمرزيده شد.

و در روايتي ديگر آمده است که: سينه اش را از سرزمين مبدأ دور نمود و آن را به طرف سرزمين مقصد گردانيد (بدين ترتيب او را به مقصد نزديکتر يافتند)".

....................
متفقٌ عليه
بازديد:988| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت