« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

آگاهی کامل از مسیر راه دعوت | مقالات 23 مهر 1394
آگاهی کامل از مسیر راه دعوت

از اساسی‌ترین مسایل و ضروری‌ترین آن‌ها که لازم است رهرو راه دعوت بر آن اهتمام بورزد و برای آن هزینه کند، عبارت است از: داشتن آگاهی کامل و بینش روشن از مسیر راه دعوت و شناختن نشانه‌ها و هر آنچه را که با آن ارتباط دارد تا این که در آغاز راه با دیدی باز و آگاهی کافی گام بردارد؛ زیرا چنین آگاهی و بینش دارای فایده‌ای بس بزرگ است.

بر دعوتگری که دیگری را دعوت می‌کند تا راه دعوت را بپیماید لازم است که ویژگی‌های راه را برای او بیان کند تا آن فرد این راه را از روی قانع شدن درونی و فکری و بینش کامل انتخاب کند.

عرفاً و عادتاً مشاهده می‌کنیم کسی که بخواهد به جایی برود ولی از مسیر آن آگاهی نداشته باشد، از کسانی که آگاهی و شناخت کافی از راه رسیدن به مکان مورد نظر را دارند می‌پرسد و بر شناخت ویژگی‌های راه و آنچه به آن مربوط می‌شود حریص می‌شود تا این که راهش را گم نکند و تلاش و کوشش و وقتش را بدون ترسیدن به مقصد بیهوده تلف نکند.

از طریق اولی کسی که می‌خواهد راه دعوت را بپیماید تا به بالاترین آرمان¬هایش دست یابد، لازم است از کسانی که به آنان اعتماد دارد، ویژگی‌های راه را به طور دقیق جستجو کند و آگاهی لازم را به دست بیاورد تا از آن راه منحرف نشود، و در میانه‌ی راه به طور ناگهانی با کارهایی که انتظارش را نمی‌کشید و برای آن‌ها پیشگیری‌های لازم را انجام نداده بود روبرو نشود، که این گونه کارهای ناگهانی موجب سردرگمی فرد و ایجاد شک در درست بودن راه می‌شوند یا یک حالتی برایش پدیدار می‌گردد که منجر به درجا زدن و متوقف شدن و یا منحرف شدن از راه دعوت می‌شود، در صورتی که داشتن علم و آگاهی پیشاپیش از ویژگی‌های راه و مراحل آن و مشکلات و سختی‌هایی که در میانه‌ی راه روی می‌دهند، بر اعتماد و آرامش او می‌افزاید و هنگامی که در میانه‌ی راه با این گونه مشکلات و ناگواری‌ها روبرو بشود، دچار سردرگمی و لغزش نمی‌شود، چون می‌داند که آن ناگواری‌ها از ویژگی‌ها و نشانه‌ها و علامت‌های راه دعوت هستند و وجود آن‌ها دلیلی است بر این که او در راه راست و درست حر کت می‌کند.

پس باید هدف از پیمودن راه دعوت به طور کامل روشن و آشکار و به دور از هر گونه ناخالصی‌ها و شائبه‌ها باشد. مسأله‌ی اساسی و راه موفقیت و رستگاری همین است، پس در پیمودن این راه هدف اصلی خداوند است. تلاش می‌کنیم با پیمودن راه دعوت به رضایت و خشنودی و نعمت¬های بی کران او دست و از آتش دردناک جهنم رهایی یابیم، به خاطر استجابت و پذیرش فرمان خداوند که می‌فرماید:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِیکُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ ‏) صف/ 13- 10

«‏ ای مؤمنان! آیا شما را به بازرگانی و معامله‌ای رهنمود سازم که شما را از عذاب بسیار دردناک دوزخ رها سازد ؟ (و آن این است که) به خدا و پیغمبرش ایمان می‌آورید ، و در راه خدا با مال و جان تلاش و جهاد می‌کنید. اگر بدانید این برای شما (از هر چیز دیگری) بهتر است. ‏ (اگر این تجارت را انجام دهید ، خدا) گناهانتان را می‌بخشاید ، و شما را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که از زیر (کاخها و درختان) آن جویبارها روان است ، و شما را در منازل و خانه‌های خوبی جای می‌دهد که در باغهای بهشت جاویدان ماندگار ، واقع شده‌اند. پیروزی و رستگاری بزرگ همین است. ‏‏‏ (گذشته از این نعمتها) نعمت دیگری دارید که پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است (که در پرتو آن مکه به دست شما می‌افتد) و به مؤمنان مژده بده (به چیزهائی که قابل توصیف و بیان نیست ، و فراتر از آن است که با الفبای انسانها به انسانها شناساند). ‏»

کسی که قصد دست یافتن به مال دنیا و رسیدن به پست و مقام و یا آرزوهای این چنینی دارد، پس باید راه دیگری - غیر از راه دعوت - را نتخاب کند و در پیش بگیرد چون راه دعوت از سالک و رهرواش می‌خواهد که جان و مالش را در این راه برای رسیدن به اهداف والایش، فدا کند. بلکه همه آنچه را که در اختیار دارد از جمله وقت، فعالیت، تندرستی، دانش و آگاهی و دارایی‌های دیگرش را ببخشد، به امید دست یافتن به ثواب خداوند متعال.

