« وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » مـؤمنان را نسزد كه همگي بيرون روند (‌و براي فراگرفتن معارف اسلامي عازم مراكز علمي اسلامي بشوند)‌. بـايد كـه از هر قوم و قبيله‌اي‌، عدّه‌اي بروند (‌و در تـحصيل علوم ديني تلاش كنند) تا با تعليمات اسلامي آشنا گردند، و هنگامي كه به سوي قوم و قبيلۀ خود برگشتند (‌به تعليم مـردمـان بـپردازنـد و ارشـادشان كنند و) آنـان را (‌از مخالفت فرمان پروردگار) بترسانند تا خودداري كنند

سفری به دنیای تحول و اختلاف | مجله شیخان 29 دي 1393
سفری به دنیای تحول و اختلاف

بطور کلی در دایره ی وسیع اختلافات، ادبیاتی آموزنده درجریان است نخست بشر اولیه در دنیای حیات خود برای بقایش خود را در دنیای وسیع از اختلافات مشاهده کرد و هنگامی که بر جمجمه ی تاریخ بشر دست کشید و قوه تخیل را بکار گرفت ، در واقع به نسخه کهنه طبیعت فراسوی دنیای زندگی خود مراجعه کرده و با امثال فراوان قلم به تفسیراختلافات شگرف در دنیای فیزیکی و ماوراء آن زد . وهریک را با نامی پرمعنا خواند .

از آنجا که افکار بشری ناچار بود در ادبیات تعقل با ساده وتک سلولی وار ، چهار چوب ادبیات علمی خود را مدون کند لذا از طبیعت، ادبیات حیات خویش بدست آورد .

امروزه نخست بحث اختلاف درالفبای ادبیات کودکان دبستان که در ریاضیات تعلیم می بینند ، و هر تعلیم دیده ای باید بپذیرد که در اختلاف بین دو عدد بحث بر سر کم کردن هست و آنگاه به مرور باید بداند که شب و روز بر سر دما در ستیزند،تا هریک بر دیگری ایستیلاء یابد و سبب تولد فصول و تحولات زمانی گردد

یعنی درظرافت دما جنبشی می بیند که لطف تحول ایجاد کرده وچرخه ی بقاء را به طبیعت برای همه ی وجود عرضه میکند کما اینکه به مشابه موج به دل دریای اطراف ما، از گردابهای عمیق گرفته تا به عرصه ی بلندیهای آسمان غبارها حرف از تحول و اختلاف هست،

وگاهی تا اعماق اقیانوس نا آرامی ها پیش رفته در حرکت و تسویه ی موزون با اختلاف ذرات تا به انتهای تحول هم آرام نمیگیرید.

ما هیچ وجودی را در سکون نمی بینیم چه در مادیات و ماوارء آن ، حال که حرف از جنبش و حرکت به میان آمد باید تصدیق کنیم که دنیای تحرک و جنبش در زمین و زمان و آسمان هریک از وجود خویش اخبار شگفت انگیزی به گوش تفکر آدمیان طنین اندازند ،

ما با این مقدمه میخواهیم از اختلاف معنای زنده تری به ارمغان آوریم ، اختلاف و تحول یک واژه نا آرامی هست . تغییر فصول و شب و روز و سال برای توازن و بقاء لازم است ... همه ی تحولات از آثار اختلاف در طبیعت بکر خبر می دهد همه ی این اختلافها در طبیعت برای بقاء اتفاق می افتد .

من میخواهم فرق اختلاف بین ما انسان ها و طبیعت را یدک بکشم ، اختلاف در طبیعت برای احیاء و ساختن وایجاد کردن هست. بشر به تجربه آموخته که بهار هر سال تکرار میشود وبخاطر همین از اختلاف طبیعت به طور تجربی استفاده کرده و میکند و قانون فیزیکی در زمین را تعریف میکند .

در شاخه ی علوم بشری به مرور ضعف و بی چارگی مشهود شده تا جایی که دست به تخصص زد و امروزه می بینیم علم تخصص ایجاد شده یعنی در واقع از یک جهت افراد بشری توفیق سفر به دل پیچیدگی نیازمندیهای جانی و روانی خود نائل شده و از جهتی حد فاصلی بین داشتن و نداشتن علمی خویش ایجاد کرده و نمی دانیم که دراین تخصص ها زندگی هست یا مرگ؟

یعنی تخصص بین علم های مختلف فاصله انداخته، و فاصله هم نوعی اختلاف هست تا هر تخصصی مدعی دانستن یک نوع دانش بشری بوده و زاویه نگرش وی را به دنیای اطراف در برگرفته است .