برای سیدن به این آرمان والا، می‌طلبد که فرد دارای نیت خالصانه و مخلصانه‌ی مداوم باشد، و باید پیوسته با بیماری‌های قلبی که صاحبش را هلاک می‌کند و عملش را نابود می‌سازد و او را از صف صادقین مخلص دور می‌گرداند، مبارزه کند.

همچنین بر پیماینده‌ی راه دعوت لازم است هدفی را که دنبال می‌کند و برای محقق شدن آن تلاش می‌کند، با تمام ویژگی‌ها و ابعاد وجودیش روشن و آشکار باشد، و در پی آن تلاش‌های لازم برای محقق شدن آن از جمله وقت و جهاد و فداکاری‌های جانی و مالی را به کار گیرد.

آگاهی یافتن از ویژگی‌ها و مسیر راه در آغاز حرکت:

داشتن آگاهی کافی و کامل از مسیر راه در آغاز حرکت، روشن می‌سازد که کار و فعالیت کردن همراه با جماعت دارای شروط و عهد و پیمان‌هایی است که وجود آن‌ها ، حرکت در این راه و به کارگیری و بسیج نمودن تمامی تلاش‌ها را در جهت گیری صحیح تضمین می‌کند. بنابراین بر کسی که می‌خواهد راه دعوت اسلامی را انتخاب کند و آن را بپیماید، واجب است که برای پای بند به این شروط و وفاداری به این عهد و پیمان‌ها آماده باشد.

امام حسن البنا، امور اساسی را که بر سالک راه دعوت واجب است به آن‌ها پایبند باشد و با خداوند متعال عهد و پیمان ببندد که به آن‌ها وفا کند، در ارکان دهگانه‌ی بیعت مشخص و معین نموده است. برای سالم ماندن در مسیر حرکت و محافظت بر اصالت آن و جلوگیری از انحراف و لغزش، هر کدام از آن ارکان نسبت به حرکت فردی و یا جمعی از اهمیت والایی برخوردار است.

پس فهم صحیح، اخلاص در عمل، کار و فعالیت، جهاد، فداکاری، فرمانبرداری، پایداری در مسیر، تجرد، (تمام توان خود را به سوی هدف معطوف کردن) برادری و داشتن اعتماد؛ حرکت کردن در مسیر صحیح اسلامی را برای حرکت فردی و جمعی تضمین می‌کند و برای سالم حرکت کردن در مسیر دعوت هیچ کسی از آن ارکان بی نیاز نیست. حوادث و گذشت روزگار صدق این گفتار را به اثبات رسانده اند. بنابراین بر هر کدام از برادران لازم است - به خاطر وفاداری به بیعتشان - برای محافظت از این اصول، نگهبان امینی باشند تا از تغییر و تبدیلی در این اصول که آن‌ها را از مسیر صحیح منحرف می‌کند جلوگیری کنند. ثابت شده است افرادی که از عمل کردن به بندهای بیعتشان تخلف ورزیده و یا در برابر صف دعوت جبهه گیری کرده و ایستادگی نموده و از آن خارج شده اند و از این خیر بزرگ و کرامت ارزشمند محروم شده اند، به خاطر شکستن یک و یا چند بند از بندهای بیعتشان بوده است.

به عبارت دیگر وفای به ارکان بیعت به این معنی است که برقراری ارتباط و ایجاد دوستی با کار کردن با جماعت و برای جماعت به دست می‌آید، ولی با افراد و برای افراد به دست نمی‌آید. پس اگر ارتباط داشتن با جماعت فقط به خاطر افراد باشد، در فقه دعوت جمعی، خطای آشکاری است، به خاطر اینکه گاهی بین افراد بگو مگوهایی روی می‌دهد که منجر به ایجاد اختلاف می‌شود و این کار تأثیر بسیار بدی در وحدت صف می‌گذارد - مثال معروفی است که گفته شده است: از عواقب کارهای بد انسان زنده نمی‌توان در امان ماند - اهمیت دادن به بیان این مسأله به خاطر این است که تا به دنبال انحراف یک فرد، افرادی دیگر برای تبعیت از او منحرف نشوند.