حال باید این اتفاق صورت بگیرد که علم سومی باید ایجاد شود که کلید ارتباط بین علوم را برقرار کند تا در تخصص ها سازماندهی و سازگاری بین علوم مختلف صورت بگیرد منظورم علوم بشری و فوق بشری هست و الا این اختلافات خطرات جانی و فکری و عقیدتی برای افراد بشر مهیا کرده و بیشتر خواهد کرد.

ما نیازی نداریم به اجزاء در همه این علوم بپردازیم چرا که تضادی دراین نظریه نداریم که تخصص ها یک نوع نیاز و از سوی دیگر ضعف هستند .

اما بحث اختلاف اگه ادامه دهیم در ترکیب های شیمایی وفیزیکی و خواص هر یک یا به نفع بشر میرسیم یا به ضرر او.

هرگاه بشر دنبال منافع بوده از اختلاف بهره زیادی عاید او گردیده و برای طول بقاء خود استفاده کرده است. این افراد بشر هستند که معنای اختلاف را در طبیعت در تفسیرش نابودی معنا کنند یا بقاء و حیاتی نو، بخاطر همین است که دایره ادبیات اختلافات افراد بشری بین خودشان از نوع تصرف اموال و سرقت وخونریزی وجنگ اعتقادی وعلمی وعقلی ناشی شده است در حالی که بشر می تواند برای بقای و طول عمرش از تمام اختلافات موجود در طبیعت غنی که برای بشر مهیا است ، بهرمند گردد و به وفور نعمت هم برسد و گرد این سفره کامل خوش باشد.

شایان ذکر است که دنیای تحول و اختلاف نقطه آغاز دقیقی ندارد و ناگزیریم به هر نقطه ای از دانش بشر در خصوص اختلاف و تحول که اشاره کنیم و برسیم باید بگویم سر آغازتحول و اختلاف بدانیم

البته به استمرار بشر تجربه کرده که تاریخ اختلافات بشر به تاریخ تفکر انسان بر میگردد ، به کرات روانشناسان رشد و نمو فکر بشر را منوط به زمان دانسته اند یعنی تحول مغزی بشر را با زمان مقایسه کرده و تاریخ شکوفایی علمی را ورق میزند و وارد دنیای جدیدی میگردد و مدعی می شود که یک قدم نسبت به گذشته موفق تر بوده است .

امروزه دنیا عقلی را در افلام کودکان ماشینی کرده تا قوه مخیله آنها را بکار بگیرند آنها برای این توجیه شان قدم اول هر نظریه ها را در حصار تخیلات تعریف میکنند و بطور کلی خلاقیت ها را میخواهند در دنیای تخیلات افراد بشر جستجو کنند

اما این نظام نگرشی برای ما ثابت نشده و چه بسا در فضای ندانسته ها گم شده تا بی کران ها عمر زندگی به پایان رسانده است .

دانش ها زنجیره ای هستند یعنی افراد بشر معمولا کلی نگرند و در جزئیات عاجزتر میگردند و بخاطر همین گاهی در تخیلات باقی می مانند یا به خرفات انتزاعی گرفتار شده واز خلاقیت محروم میگردند

امروزه علم تخصص جای پایی برای وارد شدن به عرصه جزئیات علمی دست به ابتکار آزمایشی زده تا درآزمون و خطا خود آزمایی در دنیای علم و تمدن محک بزند .

چه بسا آزمایشگاه ها تاسیس شده ، اینکه تخصص ها به ادغام تعلیم و تجربه دست میزنند ولی بگونه ای گرفتار اثبات شده ها شده است و در همان شکل نظریه ها باقی مانده است در واقع به دنیا تخیل دوباره گاهی بر میگردد و این رکود فکر متحیرش کرده است.

روانشناسان تاریخ ،عواملی متعدد سبب اختلاف فکری بشر تعریف کرده اند اما می توان گفت اغلب اختلاف های اخلاقی بشر ناشی از عجز و ناتوانی حل معمای مشکلات انسانی دانسته اند ،

ما به کرات می بینیم اغلب انتقاد ها و گله و شکایت ها مرسوم بین افراد بشری گواه این مدعاست ، در حالی که صاحب نظران مدعی اند برای هر مشکلی راه حلی هست پس می توان گفت اغلب اختلافات بین بشر برای کم کردن یکی از دیگری هست نه تکامل چرخه طبیعی حیات بشری

و اغلب خونریزی ها گواه این نظریه است و این قوه ی تفکر بشر بطور کلی موفق نشده است تا به نفع بشر کاری بکند و از اختلاف به تحول نو و شکوفا برسد.