داشتن آگاهی کامل از مسیر راه دعوت و سختی‌ها و مشکلاتی که در آن هست، در سالک این راه اعتماد و اطمینان ایجاد می‌کند وقتی که او با این سختی‌ها و مشکلات روبرو می‌شود آن‌ها را دلیل بر درست بودن راه می‌داند، چون این سختی‌ها و موانع از ویژگی‌های راه خدایی است و سنت و قانونی است که خداوند برای پیمودن راه دعوت حقیقی قرار داده است. سالک این راه با آگاهی از این که عوامل موفقیت آمیزی هم وجود دارد که این مشکلات و موانع نمی‌توانند در مقابلش استقامت و ایستادگی کنند و این که پیروزی به دنبال سختی و اذیت و آزار به دست می‌آید، بر اعتماد و اطمینانش افزوده می‌شود.

(وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ) (انعام: 34)

«و اذیّت و آزار شده‌اند (و گرفتاریها و شکنجه‌ها را تحمّل کرده‌اند) تا یاری ما ایشان را دریافته است (و در مبارزه حق و باطل پیروز شده‌اند. تو نیز چنین باش. این سخن خداوند است و مبتنی بر وعده پیروزی است) و هیچ‌چیز نمی‌تواند سخنان خدا را دگرگون سازد.»

(حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّیَ مَن نَّشَاء وَلاَ یُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ ‏) (یوسف: 110)

« تا آنجا که پیغمبران (از ایمان آوردن کافران و پیروزی خود) ناامید گشته و گمان برده‌اند که (از سوی پیروان اندک خویش هم) تکذیب شده‌اند (و تنهای تنها مانده‌اند). در این هنگام یاری ما به سراغ ایشان آمده است (و لطف و فضل ما آنان را در برگرفته است) و هرکس را که خواسته‌ایم نجات داده‌ایم. (بلی! در هیچ زمان و هیچ مکانی) عذاب ما از سر مردمان گناهکار دور و دفع نمی‌گردد.»

همانا امام حسن البنا با ما خیلی صریح و رک سخن گفته، آنگاه که آشکارا فرمود: «بدانید که دشمنی‌هایی از جانب بسیاری از مردم و از جانب حکومت متوجه ما خواهد شد و ما در معرض زندانی شدن و بازداشت و تفتیش عقاید و بازجویی‌ها و اذیت و آزارهایی قرار خواهیم گرفت، زمانی که در چنین وضعیتی قرار گرفتیم، در آن زمان است که پیمودن راه اصحاب را آغاز می‌نماییم و مانند آنان پیمودن راه دعوت را آغاز می‌کنیم، وفاداری به بیعت در آن زمان مشخص می‌شود. سپس فرمود: گاهی امتحان و در معرض اذیت و آزار قرار گرفتنتان بیشتر می‌شود، با این حال آیا شما باز اصرار دارید که یاری دهندگان دین خدا باشید؟» امام بنا انتظار آنچه را که می‌کشید، روی داد، اذیت و آزارها و سختی‌ها و شکنجه‌ها پی در پی بودند، خداوند اخوان را یاری داد و ثابت قدم نمود، گروهی از آنان را به عنوان شهید برگزید از جمله امام بنا یکی از آن شهدا بود، اما به رغم همه‌ی آن مشکلات و محنت‌ها، دعوت اسلامی پایدار باقی ماند و به امید خدا همچنان پایدار باقی خواهد ماند.

(أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء ‏ تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ ‏) (ابراهیم: 24- 25)

«تنه آن (در زمین) استوار و شاخه‌هایش در فضا (پراکنده) باشد. بنا به اراده و خواست خدا هر زمانی میوه خود را بدهد (و دائماً به بارنشسته و سرسبز و خرم باشد). خداوند برای مردم مثلها می‌زند تا متذکّر گردند (و پند گیرند). ‏»

داشتن آگاهی از مسیر راه دعوت این امر را روشن می‌کند که علاوه بر وجود سختی‌ها و موانع، گاهی دست اندازها و مشکلاتی در این راه پدیدار می‌شود که ممکن است کسی را که احتیاط نمی‌کند از مسیر منحرف و تلف کند. گاهی این دست اندازها و مشکلات، فکری یا حرکی و یا شخصی هستند. داشتن آگاهی پیشگیرانه از وجود این مشکلات، سالک این راه را از وجود آن‌ها آگاه می‌سازد و در نتیجه احتیاط‌های لازم را به عمل می‌آورد تا سالم به سر منزل مقصود برسد.