به جرات میتوان تفکر بشر برای تفکر و تحول وبقاء مهم دانست نه برای عکس آن. منتها هرچه بشر پیچده تر فکر زند مشکلات را دارد پیچیده تر می کند و درصدکمی از آن تفکرات به نفع بشرتمام شده است و واین به نفع انسان در جمع بندی کلی نیست.

ما در دنیای پیچیدگی ها دست وپا می زنیم . گرچه اغلب بدبختی های بشر امروزی برای انضباط یک تحول چشم پوشی از گذشته صالحه ی انسانی بوده ولی به عبرت ها بی توجهی میکند.

پتک سخت دلی یر پیکره ی دانش گذشتگان زده و ثمره ی زحمات علمای متفکر به نابودی ارزش علمی بشر دارد منتهی میگردد .در واقع بشر کار قابیل و هابیل دارد ادامه می دهند.

اختلافات جزئئ الفبای کلی تحولات و اختلافات علمی در همه علوم محسوب میگرددند و لیکن ما فعلا در دنیای جزئیات در همه زمینه علمی مدفون شده ایم و کار بقا ما در مرگ و عجز خلاصه گردیده است واغلب در این حصار علمی دینی و دنیایی زندان شده ایم.

اگر نگرش ها را از زوایای مختلف علمی پیش بگیریم دامنه دید ما از دنیای تحول و اختلاف، وسعت بیشتری می یابد وبه دانشی نوین خواهیم رسید بطوریکه اگر در این عنوان عمیق تروتا شگفتی ها پیش برویم ، بوضوح می بینیم برای دو شی ای که اختلاف بین شان هست نیازمند میگردیم. به عنوان مثال برای چگونگی ایجاد بیماری و درمان آن از قدیم توجه فراوانی شده هر دو بر اثر تحول ایجاد شده اند و زمان تحول، یک بیماری برای پزشکان مهم میباشد چون دوره درمان دقیقا با زمان پاسخ میدهد و دوره ی درمانی لازمه درمان میدانند،

برای اختلاف اخلاقی بشرکتابهای متعددی نوشته شده و هر ملتی با اعتقادش مکتب تفکرش بنا گذاشته، اینکه تضاد اعتقادی یک مکتبی با مکتب دیگر یک نوع اختلاف هست حرفی نیست ، حرف ما بر این است که اختلاف باید سبب یک تحول سودمند گردد و مطابق طبیعت برای احیاء و نجات بشر صورت بگیرد نه نابودی و تخریب ، البته انسانی که بنای وجودش از دو عنصر بدن و روح هست . که پایان این وجود بین خاک و ماواء خاک تقسیم میشود ، بدن در خاک مدفون شده و روح به جای میرود که از همان جا آمده است و این اعتقاد اکثر مکتب های بشری شامل میشود ،

خونی که در بدن ها در جریان هست یک مایع عادت پذیر است و با خاک ودمای اطراف آن، برای بقائ سازشگر است و همینطور در سایر موجودات دیگر این نظریه تصدیق میشود حتی گاهی غده ی سرطانی برای قوامش به سازش با دارو ها متحول میشود تا اثر داروهای اختلاف را خنثی کند ،

پس میتوان در خیلی از اختلافات برای تحول سودمند استفاده کرد و مطابق طبیعت برای تکامل و شکوفایی بهار از پاییز نگران نباشیم و بیایید عبرت را به طبیعت عودت دهیم وبا این چرخه ی برحق و ما خلقت هذا باطلا فضای روحی وجانی انسانها را تضمین کنیم ، چون همه به زنده بودن و زندگی نیازمندیم با توجه به عقل باید حدفاصلی بین ما انسان ها و سایر جانوران حفظ شود تا نسل بشری با استعدادهای مختلفش ازخطر انقراض نجات یابد.

.......................................
نویسنده: یوسف نورایی
بازديد:1072| نظر(0)

نظرسنجی

عالي
خوب
متوسط
می پسندم


آمار بازدیدکنندگان
جستجو در سایت