همانا تصاویری از انحرافات فکری و حرکی - در عمر این حرکت - در میان بعضی از افراد، در برخی مواقع پدیدار شده اند که گذشت زمان اشتباه و خطا بودن آن‌ها را به اثبات رسانده است. به عنوان مثال، فکر تکفیری که در دهه‌ی شصت در زندان مصر و در میان بعضی از افراد پدیدار شد، که جماعت و دبیر کل آن در مقابل این ایده و از بین بردن آن به طور قاطعانه ایستادند و مقاومت کردند، در نتیجه افراد فراوانی از آن ایده و تفکر بازگشتند و به حرکت پیوستند. اما وقتی بعضی از آنان بر ایده و خواسته خود پافشاری کرده و اصرار ورزیدند به آن‌ها گفته شد که این گونه افکار، فکر و ایده‌ی جماعت نیست و کسی که بر این ایده پافشاری کند می‌کند لازم است به دنبال پیوستن به جماعت دیگری برود.

یکی دیگر از اشکال انحراف حرکی، شتابزدگی و عجولانه پناه بردن برای به کارگیری زور و قدرت و اقدام مسلحانه است، به گمان این که چنین عملی راه رسیدن به مقصد را کوتاه می‌کند و این راه میان بر است، در حالی که نتیجه‌ی به دست آمده - تا این زمان - عکس آن را تأیید می‌کند.

داشتن آگاهی کامل از روش¬ها و ابزار و وسایل لازم دعوت، از راه منحرف شدن و تجاوز جلوگیری می‌کند، پس مشخص و معین نمودن راه و روش دعوت و با طمأنینه و تدریجی گام برداشتن و فراهم و آماده نمودن پایه‌های آن از جمله فرد، خانواده و مجتمع و آگاهی از جهانی بودن دعوت و سایر ویژگی‌های آن فرد را از منحرف شدن و اشتباه و لغزش حفظ می‌کند.

گاهی اوقات در برخی از مناطق افرادی پیدا می‌شوند که در کار دعوتشان جانب سیاسی را بر جانب تربیتی ترجیح داده و آن را برتر می‌دانند، با این گمان که این کار، راه رسیدن به مقصد را کوتاه می‌کند، اما نتیجه عکس نظر آنان از آب درمی‌آید و برخلاف آنچه که می‌پنداشتند می‌شود، بعضی دیگر از افراد هستند که محلی و منطقه‌ای بودن دعوت را بر جهانی بودند آن ترجیح می‌دهند و با این ایده کار می‌کنند وقتی که چشم باز می‌کنند و به خود می‌آیند خود را تنها و در کنج انزوا می‌یابند در حالی که در معرض محاصره برخی از تشکیلات دیگر قرار گرفته اند.

در این میان افرادی هم هستند که با برخی از اشخاص ارتباط برقرار می‌کنند، به حساب این که آنان با جماعت دعوت ارتباط دارند و همه چیز دعوت را در وجود آنان می‌بینند، زمانی که این اشخاص منحرف می‌شوند، افراد پیرو آنان هم منحرف می‌شوند و خودشان را از خیر و برکت این جماعت محروم می‌گردانند.

داشتن آگاهی کامل از مسیر راه دعوت می‌طلبد که گزینش افراد برای این مسیر باید از روی قانع ساختن کامل افراد بعد از تبیین ویژگی‌های راه و کسب اطمینان باشد، چون که برگزیدن راه دعوت و پیمودن آن در زندگی فرد مسأله‌ی مهم و اساسی است و مسأله‌ی فرعی نیست که گفته شود هر چه شد بگذار بشود. بر فرد لازم است پیش از این که حرکتش را در راه دعوت آغاز کند، راه را کاملاً جستجو و مورد بررسی قرار دهد و از مسیر راه اطمینان کامل به دست آورد تا این که در میانه‌ی راه به دنبال هر گونه شعار و یا پلاکارد جذابی واکنش نشان ندهد و احساساتی نشود.

صفات اساسی‌ای که لازم است به وفور در میان جماعتی که در مسیر درست دعوت حرکت می‌کند وجود داشته باشد تا این که ویژگی‌های راه دعوت روشن شود و گزینش راه از روی میل و رغبت و اختیار خوب آنان باشد.

.......................................
نویسنده: استاد مصطفی مشهور
ترجمه: شیخ محمد جبروتی «مدرس سابق مدرسه اسماعیلیه»
منبع: اصلاح
بازديد:809| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت